فصل نامه علمی - پژوهشی
فصل نامه علمی - پژوهشی روان شناسي و دين

بایگانی نشریه

بررسي رابطه بين تصور از خدا و سلامت روان در دانشجوهاي دختر و پسر

بررسي رابطه بين تصور از خدا و سلامت روان در دانشجوهاي دختر و پسر دانشگاه‌هاي پيام نور و آزاد اسلامي شهر ميناب


اقبال زارعي*


چكيده


اين پژوهش با هدف بررسي رابطه بين تصور از خدا و سلامت روان در دانشجويان دانشگاه‌هاي پيام نور و آزاد اسلامي شهر ميناب، با رويكرد تحليلي و نظري به شيوه همبستگي صورت گرفته است. با نمونة مورد بررسي، 100 نفر از دانشجويان دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد بودند كه، با روش نمونه گيري در دسترس انتخاب و به وسيلة پرسش نامة 25 سؤالي سلامت روان و پرسش‌‌نامة 27 سؤالي تصور از خداي بك مورد آزمون قرار گرفتند. تحليل داده‌هاي پژوهش با استفاده از آمار توصيفي و آمار استنباطي گروه‌هاي مستقل، مورد تحليل قرار گرفتند. يافته‌هاي به دست آمده از اين پژوهش نشان مي‌دهد. كه، بين تصور مثبت از خدا و سلامت روان دانشجويان دو دانشگاه مزبور و بين تصور منفي از خدا وعدم سلامت روان و همچنين ميان تصور مثبت از خدا در دانشجويان دو دانشگاه تفاوت وجود دارد. همچنين بين تصور منفي از خدا بين دانشجويان دو دانشگاه تفاوت وجود ندارد. به علاوه، بين ميزان سلامت روان در دو دانشگاه در سطح 05/0p< و 036/2=T تفاوت معنا داري وجود دارد.


كليد واژه‌ها: رابطه، تصور از خدا، سلامت روان، دانشجويان روان‌شناسي و به داشت روان.



مقدمه


به تدريج كه متفكران و انديشمندان جامعه در فرهنگ‌هاي گوناگون از ناتواني فناوري مدرن در حل مشكلات و مصائب زندگاني روزمره نااميد شدند، بازگشت به خودشناسي و توجه به استعدادها و قابليت‌هاي بالقوه دروني انسان و از جمله، باورهاي مذهبي، معنوي، ارتباط توكل و توسل به آفريدگار جهان و نيروهاي و ماوراءالطبيعه، مورد توجه و اهميت قرار گرفت. به طوري كه، در مراحل علمي و تحقيقاتي، برنامه‌هاي متعدد و متنوعي براي شناخت بهتر ويژگي‌ها و استعدادهاي معنوي و روان‌شناختي انسان انجام پذيرفته و نتايج بسيار اميدوار كننده‌اي داشته است. مؤسسات شناخته شده و قابل اعتمادي چون موسسة تحقيقاتي ييل، دوك، دارتموث و دانشگاه ميشيگان، بخشي از اين بررسي و پژوهش‌ها را انجام داده‌اند. هم اكنون بسياري از افراد و مؤسسات، مشغول انجام مطالعاتي هستند تا ارتباط علمي اثر ايمان، دعا و عمل به فرايض و سنت‌هاي مذهبي را در شفاي بيماري و بهداشت رواني و جسمي آنان، بهتر شناخته و مورد استفادة كاربردي قرار دهند.1 در قرن اخير، مطالعات و نظريات ارزشمند بسياري از متفكران انسان‌شناسي و از جمله روان پزشك نامور سوئيسي كارل يونگ قابل اهميت و شناسايي است. وي معتقد است تمامي مذاهب و حتي انواع بدوي آن، با آيين‌ها و مراسم خود، نوعي روان درماني هستند كه رنج‌هاي رواني و جسمي انسان را بهبود مي‌بخشند. اين اظهار نظر از ايشان، همواره قابل تذكر و تأمل روان‌شناسان و پزشكاني است كه مي‌خواهند در مورد بهداشت و سلامت انسان‌ها مطالعه و تحقيق نمايند. «هيچ‌گاه بيماري نداشتم كه درمانش مستلزم بازگشت به مذهب نبوده باشد».2


