فصل نامه علمی - پژوهشی
فصل نامه علمی - پژوهشی روان شناسي و دين

بایگانی نشریه

نقش روزه در تأمين سلامت رواني پرسنل اداري دانشگاه

عباس فني اصل* / سوران رجبي**


چكيده


هدف از اين مقال، که به بررسي نقش روزه در تأمين سلامت رواني مي‌پردازد بررسي تأثير روزه ماه رمضان بر سلامت رواني در ميان پرسنل اداري دانشگاه محقق اردبيلي در شهرستان اردبيل در نيمسال اول 88 ـ 1387 مي‌باشد. روش نمونه‌گيري پژوهش به روش كل شماري، تعداد 206 نفر كارمند انتخاب شدند. نتايج مطالعه نشان داد كه، تفاوت معناداري بين پيش آزمون و پس آزمون در مؤلفه علايم جسماني، اضطراب و افسردگي وجود دارد و به طور كلي، تفاوت معناداري بين پيش آزمون و پس آزمون در پرسش‌نامه سلامت رواني وجود دارد. اين مطالعه نشان داد كه، روزه‌داري مي‌تواند موجب افزايش سلامت رواني پرسنل اداري دانشگاه‌ها گردد.

كليد واژه‌ها: سلامت رواني، روزه داري، پرسنل، روزه افسردگي، اضطراب.




مقدمه


يكي از مباحث مهمي كه توجه بسياري از مديران و مسئولان مختلف را

در سال‌هاي اخير به خود جلب كرده است، مفهوم بهره‌وري است. روشن است كه براي دستيابي به اين مهم، توجه به مسائل گوناگون منابع انساني ضروري است. دانشگاه نيز سازماني گسترده است، كه بيش‌ترين نيروي انساني جوان را نسبت به ساير سازمان‌ها در اختيار دارد. رشد و شكوفايي هر سازماني در گرو بهره‌وري پرسنل اداري آن سازمان مي‌باشد. اين بهره‌وري ناشي از عوامل گوناگوني است كه سلامت رواني پرسنل يكي از عوامل اصلي به شمار مي‌آيد. سلامت رواني نيز خود ناشي از عواملي است كه رفتارها و مناسك ديني از جمله اين عوامل است.


در طول تاريخ بشر، دين به عنوان مهم‌ترين نياز انساني مورد تأكيد بوده است. امروزه، اين نياز انساني بيش از زمان‌هاي ديگر احساس مي‌شود. در سال‌هاي اخير استفاده از مذهب و اعتقادات ديني، بويژه اعتقادات اسلامي توسط سياست گزاران و تدوين كنندگان راهبردهاي بهداشت جامعه نگر، در سازمان بهداشت جهاني (WHO)[227] نيز مورد توجه قرار گرفته است. اين سازمان، بخشي از انتشارات خود را از سال 1992 ميلادي به آموزش بهداشت از طريق مذهب به عنوان راهكار زندگي سالم اختصاص داده است. همچنين انديشمنداني به نقش مذهب در سلامت جسم و روان اشاره كرده‌اند. «قدرت محافظتي مذهب»،[228] كه ابتدا توسط اميل دوركهايم در سال 1951 مطرح شد، بعدها توسط راش[229]، جيمز[230]، يونگ[231]، فرانكل[232] و فروم[233] اهميت رفتارها واعتقادات مذهبي مورد تأييد قرار گرفت. ويليام جيمز معتقد است، عشق و نيروي مذهبي به وقار، سنگيني، صبر، شكيبايي، اعتقاد و اطمينان در فرد منجر مي‌شود و احساسات مذهبي منجر به تلاش زياد و زندگي هدفمند مي‌شود.


