فصل نامه علمی - پژوهشی
فصل نامه علمی - پژوهشی روان شناسي و دين

بایگانی نشریه

بررسي رابطه بين ميزان دين‌داري والدين با خشونت ميان فردي فرزندان پسر دبيرستاني

سال چهارم، شماره اول، بهار 1390، ص 71 ـ 87


Ravanshenasi-va- Din, Vol.4. No.1, Spring 2011


فائزه ديوبند*/ مهربان پارسامهر**


چكيده


پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين دين‌داري والدين با خشونت فرزندان پسر دبيرستاني انجام شده است. اين پيمايش با استفاده از ابزار پرسش‌نامه روي 385 نفر از دانش آموزان پسر دبيرستان­هاي شهر يزد كه با روش خوشه­اي چند مرحله­اي انتخاب شده‌اند، صورت يافته است.


همان‌طور كه نتايج نشان داده است، بين دين‌داري والدين و خشونت فرزندان رابطه منفي و معناداري وجود داشته و هر چه دين‌داري والدين بالاتر رفته، خشونت فرزندان كاهش يافته است. ميزان اين همبستگي در مورد رابطه دين‌داري پدر با خشونت فرزند معنادارتر بوده است. بنابراين، تقويت باورهاي ديني در والدين مي‌تواند نقش مؤثري در كاهش رفتارهاي انحرافي، چون خشونت ايفا كند.


كليد واژه‌ها: دين‌داري، والدين، خشونت ميان فردي، پسران نوجوان، يزد.






مقدمه


خشونت1 عملي آسيب­رسان است كه فرد براي پيشبرد مقاصد خويش به كار مي­برد و صرفاً جنبه فيزيكي(بدني) ندارد، بلكه ممكن است ابعاد رواني (فحاشي، تحقير، منزوي كردن، داد و فريادزدن و ...)، اقتصادي (شكستن وسايل) وحتي جنسي (آزار و مزاحمت جنسي و تجاوز) نيز داشته باشد.2 در تقسيم­بندي ديگري آن را به چهار نوع فيزكي (نسبت به انسان، اعم از درون فردي و ميان فردي و خشونت نسبت به اشيا و اموال، اعم از اموال شخصي يا عمومي)، كلامي، تركيبي (تركيبي از دو نوع قبلي) و اجتماعي (سرپيچي از مقررات) تقسيم كرده‌اند.3


افراد به دلايل گوناگون، از جمله تضاد منافع، با يكديگر درگيري­هاي خشونت‌آميز داشته و دارند. اما در جامعه امروز خشونت به شكل­هاي مختلف آن به معضل اجتماعي رو به رشد و به عنوان بخشي از رفتار معمولي تبديل شده است.4 گسترش دامنه خشونت و پرخاشگري، به ويژه در سال­هاي اخير در جامعه ايران يكي از جدي­ترين آسيب­هاي اجتماعي به شمار مي­رود.5 خشونت را مي­توان به طور روز­افزوني در برخوردهاي بين افراد (خشونت عليه زنان و كودكان در خانواده و جامعه و حتي قتل، همسركشي و كودك­آزاري، اهانت به ديگران و خشونت عليه اموال و ...) در جامعه مشاهده كرد و ما هر روز شاهد تظاهر آن در محيط مدرسه، زمين ورزشي، خانه و خيابان و امثال آن هستيم.6


ترديدي وجود ندارد كه وجود خشونت در جامعه مي­تواند آسيب­هاي جدي جسمي و رواني را به افراد و خسارت­هاي بزرگي را به اموال وارد آورد و هنگامي كه اشاعه يابد مي­تواند آسيب­هاي عميقي را بر روابط اجتماعي وارد سازد.7 اما بايد اين نكته را خاطرنشان كرد كه توجه به مسئله­ خشونت در بين نوجوانان، اهميت ويژه­اي دارد، چرا كه از يك طرف، نوجوانان بخش اعظمي از اوقات روز خود را در مدرسه مي­گذرانند و دانش آموزي كه در محيط مدرسه تحت خشونت­هاي كلامي يا بدني قرار گيرد يا اينكه آن‌را مشاهده كند دچار احساس ناامني و بيزاري از مدرسه مي­شود، و اين امرخود را به تدريج به صورت افت تحصيلي يا ترك تحصيل نشان مي­دهد.8 از طرف ديگر بايد گفت كه شخصيت آدمي در سنين كودكي و نوجواني تحت تأثير نهادها و عوامل اجتماعي شدن (خانواده، مدرسه، هم‌سالان، رسانه­هاي جمعي و ...) شكل مي­گيرد و اين نهادها در ايجاد پيوند با جامعه و دروني كردن ارزش‌هاي آن در افراد، بسيار مؤثرند.9 هيرشي10 معتقد است كه رفتارهاي انحرافي (از جمله خشونت) زماني واقع مي­شوند كه پيوند فرد و جامعه ضعيف يا گسسته شود. در واقع، هرچه پيوند افراد با جامعه بيشتر باشد احتمال كج‌رفتاري كمتر خواهد بود. در اين ميان، خانواده و جامعه دو عامل مهم در ايجاد اين پيوند هستند.11 اما اين نكته را نيز بايد خاطر نشان كرد كه نهاد خانواده عامل اصلي اجتماعي­شدن در دوران طفوليت است و بدهي است كه در سنين نوجواني تنها معدودي از نوجوانان ممكن است به سادگي و بي­چون و چرا بينش والدين خود را بپذيرند،12 چرا كه نوجواني آغاز ورود به جامعه وسيع­تر و استقلال از والدين و كاهش ارتباط با آنهاست.13 اين امر، نقش والدين را حساس‌تر و دشوارتر از قبل خواهد ساخت و آنها بايد با وجود اين استقلال­طلبي به تربيت و دروني ساختن هنجارهاي جامعه در نوجوان بپردازند. نظارت و عملكرد درست يا نادرست خانواده و والدين در اين دوران حساس، نقش مهمي بر فرايند جامعه­پذيري نوجوان و رشد رفتار بهنجار يا نابهنجار در او دارد و روابط والدين و عملكرد خانواده با رشد رفتاري نوجوان ارتباط دارد.14