اعتقاد به ماوراء الطبيعه، باور به غيب و قدرت‌هاي پنهاني مؤثر و ناظر بر زندگي و عملكردهاي فردي و اجتماعي انسان، از باورهاي اصيل، فطري و جاوداني وجود انسان است. از آن زمان كه بشريت صاحب تاريخ و تمدن شد، اين‌گونه باورها با او بوده و بيان معقول و علمي دين باوري، به صورت اعتقادات ديني، مهم‌ترين پايه و ساختار تمدن بشري را تشكيل مي‌دهد. در زواياي تمامي آيين‌هاي مذهبي، ارتباط با غيب، خالق و پروردگار عالم و آدم، در تمام طول حيات بشر جايگاه، اهميت و نقش بسيار حساسي داشته است.3 در طول تاريخ، توجه انسان‌ها، به ويژه متفكران و صاحب نظران جامعه در مورد اهميت و نقش آفريني باورهاي اعتقادي و مذهبي افراد در پويايي و بهبود زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي آن، با نوساناتي مواجه بوده است. در چند سال اخير، كه پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي و اقتصادي، در زندگي فرد و جامعه، نقش آفريني ملموس و فعال داشته و به تدريج، توجه به معنويت و نيازهاي فطري و طبيعي او را به كم توجهي و بعضاً فراموشي سوق داده، همه چيز را ساخته و پرداخته قدرت‌هاي مادي و فناوري‌هاي فعال و رو به پيشرفت قلمداد كرده است.4


مذهب، پديدة چند بعدي است. ابعاد متفاوتي از آن مي‌تواند بر زندگي افراد به شيوه‌هاي گوناگون اثر بگذارد، حضور دين در جهان هستي، مفهوم ديگري از به ياد آوردن خدا و انگيزه براي تلاش و كوشش انسان به سوي پيشرفت و تعالي است. مذهب با ارائة نگرش‌هاي درست از زندگي، احساس پوچي و بي‌معنايي در افراد را از بين برده است. علاوه بر اين كه، سازگاري با مصائب و سختي‌ها را تسهيل نموده، زمينه‌ساز آرامش و امنيت رواني نيز خواهد بود. در واقع، منظور از حيات يك انسان، حقيقتي است معين در جهاني معني‌دار. با پاسخ به چهار سؤال من كيستم؟ از كجا آمده‌ام؟ به كجا مي‌روم و براي چه آمده‌ام؟ و پاسخ‌هاي ناشي از معلومات محدود ما به سؤالات، هرگز بشر را در گذشته قانع نكرده و پس از اين هم قانع نخواهد كرد. از همين جاست كه، ضرورت دين براي حيات بشري اثبات مي‌گردد؛ ديني كه مستقل از اذهان ما، خطا در آن راه ندارد، كامل و تغييرناپذير است.5


از نگاه خود دين، بشر هيچ‌گاه فاقد دين نبوده است. از‌ اين‌رو دين، تنها يك پديدة اجتماعي مانند ساير رسوم و سنن، عادات و قراردادها نيست كه، تدريجاً به شكل گيري جامعه بر حسب تقنن يا نيازها پديد آمده باشد، بلكه برنامه اي است الهي براي معارف بشر كه همواره با خلقت به او ارزاني شده است.6


با توجه به تأثيري كه نوع نگرش نسبت به خداوند بر سلامت روان افراد دارد، در پژوهش حاضر، اين مسئله مورد بررسي قرار مي‌گيرد كه آيا كساني كه تصور منفي از خداوند دارند، به ميزان زيادتري نسبت به افرادي كه تصور مثبت از خداوند دارند، دچار بيماري‌هاي روحي و رواني مي‌شوند يا خير؟ از اين‌رو، هدف از انجام اين تحقيق بررسي رابطه بين تصور از خدا با بيماري‌هاي رواني است.


فرضيه‌هاي تحقيق


1. بين تصور منفي از خدا و بيماري‌هاي رواني رابطه وجود دارد‌.


2. بين تصور مثبت از خدا و سلامت روان رابطه وجود دارد.


3. بين تصور مثبت از خدا در دانشجويان دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاداسلامي تفاوت وجود دارد.


4. بين تصور منفي از خدا در دانشجويان دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي تفاوت وجود دارد.


5. بين ميزان افسردگي در دانشجويان دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي تفاوت وجود دارد.