از نظر روان شناسان آرامش رواني واحساس رضايت از زندگي، از ويژگي‌هاي اساسي در افراد سالم و بهنجار است. بررسي حالات و روحيات فرد با ايمان نيز حاكي از آرامش خاطر و صفاي دروني‌شان است. و درون فرد مؤمن روشن از نور حقيقت و سرشار از لذات معنوي است. آيات قرآن كريم نيز بر اين نكته صحه مي‌گذارند. به عنوان مثال، در قرآن كريم آمده است: «آنها به خدا ايمان آورده و دل‌هايشان به ياد خدا آرام مي‌گيرد، آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرامش بخش دل‌هاست»(رعد: 28). همچنين اهميت و نقش فعاليت‌هاي ديني و مذهبي در بهبود سلامت رواني به وسيله نتايج تحقيقات صدها تن از محققان مورد تأييد قرار گرفته است. جيمز و جي[234] (1993) نشان دادند كه، تمرينات مذهبي و نيايش موجب دروني شدن ايمان مذهبي و ارتقاي وضعيت روحاني بازماندگان ازجنگ ويتنام شده است. جليلوند در تحقيق خود درباره بررسي تأثير نماز بر اضطراب در دانش‌آموزان دبيرستاني شهر تهران مشاهده كرد كه، آن دسته از دانش‌آموزاني كه نماز مي‌خوانند و مقيد به تكاليف مذهبي هستند، از اضطراب كمتري رنج مي‌برند. لوين و وارندرپول[235] (1991) و فرانسيس[236] و همكاران (1995) نشان دادند فعاليت مذهبي همبستگي بالايي با سلامت روان، معاشرت، رفاقت، تعهد و الزام و عبادت دارد. موشر و هندال[237] (1997) در مطالعه‌اي نشان دادند كه دانشجوياني كه تعالي روحاني را انجام مي‌دادند، علي‌رغم تجربه مشكلات و تغييرات در زندگي،‌ آشفتگي رواني[238] كمتري از نظر اضطراب و جسماني سازي[239] تجربه كردند. نتايج تحقيق مالت بي و داي[240] (2004) نشان داد كه، همبستگي بين سلامت رواني و فعاليت‌هاي ديني مثبت و معنادار مي‌باشد. عمل به باورهاي ديني و مذهبي از عوامل پيش بيني كننده سلامت رواني و بهزيستي در جوانان مي‌باشد.


نتايج تحقيقات محققان به پايين بودن ميزان افسردگي، اضطراب و نگراني، خودكشي، شدت بيماري قلبي در افراد مذهبي اشاره مي‌كنند. همچنين

پاين[241] (1991) بر اين باور بود كه، ميزان عزّت نفس و سازگاري بين فرد

و رضايت از زندگي در افراد ديندار بالاتر مي‌باشد. افرادي كه فعاليت

مذهبي دروني دارند، نسبت به افراد ظاهرساز از سلامت رواني بالايي برخوردار هستند.


صادقي و مظاهري (1384) در مطالعه‌اي به بررسي آثار روزه داري بر سلامت روان پرداختند. 162 نفر دانشجو (102 دختر و 60 پسر)، به عنوان نمونه در دسترس، انتخاب و يك تا دو هفته پيش و پس از ماه مبارك رمضان، «پرسش‌نامه سلامت روان GHQ-28» را به عنوان پيش و پس آزمون تكميل نمودند. نتايج نشان داد كه، روزه ماه رمضان در تمامي خرده مؤلفه‌ها و نمره كل «سلامت روان» مؤثر بوده است. بدين صورت كه، اين تفاوت معنادار در زير مقياس‌هاي «نشانه‌هاي بدني»، « اضطراب و بي‌خوابي»، «نارسايي كنش وري اجتماعي»، «افسردگي» و در نهايت نمره كلي «پرسشنامه سلامت روان» براي گروه‌هايي كه در «ماه رمضان تمام روزه‌هاي خود را گرفته‌اند» و يا «به‌طور تفنني تعداد محدودي از روزها را روزه گرفته‌اند»، حاكي از بهبود وضعيت سلامت عمومي در پس از ماه رمضان و براي گروه‌هايي كه «به دليل عذر شرعي يا پزشكي روزه نگرفته‌اند» و يا «اصلا روزه نگرفته‌اند» حاكي از كاهش سطح سلامت روان پس از ماه رمضان مي‌باشد.