ناي15 معتقد است خانواده از طريق چهار عامل به تقويت پيوند اجتماعي نوجوان با جامعه و در نتيجه، كاهش رفتارهاي انحرافي مي‌پردازد. از جمله عواملي كه ناي آنها را در جامعه‌پذيري توسط خانواده مهم مي‌داند، عبارت‌اند از:


نظارت غير مستقيم: به اين صورت كه نوجوان به دليل بستگي و وابستگي عاطفي كه با خانواده خود دارد، سعي مي­كند طبق ميل آنها رفتار كند و كاري نكند كه باعث رنجش و ناراحتي آنها شود. به اعتقاد ناي نوجواناني كه به والدين و خانواده خود دلبستگي بيشتري دارند، كمتر به رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت روي مي­آورند.16 پژوهش­ها نشان مي­دهد خانواده­هاي سردي كه خيلي از فرزندانشان انتقاد مي‌كنند و رابطه صميمي با آنها ندارند، كودكان بزهكار توليد مي­كنند.17 بنابراين، وابستگي عاطفي اعضاي خانواده به همديگر، روي رفتارهاي مسئله­دار نوجوانان مؤثر است.18


نظارت غير مستقيم: تنبيه نوعي محدوديت مستقيم از جانب خانواده است.19 پژوهش‌ها نشان مي‌دهد كه در بيشتر موارد، پدر و مادرهاي بزهكاران يا خيلي سخت‌گيري و تنبيه مي­كرده‌اند و يا خيلي سهل­گير بوده و كنترل نداشته‌اند.20 بنابراين، ميزان كنترلي كه والدين روي فرزندان اعمال مي­كنند در بروز رفتارهاي مسئله­دار نوجوانان مؤثر است.21


ارضاي نيازها، تأمين زندگي و فراهم كردن امكانات موفقيت براي نوجوان: خانواده­هايي كه در انجام اين امر توانايي كمتري دارند كمتر مي­توانند از نوجوانان خود انتظار هم‌نوايي داشته باشند. ناي معتقد است فروپاشي خانواده كم اهميت­تر از خوشحالي و خوشبختي خانواده است. خانواده‌اي كه پر از تشنج و اختلاف است مي­تواند نقش مهمي در كج‌رفتاري نوجوان بازي كند. اما نوجواني كه در خانواده طلاق گرفته، ولي آرام زندگي كند وضعيت بهتري دارد.22پژوهش­ها نشان مي­دهد خانواده­هايي كه ناسازگاري و درگيري زيادي دارند، بيشتر داراي فرزنداني پرخاشگر و متجاوز به حقوق ديگران­اند.23


اما مهم‌ترين عامل از نظر ناي، نقش خانواده در نظارت يا كنترل دروني است؛ به اين طريق كه خانواده به ايجاد وجدان، يعني دروني كردن هنجارها، ارزش‌ها و نيز احساس شرم و گناه در صورت ارتكاب به كج‌رفتاري مي­پردازد.24 با توجه به تأكيد آموزه‌هاي ديني بر مدارا و سازش با ديگران و همچنين تأكيد بر احترام متقابل، باورهاي ديني مي­توانند نقش مؤثري در كاهش انحرافات و از جمله خشونت داشته باشند. به نظر مي­رسد والديني كه دين‌داري يا تعهدات ديني بالاتري دارند، تعهد به دستورات اخلاقي دين را به فرزندان خود نيز انتقال داده و باعث افزايش نيروي كنترل دروني در آنها مي­شوند.


اين نكته در تحقيقات مختلف نيز بررسي شده است. فاضل‌نيا(1380) به اين نتيجه رسيده است كه فقدان باورهاي مذهبي در خانواده نقش مؤثري در رفتارهاي آسيب­زاي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت دارد.25 مشكاني(1381) نيز به اين نتيجه رسيده است كه باورها و نگرش­هاي مذهبي و اخلاقي نقش تعيين كننده­اي در تعيين شدت بزهكاري دارند.26 مسرور شلماني(1381) بين اعتقادات مذهبي خانواده و رفتار بزهكارانه، همبستگي معكوسي مشاهده كرده است. اسميت و فاريس (2002) نيز نقش مذهب و حضور در تشكل­هاي مذهبي را در كاهش انحرافاتي چون سوء استفاده از مواد، مصرف دارو، دزدي، مسائل مدرسه و خشونت و امثال آن معنادار نشان داده‌اند.27 البته در اين ميان، تحقيقات گيلت و كلي(2006) در تحقيقات خود، رابطه معناداري بين دين‌داري و رفتارهاي انحرافي مشاهده نكرده‌اند.28