پيشينه بحث


خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: چه بسا امري را خوش نمي‌داريد، اما خداوند در آن، مصلحت فراوان قرار داده است. (نساء: 19)


در حقيقت، انسان با ياد خدا، با وي ارتباطي قلبي و عقلي برقرار مي‌سازد. وي با خدا سخن مي‌گويد و با او به راز و نياز مي‌پردازد. اين است معناي با خدا زيستن، در مقابل، وقتي آدمي از اين مبدأ فيّاض و مصدر هستي و حيات روي بر مي‌تابد و رشتة ارتباط خود را با آن بگسلد، هر حركتي از وي سر بزند و هر تلاش و كوششي به عمل آورد، او را به وادي گمراهي و هلاكت بيشتر سوق مي‌دهد.7


علم روان‌شناسي به اين نتيجه رسيده كه خداگرايي انسان، سرشتي است و اينكه انسان ميل به اين جهت دارد، حكايت از وابستگي عميق بين وجود انسان و خالق او دارد. از اين ديدگاه مذهب، يك سري احساسات مختلف است. مثل ترس مذهبي، عشق مذهبي، وحشت مذهبي، نشاط و سرور مذهبي.8


مذهب مي‌تواند به عنوان بخشي از فرآيند مقابله تلقي گرديده و به نحوة ارزيابي فرد از عامل تهديد كننده و شدت آن اثر گذارد. به عبارت ديگر، مذهب ممكن است متغييرهاي ميانجي مانند محدوديت‌هاي شخصي و اجتماعي فرد و نيز چگونگي ادراك از منابع و رويدادهاي فشارزا را تحت تأثير قرار دهد.9


از ديدگاه اسلام، بيماري‌هاي روحي و پريشاني‌هاي بشر، معلول بي ايماني اوست و ايمان، يگانه درمان دردهاي روحي بشر و پريشاني‌هاي اوست.10


سعيدي در تحقيق خود نشان داد كه، بين داشتن هدف و معنا در زندگي و احساس افسردگي دانش آموزان ارتباط معنا‌داري وجود دارد؛ يعني كساني كه هدف و معنايي براي زندگي خويش يافته‌اند، احساس افسردگي كمتري دارند. در تحقيقي ديگري، ميزان همبستگي بين احساس معنابخش بودن زندگي و افسردگي در دانش آموزان محاسبه شد. نتيجه نشان داد كه، هر چه ميزان احساس معنا بالاتر باشد، ميزان افسردگي دانش آموزان پايين مي‌آيد و بين اين دو متغير، رابطة معكوس وجود دارد.11


بيگن مسترز و ريچاردز(1987) رابطة ميزان افسردگي و نگرش مذهبي و عملكرد ديني را در سالمندان مور بررسي قرار دارند. تحليل داده‌ها حاكي از آن بود كه بين آن دو متغير همبستگي معني‌داري وجود دارد. آلپورت(1962) رابطة اعتقادات مذهبي و اضطراب و فشار رواني در افراد را سنجيد و به اين نتيجه رسيدند كه با افزايش نگرش مذهبي، ميزان اضطراب و فشار رواني در افراد كاهش مي‌يابد. در تحقيقي اليسون (1991) رابطة بين تأثير قرار دارند و نتيجه گرفتند كه عقايد مذهبي در بيماران رواني مي‌تواند در كاهش طول مدت درمان مؤثر باشد.


جامعه آماري


جامعة آماري اين پژوهش، شامل كليه دانشجويان دانشگاه آزاد و دانشگاه پيام نور شهر ميناب بودندكه حداقل بيست واحد را در آن دانشگاه‌ها أخذ و گذرانده بودند.


نمونه آماري و روش نمونه گيري


به منظور آزمون فرضيه‌هاي تحقيق، نمونه‌اي به حجم 100 نفر از دانشجويان دو دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد (50 دانشجوي از هر يك از دو دانشگاه) ميناب، به صورت نمونه در دسترس، از بين جامعه هدف، كه حداقل دو ترم در اين دانشگاه‌ها به تحصيل مشغول بودند انتخاب شدند. روش تحقيق مورد استفاده روش همبستگي بوده است.


مقياس SCL-25


اين مقياس توسط نجاريان و داودي(1380) براساس مقياس SCL-90-R ساخت و اعتباريابي شده است. جدول شماره 1 همبستگي نمرات SCL-25 با SCL-90-R و خرده مقياس‌هاي آن را نشان مي‌دهد.