بنا بر اهميت و نقش بهداشت روان، به عنوان مهم‌ترين عامل رشد و توسعه انسان‌ها و نقش بيماري‌ها و اختلالات رواني در انسان‌ها و با توجه به اينكه، حقيقت فلسفة زندگي از ديدگاه اسلام، سلامت روان و نتيجه ايمان به خدا مي‌باشد، به نظر مي‌رسد انجام اقدامات پيش‌گيرانه در اين زمينه لازم و ضروري است. روشن است كه، انجام هرگونه اقدام پيش‌گيرانه، مستلزم ارزيابي تأثير عوامل گوناگون بر ارتقاي سلامت رواني پرسنل اداري دانشگاه مي‌باشد. از عواملي كه مي‌تواند در اين زمينه نقش بارزي ايفا كند، انجام مناسك الهي و روزه داري در ماه مبارك رمضان است. بنابراين، سؤال اصلي اين پژوهش اين است كه آيا روزه داري در ماه مبارك رمضان، بر سلامت رواني پرسنل اداري دانشگاه محقق اردبيلي تأثير مثبت دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، ميزان اين تأثير چقدر است؟



روش


در اين مطالعه، به دليل استفاده از يك گروه براي بررسي تأثير روزه داري بر سلامت رواني و عدم بهره‌گيري از گروه مقايسه و نيز چون اعمال متغير مستقل در اختيار محقق نبوده است، از روش شبه آزمايشي استفاده شده است. طرح پژوهش نيز پيش آزمون-پس آزمون براي يك گروه بود. جامعه آماري مورد نظر، كليه پرسنل اداري دانشگاه محقق اردبيلي مي‌باشند كه در سال تحصيلي 88ـ1387 در دانشگاه فوق مشغول به خدمت مي‌باشند. روش نمونه گيري در اين پژوهش، به صورت كل شماري مي‌باشد. با توجه به اينكه، تعداد پرسنل اداري محدود مي‌باشد و براي اينكه نمونه انتخاب شده، نماينده واقعي جامعه باشد و نتايج تحقيق از اعتبار بيروني بالايي برخوردار باشد، كليه اعضا پرسنل اداري دانشگاه به عنوان نمونه انتخاب شدند. در پايان، 206 نفر به عنوان نمونه آماري مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.



ابزار اندازه‌گيري


روش گردآوري داده‌ها در اين پژوهش شامل مصاحبه نيمه ساختمند، پرسش‌نامة محقق ساخته، آزمون 28- GHQ و مقياس رفتار مذهبي و ايمان[242] مي‌باشد.



الف. مصاحبه نيمه ساختمند


اين مصاحبه با راهنمايي استادان گروه معارف اسلامي و روان شناسي و با الگو گرفتن از پرسش‌نامه‌هاي نگرش سنج مذهبي ساخته تدوين گرديد. پرسش‌نامه از طريق سؤالات باز پاسخ و بسته پاسخ، نگرش افراد را در مورد روزه‌داري در ماه مبارك رمضان شامل شناخت، احساس و آمادگي رفتاري فرد براي انجام روزه مورد بررسي قرار داد. مدت زمان لازم براي انجام اين مصاحبه 30 دقيقه بود. روايي صوري و محتوايي اين مصاحبه از طريق استادان گروه معارف اسلامي و روان شناسي سنجيده شد كه در سطح مطلوبي بود.



ب. پرسشنامه سلامت رواني


اين پرسش‌نامه داراي 28 ماده است كه توسط گلدبرگ و هيلر[243] (1979) با روش تحليل عاملي ساخته شده و داراي چهار مقياس مي‌باشد كه جسماني سازي علائم، اضطراب، افسردگي و اختلال در كنش اجتماعي را مورد سنجش قرار مي‌دهد. نتايج فراتحليل 43 پژوهش، كه توسط ويليامز، ماري[244] و گلدبرگ (1988) انجام شد، ميانگين «حساسيت» 84/0 و متوسط «ويژگي» 82/0 به دست آمد. همچنين نتايج بررسي مقدماتي در گيلان توسط يعقوبي، نصر و شاه محمدي(1374) نشان داد كه حساسيت اين آزمون در بهترين نمره برش 23 برابر با 5/86/0 و ويژگي آن برابر با 82/0 مي‌باشد. ضريب پايايي به روش آلفاي كرونباخ در اين مطالعه، برابر با 88/0 به دست آمد.