بنابر اين، طبق نظر ناي و همچنين نتايج برخي از پژوهش­ها، خانواده و باورهاي مذهبي و اخلاقي آن، نقش مؤثري در رفتار افراد دارند. به اين منظور، پژوهش حاضر درصدد يافتن پاسخ سؤال است كه آيا خشونت نوجوانان پسر با دين‌داري والدين در ارتباط است؟



روش تحقيق


روش تحقيق در اين پژوهش، پيمايشي بوده و اين پژوهش از نوع مقطعي مي­باشد كه با تكنيك پرسش‌نامه خود اجرا انجام شده است. همچنين واحد تحليل آن، فرد (دانش‌آموز) مي­باشد و سطح تحليل، خرد است.


جامعه آماري اين تحقيق، دانش­آموزان پسر دبيرستان­هاي شهر يزد بوده است كه در سال تحصيلي 87-88 در دبيرستان­هاي دولتي و غير انتفاعي مشغول به تحصيل بوده­اند. 385 نفر از دانش­آموزان به روش نمونه­گيري خوشه­اي چند مرحله­اي انتخاب شده‌اند. در مرحله اول، از ميان دو ناحيه آموزش و پرورش شهرستان يزد ناحيه يك به طور تصادفي انتخاب شده است. در مرحله دوم، از ميان مدارس متعدد ناحيه يك، تعداد پنج مدرسه به صورت تصادفي انتخاب شده‌اند. در مرحله سوم، از ميان كلاس‌هاي متعدد هر مدرسه، چهار كلاس به صورت تصادفي انتخاب شده و در نهايت، دانش‌آموزان كلاس تمام شماري شده‌اند.



ابزار اندازه‌گيري



پرسش‌نامه ويژگي‌هاي اجتماعي جمعيت‌شناختي


اين پرسش‌نامه شامل متغيرهايي چون سن، محل تولد، پايه تحصيلي، نوع مدرسه، تعداد فرزندان خانواده و پايگاه اقتصادي ـ اجتماعي خانواده است. براي تعيين پايگاه اقتصادي- اجتماعي پاسخ‌گويان، از روش تركيبي و شاخص­هاي تحصيلات و شغل پدر و مادر، نوع مسكن و درآمد خانواده دانكن29 و نام30 استفاده شده است. بر اين اساس، ضمن طرح اين شش شاخص به سي داور، وزن 1 ـ 5 به آنها داده شده، سپس ميانگين وزني هر عامل به ترتيب زير مشخص گرديده است: شغل پدر 49/5، درآمد خانواده 29/4، تحصيلات پدر 1/4، تحصيلات مادر7 /2، شغل مادر 3/2 و مسكن 2 . در مرحله بعد، از مجموع نمره‌هاي جزئي خانواده فرد، رتبه كل فرد به‌دست آمده و در نهايت با استفاده از روش محاسبه دامنه تغييرات، سه طبقه اقتصادي بالا، متوسط و پايين محاسبه شده است.



پرسش‌نامه خشونت ميان‌فردي


براي سنجش اين متغير، از مقياس تاكتيك­هاي تضاد31 (cts) استفاده شده است. بر اين اساس، خشونت به سه بعد خشونت لفظي يا كلامي، خشونت جسماني ملايم و خشونت جسماني شديد تقسيم شده است. پاسخ‌گويان مي­بايستي بعد از مطالعه هر‌كدام از اين گويه­ها يكي از گزينه­هاي هرگز، 1-2 بار، 3-5 بار، 6-10 بار و بيش از 10 بار را براي شش ماه گذشته خود علامت بزنند. حاصل جمع امتيازات پاسخ‌گو براي هر بعد، ميزان خشونت وي در آن بعد را نشان مي­دهد. ميزان خشونت كل از طريق جمع ابعاد گوناگون خشونت به دست آمده است. از مقياس cts به طور روز افزون به عنوان ابزاري براي تشخيص بيماري در خانواده درماني استفاده مي‌شود. همچنين مقاله‌هاي متعددي در مورد آن نوشته‌اند كه اعتبار و روايي و ساختار عاملي اين مقياس را به اثبات رسانده‌اند.32 جهت برآورد اعتبار اين پرسش‌نامه، از اعتبار محتوا و علاوه بر آن از اعتبار سازه از طريق تحليل عامل و با استفاده از روش چرخش واريماكس براي گويه­هاي مربوط به متغير وابسته(خشونت ميان­فردي) استفاده شده است(جدول شماره 1 و 2). براي سنجش پايايي مقياس­هاي مورد استفاده نيز از آلفاي كرونباخ استفاده شده است(جدول شماره 3). نتايج نشان مي‌دهد كه پرسش‌نامه پايايي لازم را نيز دارد.


