فصل نامه فرهنگی
فصل نامه فرهنگی شماره 44

بایگانی نشریه

ناكارآمدسازي دين، تاكتيك غرب باوران

الهام عباسی



اگر بخواهیم ارزیابی و برآیندی واقع‌گرایانه از وضعیتِ فرهنگ در طی چهل سالی که از انقلاب اسلامی گذشته است داشته باشیم، میزان تولیدات و برنامه‌ریزی‌های فرهنگی، جشنواره‌ها و همایش‌ها و گردهمایی‌ها هیچ یک ملاکِ کارِ فرهنگی، اثرگذاری و توفیقات در عرصه‌ی فرهنگ  نخواهند بود! کار فرهنگی و موفقیت آن را باید با میزانِ تغییری که توانسته در سبک و روش زندگیِ واقعی مردم یک جامعه ایجاد کند، سنجید و از این دیدگاه مطالعه‌ی روش زندگی کنونی و مسیر حرکت آن با وضعیتِ مطلوب در تفکر انقلابی و اسلامی ما فاصله‌ی زیادی دارد. پیش از آن که به پرسش از وضعیتِ فرهنگی کنونی و مقایسه‌ی آن با فرهنگِ اسلامی که از اهداف اساسی انقلاب است، بپردازیم و نیز پیش از آن که بپرسیم اساساً فهمِ آن سرپرست و مدیر فرهنگی یا آن حزب‌اللهیِ انقلابی از فرهنگ کدام است؟ و با کدام فهم از فرهنگ است که کارِ فرهنگی می‌کند؟ تا بعد بدانیم کارِ فرهنگی چرا عموماً نتیجه‌ی دلخواه را به دست نمی‌دهد؟ لازم است تا قدری از مقدماتی که لازمه‌ی فهم و دانستنِ ضرورتِ این پرسش‌هاست بگوییم. چه این که به نظر می‌رسد در بُرهه‌ای هستیم که لازم است یک‌بار دیگر خودِ مسئله و پرسش را بازخوانی کنیم و بیش از آن که معطوف به پاسخ باشیم، مسئله را با دقتی دوباره تبیین کنیم...