ب. يافته‌هاي تحقيق


جدول شماره 1: نتايج تحليل واريانس يك عاملي با توجه به ميانگين نمرات پيش آزمون و پس آزمون پرسشنامة GHQ و ابعاد آن در كارمندان زن و مرد روزه دار دانشگاه محقق اردبيلي























































































متغير

مجموع مجذورات

ميانگين مجذورات

F

sig

سلامت رواني

بين گروهي

17/768

07/15856


230/16624



39/256

79/78



26/3

*


02/0



درون گروهي

كل

جسماني سازي علايم

بين گروهي

3/176

80/2745


96/2921



74/58

08/13



32/4

**

006/0



درون گروهي

كل

اضطراب

بين گروهي

60/110

84/1565


41/1676



53/36

55/7



75/4

**

003/0



درون گروهي

كل

اختلال در كنش اجتماعي

بين گروهي

03/14

92/897


29/912



68/4

39/4



10/1

35/0

درون گروهي

كل

افسردگي

بين گروهي

03/80

92/1259


29/1339



68/26

39/6



28/4

**

006/0



درون گروهي

كل

علامت دوستاره وجود اختلاف معني داري در سطح 01/0 را نشان ميدهد و علامت سه ستاره وجود اختلاف معني داري در سطح 001/0 را نشان ميدهد.


نتايج موجود در جدول شماره يك نشان مي‌دهد كه، ميان كارمندان زن و مرد روزه دار از نظر ميزان سلامت رواني تفاوت وجود دارد وF به دست آمده در سطح 05/0 معني دار است. همچنين نتايج نشان مي‌دهد كه، ميان كارمندان زن و مرد روزه‌دار از نظر جسماني سازي علايم، اضطراب و افسردگي تفاوت وجود دارد وF به دست آمده در سطح 01/0 معني دار است؛ به اين معني كه حداقل بين دو گروه از نظر ميانگين نمره متغيرهاي فوق تفاوت وجود دارد. اما از نظر ميزان اختلال در كنش اجتماعي تفاوتي به دست نيامد. همچنين براي بررسي فرضيه‌هاي فرعي از آزمون LSD استفاده شده است كه نتايج آن در جدول شماره دو آورده شده است.


جدول شماره 2: نتايج آزمون LSD براي مقايسة دو به دوي ميانگين گروهها در سلامت رواني و ابعاد آن


















































































