جدول شماره 1: ابعاد خشونت ميان فردي و ميزان درصد تبيين شده توسط آنها































عامل­هاي مشترك



تعداد گويه­ها



درصد واريانس تبيين شده



خشونت كلامي



3



191/9



خشونت جسماني ملايم



10



757/44



خشونت جسماني شديد



4



09/8



كل



17



038/62



جدول شماره 2: بارهاي عاملي سؤال‌هاي ابعاد مختلف متغير خشونت ميان فردي





















































































































سوال



عامل



1



2



3



درگيري و كتك كاري كردن



815/0



 

 

دست به يقه شدن



777/0



 

 

لگدزدن



771/0



 

 

مشت زدن



770/0



 

 

در دعواهاي گروهي شركت كردن



774/0



 

 

سيلي زدن



723/0



 

 

گلوي كسي را با دست فشردن



721/0



 

 

چيزي را به كسي پرتاب كردن



592/0



 

 

تنه زدن



558/0



 

 

هل دادن



523/0



 

 

داد و فرياد



 

83/0



 

دشنام



 

815/0



 

مسخره كردن



 

731/0



 

كسي را با زور و تهديد مجبور به كاري كردن



 

 

76/0



با زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن



 

 

689/0



استفاده از چاقو و زنجير و مانند



 

 

629/0



باچاقو و زنجير و مانند آن تهديد كردن



 

 

612/0



جدول شماره 3: مقدار ضريب آلفاي كرونباخ متغيرهاي مستقل و وابسته




































مقياس



تعداد گويه­ها



آلفاي كرونباخ



دين‌داري مادر



6



77/0



دين‌داري پدر



6



76/0



خشونت كلامي



3



79/0



خشونت جسماني ملايم



10



93/0



خشونت جسماني شديد



4



87/0




پرسش‌نامه دين‌داري والدين


براي سنجش متغير دين‌داري والدين، معرف‌هايي چون انجام مناسك، اعتقاد ديني و اطلاعات ديني در نظر گرفته شده، سپس اين معرف­ها در قالب گويه­ها و سؤال‌هايي روي مقياس ليكرت تنظيم شده‌اند. پاسخ‌گويان مي‌بايست با توجه به شناختي كه از والدين خود در زمينه مسائل مربوط به دين‌داري داشتند، گويه­هايي شامل موارد كاملاً موافق، موافق، تاحدودي، مخالف و كاملاً مخالف را، انتخاب مي‌كردند. پرسش‌نامه مزبور از اعتبار صوري بهره‌مند است و علاوه بر اين، نتايج آلفاي كرونباخ(جدول شماره 3) نيز نشان مي‌دهد كه از پايايي مناسبي برخوردار است.



يافته‌هاي تحقيق



يافته‌ِهاي توصيفي


ميانگين سن پاسخ‌گويان 42/16 سال و ميانگين تعداد فرزندان خانواده‌ها 87/3 است. 6/82% متولد شهر يزد، 9/9% متولد شهرستان­ها و روستاهاي اطراف يزد و 5/7% از ساير استان­ها بوده­اند. 5/73% از مدارس دولتي و 5/26% از مدارس غير انتفاعي بوده­اند. 20% از پايه اول دبيرستان، 8/40% از پايه دوم و 2/33% از پايه سوم دبيرستان بوده­اند. 46% از طبقه پايين، 3/47% درصد از طبقه متوسط و 8/6% از طبقه بالا بوده‌اند.


در جدول شماره 4 توزيع فراواني گويه‌هاي مربوط به خشونت ميان فردي ارائه

شده است. همان‌طور كه نتايج نشان مي‌دهد، بيشترين ميزان خشونت مربوط به دشنام دادن از خشونت كلامي بوده است با 5/37% براي بيش از 10 بار و كمترين ميزان

خشونت مربوط به زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن از خشونت جسماني شديد

با 3/1% بوده است.


جدول شماره 4: توزيع فراواني گويه‌هاي ابعاد سه‌گانه متغير خشونت ميان‌فردي





























































































































































طيف



رديف گويه



ابعاد



بيش از 10



6-10



3-5



1-2



هرگز



5/27



9/16



1/16



5/27



9/11



دشنام



كلامي



4/31



2/19



8/14



9/23



6/10



داد و فرياد



9/21



2/12



2/12



1/16



1/29



مسخره كردن



6/10



7/4



9/17



9/30



8/35



هل دادن



جسماني ملايم



4/10



4/9



7/19



8/28



7/31



تنه زدن



4/9



7/4



14



5/27



4/44



سيلي زدن



6/8



7/4



7/11



8/21



2/53



مشت زدن



4/10



4/4



5/14



4/31



2/39



لگدزدن



1/8



4/4



14



3/21



2/52



چيزي را به كسي پرتاب كردن



8/8



2/4



6/10



9/23



5/52



درگيري و كتك كاري كردن



5/7



4/3



9/10



4/18



7/59



گلوي كسي را با دست فشردن



2/11



6



20



1/28



8/34



دست به يقه شدن



7



7/4



8/6



8/15



7/65



در دعواهاي گروهي شركت كردن



9/3



7/4



4/9



7/18



4/63



باچاقو و زنجير و مانند آن تهديد كردن



جسماني شديد



6/3



6/2



6/8



3/15



9/69



استفاده از چاقو و زنجير و مانند آن



6/2



6/1



2/6



4/9



8/80



كسي را با زور و تهديد مجبور به كاري كردن



3/1



8/0



6/3



7



3/87



با زور و تهديد چيزي را از كسي گرفتن



در جدول شماره 5 توزيع فراواني درصد پاسخ‌گويان بر اساس ميزان دين‌داري پدر آورده شده است. همان­گونه كه در جدول مشاهده مي­شود، بيشترين ميزان فراواني مربوط به احساس خوب هنگام حضور در مراسم مذهبي و كمترين ميزان موافقت مربوط به اطلاعات در مورد احكام احاديث و قرآن و روايات است.


