ظرفيت ها و ضرورت هاي انديشه اجتماعي در كلام اشاعره

سال هفتم، شماره اول، پياپي 25، زمستان 1394


ابراهيم عباسپور / دانشجوي دکتري جامعه شناسي فرهنگي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                  


دريافت: 29/2/1394 ـ پذيرش: 18/6/1394                                                            eb.abaspour@gmail.com



چکيده


هر نظريه اجتماعي در بدو شکل گيري، از عوامل متعددي تأثير مي پذيرد. انديشه اجتماعي اشاعره نيز مبتني بر مبادي و مباني معرفتي و غيرمعرفتي خاصي است که در ريشه کلام اشعري دارد. ابتناي چنين دانشي بر مباني کلام اشعري، حوزه هاي فکري ويژه اي را فعال مي کند که محافظه کاري و تمرکز بر توصيف و تبيين را وظيفه اصلي اين دانش قرار مي دهد. با توجه به عقبه تفکر اشعري، ظرفيت دانش تفسيري، تفهمي و انتقادي را از آن سلب مي کند. از سوي ديگر، اين دانش را به رئاليست ها نزديک مي سازد که خود را در حصار امر واقع و رخدادهاي گذشته محصور کرده و ظرفيت خروج از وضع موجود و آرمان پردازي را نخواهد داشت. در اين تحقيق، مباني هستي شناختي، انسان شناختي و معرفت شناختي اشاعره، به عنوان مباني معرفتي آنان بررسي شده و در قالب روش شناسي بنيادين، ظرفيت هاي توليد دانش اجتماعي آن مباني بيان شده است.


 


کليد واژها: اشعري، حسن و قبح شرعي، کسب، عليت، اراده الهي، گذشته گرايي، انديشه اجتماعي.