متغير وابسته

گروه‌ها

پيش آزمون نمره كارمندان زن

پس آزمون نمره كارمندان مرد

پس آزمون نمره كارمندان زن

جسماني سازي علايم

1. پيش آزمون نمره كارمندان مرد

-

71/1

**



-

2. پيش آزمون نمره كارمندان زن

-

12/2

*



98/1

**



3. پس آزمون نمره كارمندان مرد

-

-

-

4. پس آزمون نمره كارمندان زن

-

-

-

اضطراب

1. پيش آزمون نمره كارمندان مرد

-

57/1

**



90/1

**



2. پيش آزمون نمره كارمندان زن

-

-

63/2

**



3. پس آزمون نمره كارمندان مرد

-

-

-

4. پس آزمون نمره كارمندان زن

-

-

-

افسردگي

1. پيش آزمون نمره كارمندان مرد

-

12/1

*



-

2. پيش آزمون نمره كارمندان زن

-

20/1

*



63/1

**



3. پس آزمون نمره كارمندان مرد

-

-

-

4. پس آزمون نمره كارمندان زن

-

-

-

سلامت رواني

1. پيش آزمون نمره كارمندان مرد

-

66/3-

**



40/3-

**



2. پيش آزمون نمره كارمندان زن

-

-

51/3-

**



3. پس آزمون نمره كارمندان مرد

-

-

-

4. پس آزمون نمره كارمندان زن

-

-

-


نتايج جدول شماره دو نشان مي‌دهد كه، در متغير جسماني سازي علايم، اضطراب و افسردگي ميان ميانگين نمره پيش آزمون كارمندان مرد با ميانگين نمره پس آزمون نمره كارمندان مرد تفاوت معناداري وجود دارد؛ بدين معني كه در پس آزمون از ميزان جسماني سازي علايم، اضطراب و افسردگي كاسته شده است. اين امر نشان‌دهنده تأثير روزه داري مي‌باشد. همچنين ميان ميانگين نمره پيش آزمون كارمندان زن با ميانگين نمره پس آزمون نمره كارمندان زن تفاوت معناداري وجود دارد؛ بدين معني كه در پس آزمون از ميزان جسماني سازي علايم، اضطراب و افسردگي آنان نيز كاسته شده است. ميان دو گروه زن و مرد از نظر ميزان اثرگذاري روزه داري تفاوتي به دست نيامده است. همچنين در متغير سلامت رواني ميان ميانگين نمره پيش آزمون كارمندان مرد با ميانگين نمره پس آزمون نمره كارمندان مرد تفاوت معناداري وجود دارد؛ بدين معني كه در پس آزمون ميزان سلامت رواني افزايش يافته است. همچنين ميان ميانگين نمره پيش آزمون كارمندان زن با ميانگين نمره پس آزمون نمره كارمندان زن تفاوت معناداري وجود دارد؛ بدين معني كه در پس آزمون ميزان سلامت رواني افزايش يافته است. اين امر نشاندهنده تأثير روزه داري است.



نتيجه‌گيري


نتايج اين مطالعه نشان داد كه بين كارمندان زن و مرد روزه دار از نظر ميزان سلامت رواني تفاوت وجود دارد. همچنين نتايج يافته‌ها نشان مي‌دهد كه، ميان كارمندان زن و مرد روزه دار از نظر جسماني سازي علايم، اضطراب و افسردگي تفاوت وجود دارد؛ بدين معني كه روزه داري موجب كاهش علايم جسماني، اضطراب و افسردگي و افزايش سلامت رواني پرسنل اداري دانشگاه محقق اردبيلي شده است. نتايج به دست آمده با پژوهش‌هاي لارسون و كلتر، 1988؛ كوينك و همكاران، 2001؛ موريا و كوينك، 2006؛ فرانسيكو، 1995؛ لوين و واندرپول، 1991؛ موشر و هندال، 1997؛ مالت بي و داي، 2004؛ ديزتر و همكاران، 2006؛ كوينك و همكاران، 1998؛ لوين و واندرپول، 1989؛ دوناهي و بنسون، 1995؛ كولدبورت و همكاران، 1993؛ پاين و همكاران، 1991؛ باركر و كورساج، 1982؛ باتسون و همكاران، 1993؛ لوينثال، 1995؛ مالت بي ، 1999؛ نيلسون، 1990؛ واتسون، 1989؛ شاكري نيا، 1380؛ احمدي، 1374؛ قائني،1372 و مطهري، 1373 مشابه و هماهنگ مي‌باشد.


در تبيين اين يافته ها مي‌توان گفت: افراد داراي مذهب دروني سعي دارند رويدادها را به شكل مثبت تر و به شكل آزمايش‌هاي الهي در نظر بگيرند و در نتيجه، آنها را فرصتي براي رشد و پيشرفت به شمار آورند. اين افراد، به دليل قابليت‌هايي كه دارند، سعي مي‌كنند از الگوهاي شخصيتي مشابه چون سرسختي روان‌شناختي براي مبارزه با بحران‌هاي زندگي استفاده كنند. از آنجايي كه، سرسختي روان‌شناختي داراي سه مؤلفه تعهد، ‌كنترل و مبارزه‌جويي است و نيز با توجه به ويژگي‌هاي سرسختي روان‌شناختي و صفات مطرح شده فوق در خصوص افراد داراي مذهب دروني، ‌اين افراد توانايي بهتري براي مقابله با فشار رواني و رويدادهاي زندگي دارند. افزون براين، ‌پژوهش نشان داده است كه افراد داراي مذهب درون زاد، موقعيت آزمايشي را به صورت مذهبي توصيف مي‌كنند. در حالي كه، افراد غير مذهبي چنين موقعيتي را به شكل غير مذهبي توصيف مي‌نمايند. دو مكانيزم موجود در رفتارهاي مذهبي يعني «آرام سازي» و «تخلية هيجاني» نيز از عوامل اصلي تأثيرگذار بر بهداشت رواني مي‌باشد. در مجموع، احتمالاً تأثير مثبت مذهب بر سلامت رواني به دلايل زير مي‌باشد:


1. مذهب به مرگ و زندگي انسان معنا مي‌بخشد.