جدول 5: توزيع فراواني گويه‌هاي متغيردين‌داري پدر















































































انحراف معيار



ميانگين



طيف



رديف گويه



خيلي زياد



زياد



متوسط



كم



خيلي كم



1/1



34/3



6/16



8/28



8/34



4/11



3/8



خواندن زيارت عاشورا، دعاي توسل و مانند آن



1/1



34/3



7/18



7/25



2/32



1/17



2/6



خواندن قرآن



9/0



8/3



1/22



4/38



8/33



3/9



8/1



اطلاعات در مورد احكام نماز و روزه ومانند آن



1



3/3



8/13



4/23



2/44



1/15



6/3



اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات



9/0



3/4



1/68



4/18



4/11



1



1



احساس خوب هنگام زيارت اماكن متبركه



9/0



4/4



9/69



21



2/6



6/1



3/1



احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي



در جدول شماره 6 توزيع فراواني درصد پاسخ‌گويان بر اساس ميزان دين‌داري مادر آورده شده است. همان­گونه كه در جدول مشاهده مي­شود، بيشترين ميزان موافقت با گويه احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي است و كمترين ميزان مربوط به اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات است.


جدول 6: توزيع فراواني گويه‌هاي متغيردين‌داري مادر















































































انحرف معيار



ميانگين



طيف



رديف گويه



خيلي زياد



زياد



تامتوسط



كم



خيلي كم



9/0



1/4



39



9/37



5/14



6



6/2



خواندن زيارت عاشورا، دعاي توسل و مانند آن



1



4



40



8/33



8/15



6/8



8/1



خواندن قرآن



1



9/3



7/25



6/42



8/26



9/3



1



اطلاعات در مورد احكام نماز و روزه ومانند ان



9/0



6/3



5/20



33



2/33



7/11



6/1



اطلاعات در مورد احاديث و قرآن و روايات



1



5/4



8/74



9/16



8/6



1



5/0



احساس خوب هنگام زيارت اماكن متبركه



8/0



6/4



1/76



1/17



6



8/0



0



احساس خوب هنگام انجام مراسم مذهبي




تحليل يافته‌ها


به منظور بررسي رابطه بين متغيرهاي سن، پايه تحصيلي، تعداد فرزندان خانواده و پايگاه اقتصادي- اجتماعي خانواده، از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است. همانطور كه نتايج جدول شماره 7 نشان مي‌دهد، بين متغير پايه تحصيلي و خشونت جسماني ملايم (05/0p< 125/0- r =) و خشونت كل (05/0p< 109/0- r =) همبستگي وجود دارد. اين در حالي است كه هيچ همبستگي معناداري بين پايگاه اقتصادي- اجتماعي، سن و تعداد فرزندان خانواده با خشونت و ابعاد گوناگون آن و همچنين پايه تحصيلي با خشونت كلامي و جسماني شديد وجود ندارد.


جدول 7: همبستگي پيرسون بين متغيرهاي اجتماعي جمعيت شناختي با خشونت ميان فردي




































متغير مستقل



متغير وابسته



همبستگي



سطح معني­داري



سن



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



053/0


021/0


078/0


045/0



303/0


681/0


129/0


374/0



پايه تحصيلي



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



031/0


125/0-


014/0-


109/0-



539/0


*014/0


785/0


*032/0



تعداد فرزندان خانواده



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



003/0


005/0


055/0


020/0



958/0


927/0


285/0


696/0



پايگاه اقتصادي - اجتماعي



خشونت گلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



021/0


035/0-


022/0


010/0-



685/0


497/0


669/0


851/0



05/0*p<


به منظور بررسي تفاوت بين محل­هاي تولد و نوع مدرسه از نظر ميزان خشونت ميان فردي از آزمون T با نمونه­هاي مستقل استفاده شده است. همان‌طور كه نتايج جدول 8 نشان مي‌دهد، نوع مدرسه و محل تولد تفاوت معنا‌داري در گرايش به خشونت بين فردي و ابعاد گوناگون آن ايجاد نكرده است.


جدول 8: تفاوت در خشونت ميان‌فردي بر حسب محل تولد و نوع مدرسه














































































 

گروه بندي



تعداد



ميانگين



T



سطح معني داري



خشونت كلامي



شهرستان يزد


غير شهرستان يزد



318


67



37/6


25/6



235/0



956/0



خشونت جسماني ملايم



شهرستان يزد


غير شهرستان يزد



318


67



44/10


64/10



154/-.