جدول1: همبستگي نمرات SCL-25 با SCL-90-R و خرده مقياس‌هاي آن




















































































نمونه



مونث



مذكّر



كل



SCL-90-R



41 = n



40 = n



81 = n



SOM



92/0



97/0



95/0



O-C



92/0



95/0



94/0



INT



91/0



94/0



93/0



DEP



92/0



93/0



93/0



ANX



89/0



93/0



91/0



HOS



87/0



88/0



87/0



PHOB



9/0



94/0



92/0



PAR



77/0



83/0



8/0



PSY



83/0



89/0



85/0



ADI



8/0



84/0



81/0



SCL-90-R



97/0



97/0



97/0



كلية ضرايب به دست آمده در سطح001/  P < معني‌دار هستند.


اعتبار و روايي


اعتبار و روايي SCL-25 از طريق محاسبة همساني دروني و ضرايب بازآزمايي بررسي گرديد. همساني دروني SCL-25، در كل نمونه 97/0 در نمونة مؤنّث 97/0 و در نمونة مذكّر 98/0 به دست آمد. ضرايب اعتبار به شيوه بازآزمايي در كل نمونه 87/0 در نمونة مؤنّث 77/0 و در نمونة مذكّر 79/0 به دست آمد.12


جهت روايي اين آزمون، مطالعات ديگري نيز انجام شد، كه از آزمون اضطراب عمومي، افسردگي، سرسختي روان‌شناختي و كمال گرايي استفاده شد كه نتايج حاصل از آنها در جدول شماره2 آمده است.


جدول 2: ضرايب همبستگي SCL-25 با مقياس‌هاي اضطراب عمومي، افسردگي، سرسختي روان‌شناختي و كمال‌گرايي




































 نمونه


مقياس



درصد



زنان



مردان



اضطراب عمومي



69/0



75/0



57/0



افسردگي



49/0



56/0



47/0



سرسختي



56/0-



61/0-



52/0-



كمال‌گرايي



66/0



69/0



63/0



همه ضرايب در سطح 001/ 0= P معني‌دار بوده‌اند.        

فرضيه‌هاي موجود، دو پرسش‌نامه مورد استفاده قرار گرفت.


آزمون تصور از خدا


آزمون تصور از خداي ماركن، داراي 27 سؤال است كه، تصور از خدا را از دو جنبة تصور نسبت به خدا و تصور منفي نسبت به خدا مورد بررسي قرار مي‌دهد. تصور مثبت از خدا در اين آزمون 16 متغير و تصور منفي از خداوند 11 متغير مي‌باشد كه در آن، فرد خداوند را به صورت حمايت‌گر، مسلط، تنبيه‌گر يا منفعل، تصور مي‌كند. طيف نمره‌دهي در اين آزمون 5 مرحله‌اي ليكرت مي‌باشد كه:


كاملاً موافق: 5    موافق: 4    بي‌نظر: 3    مخالف: 2    كاملاً مخالف: 1


بالاترين نمره‌اي كه فرد مي‌تواند در آزمون تصور از خدا به دست آورد، 135 و پايين‌ترين نمره در اين آزمون 27 مي‌باشد.


پايايي آزمون تصور از خدا


براي سنجش ميزان پايايي اين آزمون، از روش آلفاي كرنباخ استفاده شد. ميزان آلفاي آن 77% درصد بدست آمد. با روش‌هاي ديگر نيز از جمله گاتمن 77% درصد و روش دو نيمه 76% به دست آمد. بنابراين، نتايج حاصله نشان مي‌دهد، آزمون از پايايي قابل قبولي برخوردار است. پس از انتخاب نمونه، به همه آزمودني‌ها پرسش‌نامه‌هاي مورد نظر داده شد و براي داشتن پرسش احتمالي، پژوهشگر شخصاً در جلسه آزمون حضور يافت. پس از اجراي پرسش‌نامه ها، داده‌هاي حاصل وارد نرم افزار SPSS گرديد و داده‌ها مورد تحليل قرار گرفت.