2. مذهب موجب اميدواري مي‌شود و خوشبيني افراد را افزايش مي‌دهد.


3. مذهب به افراد مذهبي نوعي احساس كنترل و كارآمدي مي‌بخشد كه ريشه خدايي دارد و مي‌تواند كاهش يافتگي كنترل شخصي را جبران كند.


4. مذهب نوعي سبك زندگي سالم تر براي افراد تجويز مي‌كند كه بر سلامتي و بهداشت رواني تاثير مثبت دارد.


مذهب مجموعه‌اي از هنجارهاي اجتماعي مثبت است كه اطاعت از آن موجب تاييد، ‌پشتيباني و پذيرش از سوي ديگران مي‌شود. مذهب نوعي احساس فراطبيعي به شخص مي‌دهد كه بدون ترديد تأثير روان‌شناختي دارد.


 


 


 


 


 


 


* عضو هيأت علمي دانشگاه محقق اردبيلي./ ** دانشجوي دكتري تخصصي روان شناسي.


دريافت: 19/11/1387 ـ پذيرش: 13/12/1387




[227]. World Health Organization


[228]. religion’s protective power


[229]. Rosh


[230]. Jamies


[231]. Jung


[232]. Forum


[233]. From


[234]. Jamies & Jay


[235]. Levin & Varnderpool


[236]. Francis


[237]. Mosher & Handal


[238]. Psychological distress


[239]. Somatization


[240]. Maltby & Day


[241]. Payne


[242]. Nealsen, 1995.


[243]. Goldberg & Hiller


[244]. Williams & Mary



منابع


ـ احمدي، ‌علي، روانشناسي شخصيت از ديدگاه اسلامي، تهران، چاپخانه، 1374.


ـ جليلوند، محمدامين، «بررسي رابطه نماز با اضطراب» دانشگاه اسلامي، سال دوم، شماره هشتم، 1378.


ـ جيمز، ويليام، دين و روان، ترجمه مهدي قائي، تهران، انتشارات آموزش و انقلاب اسلامي، چ دوم1372.


ـ خسروي، زهره، «بررسي تأثير نماز بر اختلالات رواني نوجوانان»، دانشگاه اسلامي، سال دوم شماره هشتم، 1378.


ـ دلاور، علي، مباني و عملي پژوهش در علوم انساني و اجتماعي، تهران، رشد، 1380.


ـ شاكري‌نيا، ايرج، «تأثير باورهاي مذهبي بر سلامت رواني انسان»، ماهانة آموزشي ـ تربيتي پيوند، شماره 257، 1380.


ـ غباري، باقر، «باورهاي مذهبي و اثرات آنها در بهداشت روان»، فصلنامه انديشه و رفتار، سال اول شماره 4.


ـ محمدي، محمد علي و دادخواه، بهروز، «نقش مذهب در پيشگيري از اعتياد»، فصلنامه اصول بهداشت رواني، سال سوم، شماره نهم و دهم، صفحه 34 ـ 27، 1380.


ـ مطهري مرتضي، طهارت روح، تهران، ستاد اقامه نماز، 1375.


ـ ــــــــــــــ ، مقدمه بر جهان‌بيني اسلامي، جلد اول، انسان و ايمان، تهران، صدرا، 1373، چ دهم.


- Baker, M., & Gorsuch, R. (1982). Trait anxiety and intrinsic-extrinsic religiousness. Journal for the Scientific Study of Religion, 21, 119–122.


- Batson, C. D., Schoenrade, P., & Ventis, W. L. (1993). Religion and the individual: a Social Psychological Perspective. London: Oxford University Press.


- Carroll, S. (1993). Spirituality and purpose in life in alcoholism recovery. Journal of Studies on Alcohol, 54, 297± 301.


- Cutrona, C. E., & Russell, D. W. (1991). The provisions of social relationships and adaptation to stress. In W. H. Jones, & D. Perlman (Eds.), Advances in Personal Relationships, vol. 1( pp. 37± 67). Greenwich, CT: JAI Press.