877/0



خشونت جسماني شديد



شهرستان يزد


غير شهرستان يزد



318


67



79/1


76/1



078/0



938/0



خشونت كل



شهرستان يزد


غير شهرستان يزد



318


67



62/32


82/32



273/0



761/0



خشونت كلامي



دولتي


غير انتفاعي



283


102



15/6


90/6



76/1-



080/0



خشونت جسماني ملايم



دولتي


غير انتفاعي



283


102



88/10


35/9



36/1



173/0



خشونت جسماني شديد



دولتي


غير انتفاعي



283


102



74/1


92/1



603/0-



547/0



خشونت كل



دولتي


غير انتفاعي



283


102



12/33


37/31



559/0



753/0



به منظور بررسي رابطه بين دين‌داري والدين (پدر و مادر) از آزمون همبستگي پيرسون استفاده شده است. همان‌طور كه نتايج جدول شماره 9 نشان مي‌دهد، بين دين‌داري پدر با خشونت كلامي001/0 , p<19/0- = (383) r، خشونت جسماني ملايم01/0, p< 15/0- = (383) r، خشونت جسماني شديد01/0, p< 14/0- = (383) r و خشونت كل001/0, p< 18/0- = (383) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد و در واقع، هرچه دين‌داري پدر افزايش يافته است خشونت نوجوان پسر در تمامي ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است.


بين دين‌داري مادر با خشونت كلامي 05/0, p< 10/0- = (383) r، خشونت جسماني شديد01/0, p< 13/0- = (383) r و خشونت كل01/0, p< 14/0- = (383) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد و در واقع هرچه دين‌داري مادر افزايش يافته است خشونت نوجوان پسر در ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است. هر چند كه اين رابطه در مورد دين‌داري مادر با خشونت جسماني ملايم 05/0, p> 08/0- = (383) r، به رغم منفي‌بودن، معنادار نيست.


رابطه بين دين‌داري والدين در مجموع نيز با خشونت كلامي001/0, p< 19/0- = (383) r، خشونت جسماني ملايم01/0p< ,15/0- = (383) r، خشونت جسماني شديد01/0, p< 17/0- = (383) r و خشونت كل001/0, p< 18/0- = (383) r همبستگي منفي و معناداري وجود دارد؛ در واقع، هرچه دين‌داري والدين در مجموع افزايش يافته، خشونت نوجوان پسر در تمامي ابعاد خشونت بين فردي كاهش يافته است.


جدول 9: همبستگي بين ميزان دين‌داري والدين با خشونت ميان فردي






























متغير مستقل



متغير وابسته



همبستگي



سطح معناداري



دين‌داري پدر



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



19/0-


15/0-


14/0-


18/0-



***000/0


**002/0


**007/0


***000/0



دين‌داري مادر



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



10/0-


08/0-


13/0-


14/0-



*04/0


11/0


**01/0


**007/0



دين‌داري والدين



خشونت كلامي


خشونت جسماني ملايم


خشونت جسماني شديد


خشونت كل



19/0-


15/0-


17/0-


18/0-



***000/0


**003/0


***001/0


***000/0



05/0p< * 01/0p< ** 001/0 p<***



بحث و نتيجه‌گيري


پژوهش حاضر با هدف بررسي رابطه بين دين‌داري والدين با خشونت ميان فردي فرزندان صورت يافته است. 385 دانش‌آموزان دبيرستان‌هاي شهر يزد كه با روش نمونه‌گيري خوشه­اي چند مرحله انتخاب شده بودند، به پرسش‌نامه به صورت خودگزارشي پاسخ گفتند.


نتايج نشان مي‌دهد كه رابطه بين ميزان دين‌داري والدين و خشونت دانش­آموز تأييد مي­شود. نتايج آزمون همبستگي پيرسون، همبستگي منفي و معناداري بين ميزان دين‌داري والدين با خشونت ميان فردي فرزندان پسر نشان مي‌دهد؛ به عبارت ديگر، والديني كه دين‌داري بالاتري دارند، فرزنداني با رفتارهاي خشونت­آميز كمتري دارند. اين همبستگي براي ابعاد مختلف خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل وجود دارد.


گفتني است كه نتايج اين فرضيه با نظريه نظارت اجتماعي هماهنگي دارد. طبق اين نظريه، رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت، زماني كاهش مي­يابند كه پيوند ميان فرد و جامعه قوي باشد. و از جمله نهادهاي مهمي كه در ايجاد اين پيوند نقش مهمي ايفا مي­كند، خانواده است. خانواده از راه‌هاي مختلفي در ايجاد پيوند فرد با جامعه و دروني كردن ارزش­هاي آن در فرد مؤثر است، و از آن جمله، كنترل دروني فرزند از طريق جامعه­پذيري كودك و ايجاد وجدان، يعني دروني كردن هنجارها، ارزش‌ها و نيز احساس شرم و گناه است. بنابراين، والديني كه از دين‌داري بالاتري بهره‌مندند، بيشتر مي­توانند اين ارزش­ها و هنجارها را در نوجوانان دروني كرده و بنابراين، امكان كنترل دروني را بيشتر مي­كنند.33


نتايج اين فرضيه با يافته‌هاي فاضلي‌نيا (1380) و مشكاني(1381) هماهنگي دارد. آنها نيز ضمن پژوهش خود به اين نكته رسيده­اند كه نوجواناني كه والدين ديندارتري دارند، كمتر به رفتارهاي انحرافي دست مي­زنند. همچنين با يافته­هاي اسميت و ديگران (2002) كه به اين نتيجه رسيده­اند كه دين در كنترل دروني و كاهش رفتارهاي انحرافي مؤثر است، هماهنگ است. البته نتايج اين فرضيه با يافته‌هاي گيت و كلي (2006) كه بين اين دو متغير ارتباط معناداري نديده‌اند، هماهنگ نيست.


