بررسي تطبيقي مباني «قاعدة لطف» در اماميه و آموزة «فيض» در مسيحيت كاتوليك

سال چهارم، شماره دوم، پياپي 14، بهار 1392، ص 73 ـ 95


محمدحسین طاهری / استادیار گروه ادیان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) Taheri-akerdi@iki.ac.ir


 حسن دین‌پناه / دانشجوی کارشناسی ارشد ادیان، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) hasandinpanah@gmail


 دريافت: 10/ 6/ 1392 ـ پذيرش: 25/ 10/ 1392



چکيده


یکی از آموزه‌هایی که در امامیه و مسیحیت کاتولیک داراي اسمی مشترک است، آموزة grace، لطف یا فیض الهی است. همان‌گونه که قاعده لطف، ‌از مهم‌ترین قواعد در كلام امامیه است، از مسئلة فیض نیز به‌عنوان هستة مرکزی، برای اثبات ساير آموزه‌های الهیات کاتولیک، استفاده می‌شود. از منظر دو مذهب، لطف و فیض الهي نوعي مداخله و تدبیر خداوند در زندگي انسان است كه موجب دوری فرد از گناه، و رساندن او به رستگاري و نجات مي‌شود. با وجود این، دو آموزه مبانی واحدی ندارند. برای بررسی این ادعا لازم است نسبت میان این دو، مورد تأمل قرار گیرد. این مسئله ابعاد گوناگونی دارد.

این مقاله با رويكرد نظري و بررسي اسنادي به بیان مبانی، شباهت‌ها و تفاوت‌های اين دو قاعده به‌صورت بررسی تطبیقی مي‌پردازد. در این پژوهش نشان دادیم که آن ‌دو، از حیث مبانی و پیش‌فرض‌ها تفاوت بنیادین دارند هرچند اندک شباهتی در میان مبانی آن دو مشاهده می‌شود.


کلیدواژه‌ها: قاعدة لطف، آموزة فیض، امامیه، کاتولیک، حکمت، رحمت.