- Dezutter, J. & et al (2006) Religiosity and mental health: A further exploration of the relative importance of religious behaviors vs. religious attitudes. Personality and Individual Differences 40, 807–818.


- Donahue, M. J., & Benson, P. J. (1995). Religion and well - being in adolescents. Journal for the Scientific Study of Religion, 15, 29±45.


- Ellis, A., & Schoenfeld, E. (1990). Divine treatment and the treatment of chemical dependency. Journal of Substance Abuse, 2, 459±468.


- Francis lj, Lewis Jm. Brown L et al (1995). “Personality and Religion Among under Graduate Students in the Drifted Kingdom United Stets”. Australia and Canada. Journal of Psychology 14:280-282.


- Goldbourt, U., Yaari, S., & Medale, J. H. (1993). Factors predictive of long - term coronary heart disease mortality among 10,059 male Israeli civil servants and municipal employees: A 23- Year Mortality follow - up in the Israeli Ischemic Heart Disease Study. Cardiology, 82, 100± 121.


- Koenig, H. G., George, L. K., & Peterson, B. L. (1998). Religious importance and remission of depression in medically ill older patients. American Journal of Psychiatry, 155, 536±542.


- Koenig, H. G., George, L. K., Meador, K. G., Blazer, D. G., & Ford, S. M. (1994). Religious practices and alcoholism in a southern adult population. Hospital and Community Psychiatry, 45, 225± 231.


- Koenig, H. G., McCullough, M., & Larson, D. B. (2001). Handbook of Religion and Health: A century of research reviewed. New York: Oxford University Press.


- Larson L.E and Goltz, J.W. (1988). Religious participation and marital commitment, Rev Religious Rees 30, pp. 387–400.


- Levin J. and Varnder pool, H (1991). Relations factors in physical health and the prevention of illness, “Prevention in Human Services” 9:41-64


- Levin, J. S., & Varnderpool, H. Y. (1989). Is religion therapeutically significant for hypertension? Social Science Medicine, 29, 69± 78.


- Loewenthal, K. M. (1995). Mental health and religion. London: Chapman Hall.


- Maltby and L. Day (2004) Religious orientation, religious coping and appraisals of stress, Personality and Individual Differences 34, pp. 1209–1224.


- Maltby, J. (1999). The internal structure of a derived, revised, and amended measure of the religious orientation scale: the ‘Age-Universal’ I-E Scale-12. Social Behavior and Personality, 27, 407–412.


Moreira-Almeida, A & Koenig, H.G (2006) Retaining the meaning of the words religiousness andspirituality: A commentary on the WHOQOL SRPB group's' A cross-cultural study of spirituality, religion, and personal beliefs as components of quality of life’’ (62: 6, 2005, 1486–1497). Social Science & Medicine 63, 843–845.


Mosher JP.Handal PJ (1997). The Relationship Between Religion and Psychological Pistress in Adolescents, Journal of Psychology and Theology,25(4),449-457


- Nelson, P. B. (1990). Intrinsic/extrinsic religious orientation of the elderly: relationship to depression and self-esteem. Journal of Erotological Nursing, 16, 29–35.


- Oleckno, W. A., & Blacconiere, M. J. (1991). Relationship of religious importance to wellness and other health - related behaviors and outcomes. Psychology Report, 68, 819± 829.


- Pardini,D.A. et al (2001). Religious faith and spirituality in substance abuse recovery determining the mental health benefits. Journal of Substance Abuse Treatment 19, 347±354.


- Payne, I. R., Bergin, A. E., Biellema, K. A., & Jenkins, P. H. (1991). Review of religion and mental health: prevention and the enhancement of psychosocial functioning. Prevention in Human Services, 9, 11 ±40.


- Warfield, R. D., & Goldstein, M. B. (1996). Spirituality: the key to recovery from alcoholism. Counseling and Values, 40, 196± 205.


- Watson, P. J., Morris, R. J., & Hood, R. W. (1989). Sin and self-functioning: depression, assertiveness and religious commitments. Journal of Psychology and Theology, 17, 44–48.


- Rowden, R. W. (2000). The relationship between charismatic leadership behaviours and organizational commitment. The Leadership and Organizational Development Journal, 21(1), 30-35.