البته طبق نتايج اين پژوهش، همبستگي دين‌داري پدر با ابعاد گوناگون خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل بيشتر از ميزان همبستگي دين‌داري مادر با ابعاد گوناگون خشونت، از جمله خشونت كلامي، خشونت جسماني ملايم، خشونت جسماني شديد و همچنين خشونت كل بوده است.


علت اين امر مي­تواند به دليل مسئله همانندسازي34 در فرزندان باشد، چرا كه فرزندان از همان سنين كودكي به همانندسازي خود با والد همجنس خود مي­پردازند و به اين ترتيب، رفتارهاي پسران شبيه پدرانشان مي­شود.35 اين يادگيري، تقليد و همانندسازي رفتار مي‌تواند شامل يادگيري الگوهاي رفتار ديني نيز شود، به طوري كه پسراني كه پدران دين‌داري دارند، الگوهاي رفتار ديني او را همانند ساير رفتارها همانندسازي مي‌كنند. اين در حالي است كه چون مادران در مقايسه با پدران كمتر الگوي رفتاري پسران قرار مي‌گيرند، تأثير كمتري نيز بر رفتارهاي پسران خود، از جمله رفتارهاي انحرافي و خشونت‌آميز آنها دارند.


بنابراين، دين‌داري والدين نقش مؤثري بر رفتارهاي انحرافي، از جمله خشونت دارد و به نظر مي‌رسد كه اين رابطه در مورد والدين همجنس بيش از والدين غير همجنس صدق مي‌كند، هر چند كه لازم است تحقيقات بيشتري در مورد رفتارهاي متنوع­تر و همچنين در مورد هر دو جنس صورت پذيرد. بر اين اساس، والدين لازم است كه با در نظر گرفتن نقش باورهاي مذهبي و اخلاقي و با استفاده از اين آموزه­ها بتوانند از طريق اين عامل، كنترل مؤثرتري بر فرزندان خود، به ويژه در زمان نوجواني داشته باشند.



منابع


بازرگان، زهرا؛ صادقي، ناهيد و غلامعلي لواساني، مسعود، «بررسي وضعيت خشونت كلامي در مدارس راهنمايي شهر تهران: مقايسه نظرات دانش آموزان و معلمان»، مجله روان شناسي و علوم تربيتي، شماره 1، 1382، ص 1-28.


پورچيت ساز، مرضيه، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه 2»، پايان نامه كارشناسي ارشد، مديريت آموزشي، يزد،1382.


توسل، غلام عباس و فاضل، رضا، «تأثير پايگاه اقتصادي اجتماعي و رفتار والدين بر اثر بخشي خشونت تلويزيوني بر رفتار كودكان»، مجله جامعه شناسي ايران، شماره 3، 1382، ص 98-120.


زارعي، امين، «عوامل مؤثر بر خشونت دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه شهر تهران»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، 1389.


سجادي، حميرا، «بررسي عوامل مرتبط با خشونت شوهران عليه زنان در خانواده در مراجعين به دادگاه خانواده شهر تهران سال 1382»، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه علوم بهزيستي و توان بخشي، تهران، 1382.


فاضلي نيا، فرزانه، «نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت شهر تهران»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي، 1380.


كاپلان، پاول. اس، روان­شناسي رشد، ترجمه مهرداد فيروزبخت، چاپ اول، تهران، خدمات فرهنگي رسا، 1381.


گيدنز، آنتوني، جامعه­شناسي، ترجمه منوچهر صبوري، تهران، نشر ني، 1373.


گلچين، مهري، «ارتباط عملكرد خانواده با برخي ويژگي­هاي رواني نوجوانان دختر و پسر»، پژوهش در علوم پزشكي، ش 6، 1380، ص 300-302.


محسني تبريزي، عليرضا، «مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافته­هاي يك تحقيق»، نامه علوم اجتماعي، ش 16، 1379، ص 197-223.


مسرور شلماني، آسيه، «روابط درون خانواده و تأثير آن بر رفتار نابهنجار نوجوانان 14-18 سال»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد پژوهش علوم اجتماعي، دانشگاه الزهرا، 1381.


مشكاني، محمدرضا و مشكاني، زهرا السادات، «سنجش تأثير عوامل دروني و بيروني خانواده بر بزهكاري نوجوانان(آزمون تجربي نظريه تركيبي كنترل اجتماعي و پيوند افتراقي)»، مجله جامعه شناسي ايران، ش 2، 1381، ص 3-25.


ممتاز، فريده، انحرافات اجتماعي نظريه­ها و ديدگاه­ها، تهران، شركت سهامي انتشار، 1381.


Dennis, V. A. et al., Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers". Behaviour Research and Therapy, v 37 , 1999, p 217-230.


Duncan, O. D. et al., Occupation & Social Status.Glencoe, IL, Free press, 1961.


Declyen, M. et al., "Fathers and preschool behavior problems", Developmental Psychology, v 34, 1998, p 264-275.


Nam, B. C. & Powers, M. G., The Socioeconomic Approach to Status Measurement, Houston, Cap & Gown. 1983.


Prinz, R. J. et al.,"Multivariate assessment of conict in distressed and nondistressed mother-adolescent dyads", Journal of Applied Behavior Analysis, v 12, 1979, p 691-700.