الف. يافته‌هاي توصيفي


جدول شماره 3: داده‌هاي توصيفي مربوط به متغيرهاي سلامت روان و تصور مثبت و تصور منفي از خدا






















































متغيرها



سلامت روان



تصور مثبت از خدا



تصور منفي از خدا



ميانگين



38/25



59/32



37/96



ميانه



12/5



58



37



انحراف استاندارد



19/3



66/6



73/7



واريانس



68/91



36/44



59/75



حداقل نمره



0



47



23



حداكثر نمره



97



78



91



تعداد آزمودني



100



100



100



با توجه به جدول شماره يك نمونة پژوهش حاضر 100 نفر هستند. ميانگين به دست آمده از تصور مثبت از خدا در نمونة حاضر 32/59، تصور منفي از خدا 96/37 و در مقياس سلامت روان 25/38 است. همچنين ميزان انحراف استاندارد به دست آمده در تصور مثبت از خدا 66/6، در تصور منفي از خدا 73/7 و درسلامت روان 3/19 مي‌باشد.


ب. يافته‌هاي استنباطي


فرضيه يك: بين تصور منفي از خدا وعدم سلامت روان رابطه وجود دارد.


براي سنجش اين فرضيه، از ضريب همبستگي پيرسون استفاده شد. نتايج حاصل از اين فرضيه نشان داد كه، مقدار 57/0=r به دست آمد. اين مقدار در سطح آلفاي 05/0=α رابطة معني‌داري را نشان داده است. از اين‌رو، فرضية تحقيق پذيرفته و فرضية صفر ردّ مي‌شود. دليل هميستگي مثبت اين است كه، هرچه نمره فرد در آزمون سلامت روان بالاتر باشد، نشان دهندة اين است كه فرد از سلامت روان كمتري برخوردار است و برعكس، هرچه نمره فرد در اين مقياس كمتر باشد، از سلامت روان بيشتري برخوردار است.


فرضيه دوم: بين تصور مثبت از خدا وسلامت روان رابطه وجود دارد.


به منظور تجزيه و تحليل فرضية فوق، از ضريب همبستگي پيرسون استفاده گرديد. نتايج نشان داد كه با مقدار 19/‌0=r بين اين دو متغير رابطة معني‌داري وجود دارد. بنابراين، فرضية تحقيق پذيرفته و فرض صفر ردّ مي‌گردد. دليل هميستگي منفي اين است كه، هرچه نمره فرد در آزمون سلامت روان بالاتر باشد، نشان دهندة اين است كه فرد از سلامت روان كمتري برخوردار است و برعكس، هرچه نمره فرد در اين مقياس كمتر باشد از سلامت روان بيشتري برخوردار است. بنابراين، بالا بودن نمره بالا در بُعد تصور مثبت از خدا، نمره فرد را در مقياس سلامت روان مورد استفاده يعني، (SCl-25) پايين آورده و هرچه مقدار نمره فرد در اين مقياس پايين باشد، حكايت از سلامت روان بالاتر دارد. بنابراين، كسب ضريب همبستگي منفي منافاتي با فرضية تدوين شده ندارند. همچنين بين خرده مقياس‌هاي آزمون سلامت روان با تصور از خدا ضريب همبستگي مورد محاسبه قرار گرفت. نتايج حاصل نشان داد كه، غير از مقياس روان‌پريشي در ساير خرده مقياس‌ها، رابطه معني‌داري در سطح 05/0=α دست آمد كه، به دليل طولاني شدن متن گزارش مقاله، از ذكر آنها خودداري نموده فقط نتايج آن ذكر گرديد.


جدول شماره4 نتايج ضرايب همبستگي ساده بين تصور مثبت از خدا با سلامت روان و خرده مقياس‌هاي آن در پژوهش حاضر


























































تصور از خدا



سلامت روان



شكايت جسماني



وسواس اجبار



پرخاشگري



افسردكي



پارانوئيدي



روان‌پريشي



ترس مرضي



اضطراب



حساسيت در روابط بين فردي



ضريب همبستگي(r)



57/.-



441/.-



38/.-



43/.-



39/.-



091/.-



065/.-



29/.-



31/-.



43/.-



سطح معناداري(P)



0031/.



021/.



036/.



024/.



031/.



145/.



198/.



042/.



038/.



025/.



تعداد(n)



100



100



100



100



100



100



100



100



100



100



فرضيه سوم: بين تصور منفي از خدا در دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور تفاوت وجود دارد.


براي تجزيه و تحليل اين فرضيه، از آزمون T-Test گروه‌هاي مستقل استفاده گرديد. نتايج حاصل از اين آزمون نشان داد كه، با 334/0- =T و درجه آزادي 97=df تفاوت معني‌داري در سطح آلفاي 5%p< بين آزمودني‌ها وجود ندارد. از اين‌رو، فرضيه تحقيق ردّ مي‌شود و فرض خلاف مورد تأييد قرار مي‌گيرد. بنابراين، تفاوتي در تصور منفي از خدا در دو گروه آزمودني وجود ندارد.


