روش‌شناسي انديشه اجتماعي دوركيم، وينچ و علامه طباطبايي

سال دوم، شماره چهارم، پاييز 1390، صفحه 103 ـ 124


Ma'rifat-i Farhangi Ejtemaii, Vol. 2. No. 4, Fall 2011


قاسم ابراهيمي پور*


چكيده


جامعه شناسي تحت تأثير مکاتب فلسفي، موضوع، هدف و روش هاي متفاوتي را اتخاذ نموده است. جامعه شناسي دورکيم، بر فلسفة اثباتي کنت مبتني است و علم را به سطح واقعيات قابل مشاهده تقليل داده، بدون توجه به معناي رفتار، تنها تبيين علّي را در دستور کار خود قرار مي دهد. جامعه شناسي وينچ، با تکيه بر فلسفة ويتگنشتاين دوم، بدون توجه به علل پديده هاي اجتماعي، تفسير رفتار معنادار با روش هاي تفهمي و بررسي دلايل انجام کنش را برجسته مي سازد. علامه طباطبايي نيز بر مبناي حکمت صدرايي، حس، عقل، شهود و وحي را به عنوان منابع معرفت مي پذيرد و معتقد است هر يک به سطحي از واقعيت نظر دارد. از اين رو، نظريه هاي متنوع تفسيري، تبييني، هنجاري و  انتقادي بر مبناي ايشان قابل طرح است که هر يک از منبعي خاص برخاسته و به سطحي از واقعيت اشاره دارد و با آزمون هاي ويژه اي نيز مورد بررسي قرار مي گيرد.


کليدواژه ها: انديشه اجتماعي، جامعه شناسي، روش شناسي، دورکيم، وينچ، علامه طباطبايي، نظريه.