روش‌شناسي بنيادين نظريه فرهنگي پيتر.ال.برگر

سال نهم، شماره سوم، پياپي 35، تابستان 1397



سيدعباس حسيني / دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام    s.a.hoseini1361@gmail.com

دريافت: 21/04/1397 ـ پذيرش: 01/09/1397

چکیده

یکی از جامعه‌شناسان برجسته و داراي نظام فکري منسجم، پیتر برگر است؛ او با رویکرد پدیدارشناختی، فرهنگ را معرفت زندگی روزمره تعریف می‌کند. اين مقاله، درصدد مطالعة مباني معرفتي و غیرمعرفتی نظريه فرهنگي برگر، بر اساس روش‌شناسی بنیادین است. نتايج اين بررسي نشان می‌دهد كه نظرية برگر، در مباني غيرمعرفتي، علاوه بر ویژگی‌های فردی و انگیزه‌های شخصی، تحت تأثیر فضاي سیاسی و ایدئولوژیکی سکولار حاكم بر آمريكا بوده است و در مبانی غیرمعرفتی نظریه خود: 1. در برونی‌سازی، از جهت معناداری جهان، نقش دین در نظم اجتماعی، عرفی شدن دین در دوران مدرن، تحت تأثیر اندیشه‎های ماکس وبر و شلایرماخر است. از حیث تأکید بر واقعیت زندگی روزمره، حیث التفاتی آگاهی، چندوجهی بودن واقعیت، بین‎الاذهانی بودن شناخت، متأثر از نظریات آلفرد شوتس است. 2. در عینی‌سازی، در «تأکید بر واقعیت اجتماعی و عینیت اجتماعی» تحت تأثیر دورکیم مي‌باشد. 3. در درونی‌سازی، با استفاده از پیش‌فرض‌های روان‌شناختی، تحت تأثیر اندیشه‌های هربرت‌مید بوده است. اين تأثيرات، موجب شده تا برگر تحت تأثیر آنها در مبانی معرفتی نظریه فرهنگی خود، در هستی‌شناسی و معرفت‌شناسي دیدگاهی سکولار داشته باشد. این امر سبب شده تا نظریه فرهنگی او، بريده از ماوراء‌طبيعت، ساخته و پرداخته بشر باشد و نتواند چتر معنا و نظم را در طبيعت و جامعه بشري بگستراند.

کلیدواژه‌ها: پیتر. ال. برگر، روش‌شناسي بنيادين، نظريه فرهنگي، برونی‌سازی، عینی‌سازی، درونی‌سازی.