 


جدول شماره 5:، جدول نتايج آزمون t گروه‌هاي مستقل مربوط به تصور منفي از خدا بين دانشجويان دانشگاه‌هاي پيام نور و آزاد اسلامي در پژوهش حاضر.

































گروه‌ها



تعداد



ميانگين



انحراف استاندارد



درجه آزادي



T محاسبه شده



سطح معناداري



پيام نور



50



37/7



77/5



97



334/-



739/



آزاد



49



38/22



43/9



97



333/-



74/



فرضيه چهارم: بين تصور مثبت از خدا در دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور تفاوت وجود دارد.


به منظور تجزيه و تحليل اين فرضيه، از آزمون T-Test گروه‌هاي مستقل استفاده گرديد. نتايج حاصل از اين آزمون نشان داد كه، با 72/0=T و درجه آزادي 97=df تفاوت معناداري در سطح آلفاي 05/ p< وجود دارد. از اين‌رو، فرضية تحقيق پذيرفته و فرض صفر ردّ مي‌شود.


جدول شماره 6: نتايج آزمون t گروه‌هاي مستقل مربوط به تصور مثبت از خدا بين دانشجويان دانشگاه پيام نور و آزاد اسلامي در پژوهش حاضر

































گروه‌ها



تعداد



ميانگين



انحراف استاندارد



درجه آزادي



T محاسبه شده



سطح معناداري



پيام نور



50



59/72



65/6



97



72/0



829/0



آزاد



49



58/75



68/6



96



72/0



829/0



فرضيه پنجم: بين ميزان افسردگي در دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور تفاوت وجود دارد.


براي تجزيه و تحليل اين فرضيه، از آزمون T-Test گروه‌هاي مستقل استفاده گرديد. نتايج حاصل از اين آزمون نشان داد كه، با 036/2=T و درجه آزادي 97=df تفاوت معناداري در سطح آلفاي05/0 p< وجود دارد. از اين‌رو، فرضية تحقيق پذيرفته و فرض صفر ردّ مي‌شود.


جدول شماره 7: نتايج آزمون T گروه‌هاي مستقل مربوط به افسردگي در دانشجويان دانشگاه‌هاي آزاد اسلامي و پيام نور در پژوهش حاضر

































گروه‌ها



تعداد



ميانگين



انحراف استاندارد



درجه آزادي



T محاسبه شده



سطح معناداري



پيام نور



50



13/84



65/7



97



036/2



044/0



آزاد



49



10/49



69/8



96



036/2



044/0



نتيجه گيري


1. نتايج حاصل از اين تحقيق نشان داد كه رابطة معناداري بين تصور منفي از خدا و سلامت روان وجود دارند؛ افرادي كه داراي تصور منفي از خداوند هستند، از سلامت روان كمتر و بهداشت رواني پايي‌تر برخوردار هستند. بنابراين، آموزش زمينه‌هاي مذهبي و ارائه تصور مثبت از خداوند در كلاس‌هاي مختلف در طول دوران تحصيل و كلاس‌هاي فوق برنامه در ارتقا بهداشت رواني افراد جامعه نقش مؤثري ايفا مي‌كند.


2. همچنين بين دو متغير تصور مثبت از خدا و افسردگي رابطة معناداري وجود دارد.


زماني كه واقعة آسيب‌زايي رخ مي‌دهد همة افراد به طور دروني و ذهني، معنا و مفهومي را در ذهن پرورش مي‌دهند. در اين ميان، اگر فردي كه تصور مثبتي از خداوند داشته باشد، مي‌تواند در برابر فشارهاي رواني، يك مانع قوي‌اي داشته باشد.


3. تفاوت معناداري بين تصور مثبت از خدا در دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور مشاهده نمي‌شود.


4. براساس نتايج حاصل از اين فرضيه، تفاوت معناداري بين تصور مثبت از خدا در دانشجويان دانشگاه آزاد و پيام نور مشاهده نگرديد.


5. بر اساس نتايج به دست آمده، ميزان سلامت روان در دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي، بيش از دانشجويان دانشگاه پيام نور بود.




منابع


ـ افروز، غلامعلي، روش‌هاي پرورش احساس مذهبي نماز، تهران، انجمن اوليا و مربيان، 1384.