Webster- Stratton,C. & Dahl, R. W., Conduct Disorder. In M. Hersen & R.T. Ammerman (Eds), Advanced Abnormal Child Psychology, Hillsdale, New jersey, Lawrence Erlbaum Associates, 1995.


Smith, C., & Faris, R., Religion and American Adolescent Delinquency, Risk Behaviors and Constructive Social Activities, A research report of the national study of youth and religion. 2002.


Gillett, M. S.& Kyle, S., "Parental and religious influences on adolescentempathy and antisocialbehavior among latino and Euro-American youth: an investigation of mediating and moderating effects", Teses for the Degree of Doctor of Philosophy, faculty of texas tech university, 2006.




* كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه يزد. faezah.faezahdivband@gmail.com


** استاديار دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه يزد.


دريافت: 16/1/1390 – پذيرش: 16/3/1390




1. Violence


2. حميرا سجادي، «بررسي عوامل مرتبط با خشونت شوهران عليه زنان در خانواده در مراجعين به دادگاه خانواده شهر تهران سال 1382»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، ص 4.


3. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه 2»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، ص 34-35.


4. عليرضا محسني تبريزي، «مباني نظري و تجربي ونداليسم: مروري بر يافته­هاي يك تحقيق»، نامه علوم اجتماعي، ش 16، ص 194.


5. غلام عباس توسل و رضا فاضل، «تأثير پايگاه اقتصادي اجتماعي و رفتار والدين بر اثر بخشي خشونت تلويزيوني بر رفتار كودكان»، مجله جامعه شناسي ايران، ش 3، ص 115.


6. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه 2»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، ص 6.


7. مرضيه پورچيت ساز، «مقايسه عوامل مؤثر در پرخاشگري دانش آموزان دختر و پسر دوره راهنمايي شهر يزد ناحيه 2»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، ص 23.


8. زهرا بازرگان، ناهيد صادقي و مسعود غلامعلي لواساني، «بررسي وضعيت خشونت كلامي در مدارس راهنمايي شهر تهران: مقايسه نظرات دانش آموزان و معلمان»، مجله روان‌شناسي و علوم تربيتي، ش 1، ص 1.


9. آنتوني گيدنز، جامعه­شناسي، ترجمه: منوچهر صبوري، ص 103 و 104.


10. Hirshi


11. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه‌ها و ديدگاه‌ها، ص 121-123.


12. آنتوني گيدنز، جامعه‌شناسي، ترجمه: منوچهر صبوري، ص 103 و 104.


13. پاول. اس. كاپلان، روان­شناسي رشد، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، ص 832-835.


14. مهري گلچين، «ارتباط عملكرد خانواده با برخي ويژگي­هاي رواني نوجوانان دختر و پسر»، پژوهش در علوم پزشكي، ش 6، ص 302.


15. Nye


16. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه­ها و ديدگاه­ها، ص 123.


17. M. Declyen et al., "Fathers and preschool behavior problems", Developmental Psychology, v 34, p 269.


18. V. A. Dennis et al., "Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers", Behaviour Research and Therapy, v 37, p 220.


19. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه­ها و ديدگاه­ها، ص 123.


20. M. Declyen et al., "Fathers and preschool behavior problems". Developmental Psychology, v 34, p 269.


21. V. A. Dennis et al., "Adolescent problem behavior: the influence of parents and peers", Behaviour Research and Therapy, v 37, p 220.


22. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه­ها و ديدگاه­ها، ص 123.


23. C. Webster- Stratton & R. W. Dahl, Conduct Disorder. In M. Hersen & R.T. Ammerman (Eds), Advanced Abnormal Child Psychology, p 127.


24. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه‌ها و ديدگاه‌ها، ص 123.


25. فرزانه فاضلي نيا، «نقش خانواده و مدرسه در آسيب زايي اجتماعي نوجوانان كانون اصلاح و تربيت شهر تهران»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، ص 1.


26. محمدرضا مشكاني و زهرا السادات مشكاني، «سنجش تأثير عوامل دروني و بيروني خانواده بر بزهكاري نوجوانان(آزمون تجربي نظريه تركيبي كنترل اجتماعي و پيوند افتراقي)»، مجله جامعه شناسي ايران، ش 2، ص 3.


27. C. Smith & R. Faris, Religion and American Adolescent Delinquency, Risk Behaviors and Constructive Social Activities, A research report of the national study of youth and religion, p 37.


28. M. S. Gillett & S. Kyle, "Parental and religious influences on adolescentempathy and antisocialbehavior among latino and Euro-American youth: an investigation of mediating and moderating effects", Teses for the Degree of Doctor of Philosophy, faculty of texas tech university, p 124-130.


29. Duncan


30. Nam


31. Conflict Tactics Scale


32. امين زارعي، «عوامل مؤثر بر خشونت دانش آموزان دبيرستانهاي پسرانه شهر تهران»، پايان‌نامه كارشناسي ارشد، 65-68.


33. فريده ممتاز، انحرافات اجتماعي نظريه‌ها و ديدگاه‌ها، ص 123


34. Identification


35. پاول. اس. كاپلان، روان‌شناسي رشد، ترجمه: مهرداد فيروزبخت، ص 581-582