فصل نامه فرهنگی
فصل نامه فرهنگی شماره 44

بایگانی نشریه

رابطه تكليف و مصلحت

 سيدمحمدحسن صالح



درست در روزهای داغ وتب‌آلود مدینه، گوش‌ها و دهان‌ها به تکاپو افتاد، خبری جدید همه را به شدت مشغول کرده بود. جنگ! در این اوج گرما! آن‌هم در نود فرسخی مدینه و در مقابل سپاه تا بن دندان مسلح روم! هراکلیوس امپراتور روم سپاهی بزرگ و مسلح را گردآورده تا کار جمهوری نوپای اسلام را یکسره کند. پیامبر خاتم(ص) هم مهیای لشکری در خور است. مقصد هم نزدیک نیست، چند صد کیلومتری مدینه، نزدیک مرز شام...هوای گرم وسوزان حجاز،کمبود مواد غذایی، دوری راه و ترس از سپاه عظیم ناشناخته و اجنبی همه بهانه‌های مناسبی بودند برای منافقان که دست روی دست بگذارند و عازم جهاد نشوند. در حالی‌که بسیاری از تازه مسلمانان مشغول تیز کردن شمشیرها و تیمار اسب‌ها و یا خداحافظی با خویشان و پاره‌های تنشان بودند، طبق گزارش قرآن، این رفاه زدگان پرمدعا که خوشحالی خود از این نافرمانی را پنهان نمی کردند به هرکوی و نشان که می‌رسیدند می‌گفتند: ...در گرما رهسپار جنگ نشوید... و قرآن را بشنو که جواب می‌دهد: بگو آتش دوزخ گرم تر است.(توبه،81)...