ـ افروز، غلامعلي. و ديگران، «رابطه راهبردهاي مقابله‌اي مذهبي با تنيدگي»، مجموعه مقالات نخستين همايش انسان معاصر، دين و كاركردهاي آن، انتشارات دانشگاه مازندران. 1385.


ـ اميني، شهريار، «اصول بهداشت روان»، ماهنامه تربيت، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش، ش2، 1383، ص 25ـ33.


ـ خياطي، نسرين، نماز در سيماي خانواده، تهران، سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان.1376.


ـ زارعي، اقبال، مقايسه سلامت روان، خلاقيت، نياز‌هاي اساسي و ويژگي‌هاي شخصيتي هنرمندان و افراد غير هنرمند اهواز، رساله دوره دكترا، 1382.


ـ زينالي، حمدالله، «بهداشت رواني در خانواده»، ماهنامه تربيت، معاونت آموزش و پرورش نظري و مهارتي وزارت آموزش و پرورش، ش 5، 1385، ص 31ـ39.


ـ فرانكل، ويكتور، انسان در جستجوي معنا، ترجمة خوشدل ،گيتي، تهران، رشد. 1375.


ـ كلانتري، مهرداد. عوامل مؤثر در رشد گرايش‌هاي مذهبي در كودكان و نوجوانان، تهران، انجمن اوليا و مربيان.1376.


ـ نجفي، مصطفي و ديگران، بررسي رابطه ميان نگرش‌هاي مذهبي، مهارت‌هاي مقابله‌اي و سلامت رواني در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، 1380.


-Alport .G.W. The Person in Psychology, Boston: Beacon press, 1968.


- Alport .G.W, "The religious context of prejudice", Journal for the Scientific Study of religion .S. 447-457, 1966.


- Alport .G.W. The Individual and his Religion. New York: Macmilan, 1962.


-Bergin.A., KevinS. Masters, and p. Scott Richards.Religiousness and mental health reconsidered. Journal of Counseling Psychology, vol 34: 197-204, 1987.


- Coe .G.The Psychology of Religion. Chicago :university Chicago press, 1916.


- Ellison .C.G.Religiuos involvement and subjective well- being. Journal of Health and Social Behavior, 32: 80 -99, 1991.


-Hari S. Chandra , Psychological Tips For Effective Studying. – www. Dbmoz. co 17-


-Levin J.S. and Kyrialkos Markides.(1988). Religious attendance and psychology well–being. Sociological Analysis .49:66-82.1988.




پي‌نوشت




* استاديار دانشگاه هرمزگان. دريافت: 88/6/25ـ تأييد: 88/8/19




E-mail:eghbalzarei2010@yahoo.com.




1. شهريار اميني، ماهنامه تربيت، ص 25ـ33.




2. ويكتور فرانكل، انسان در جستجوي معنا، ترجمه خوشدل، ص 23.




3. شيرين خياطي، نماز در سيماي خانواده، ص 41.




4. غلامعلي افروز و ديگران، رابطة راهبردهاي مقابله‌اي مذهبي با تنيدگي، ص 42.




5. مصطفي نجفي و ديگران، بررسي رابطه ميان نگرش‌هاي مذهبي، مهارت‌هاي مقابله‌اي و سلامت رواني دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، ص 16.




6. غلامعلي افروز، رابطة راهبردهاي مقابله‌اي مذهبي با تنيدگي، ص 42.




7. غلامعلي افروز، روش‌هاي پرورش احساس مذهبي نماز، ص 61.




8. حمدالله زينالي، «بهداشت رواني در خانواده»، ماهنامه تربيت، ش 5، ص 31ـ39.




9. G.W. Alport, The religious context of prejudice. Journal for the Scientific Study of Religion, Vol.44, P.447-457.




10. مهرداد كلانتري، عوامل مؤثر در رشد گرايش‌هاي مذهبي در كودكان و نوجوانان، ص 37.




11. مصطفي نجفي و ديگران، بررسي رابطه ميان نگرش‌هاي مذهبي، مهارت‌هاي مقابله‌اي و سلامت رواني در دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، ص 33.




12. اقبال زارعي، مقايسه سلامت روان، خلاقيت، نياز‌هاي اساسي و ويژگي‌هاي شخصيتي هنرمندان و افراد غير هنرمند اهواز، ص 98ـ 105.