فصل نامه علمی - پژوهشی
فصل نامه علمی - پژوهشی روان شناسي و دين

بایگانی نشریه

يررسي رابطة بين خوش‌بيني سرشتي و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با رضايت‌مندي از زندگي

سال دوم، شماره سوم، پاييز 1388، ص 29 ـ 68


نجيب‌الله نوري* / ناصر سقاي بي‌ريا**


چکيده


هدف اين پژوهش بررسي رابطه بين خوش‌بيني سرشتي و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با رضايت‌مندي از زندگي است. فرضيه‌هاي پژوهش حاضر اين است که بين متغيرهاي مزبور رابطة معنادار وجود دارد و خوش‌بيني اسلامي در حد قوي‌تري مي‌تواند رضايت از زندگي را پيش‌بيني کند. به منظور آزمون اين فرضيه‌ها، تعداد 269 نفر (122 نفر دانش‌پژوه)، (کارمند 55 نفر) و (دانشجو 92 نفر) به صورت تصادفي خوشه‌اي و ساده در پژوهش مشارکت داده شدند. شرکت‌کنندگان آزمون رضايت از زندگي (SWS)، آزمون جهت‌گيري زندگي (LOT) و پرسش‌نامة محقق‌ساختة خوش‌بيني اسلامي را پاسخ دادند. داده‌ها با نرم افزار SPSS تحليل شدند. يافته‌ها نشان مي‌دهند که، بين خوش‌بيني سرشتي، خوش‌بيني از ديدگاه اسلام و رضايت‌مندي، رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. بين زنان و مردان از نظر رضايت‌مندي و هر دو نوع خوش‌بيني تفاوت معنادار وجود ندارد. بين گروه‌هاي سني مختلف از نظر رضايت‌مندي تفاوت معنادار وجود ندارد. اما از نظر هر دو نوع خوش‌بيني، افراد جوان‌تر (15ـ25 سال) به طور معناداري از خوش‌بيني کمتري برخوردارند.


كليد واژه‌ها: خوش‌بيني سرشتي، رضايت از زندگي، خوش‌بيني در منابع اسلامي، توجه به جنبه‌هاي مثبت زندگي، بهزيستي فاعلي.



مقدمه


امروزه در سايه پيشرفت علم و تکنولوژي و فراهم شدن وسايل رفاهي و راحتي، بسيارند افرادي که از امکانات زيادي در زندگي برخوردارند، ولي از زندگي خود احساس رضايت ندارند. به همين دليل، مطالعات زيادي در زمينه رضايت از زندگي و عوامل مؤثر بر آن انجام شده‌اند. يکي از عواملي که مي‌تواند نقش مهمي در رضايت از زندگي داشته باشد، ويژگي «خوش‌بيني» است. دربارة خوش‌بيني با مفهوم روان‌شناختي‌ آن و رابطة آن با رضايت از زندگي مطالعاتي صورت گرفته است، اما در زمينة خوش‌بيني با رويکرد اسلامي تا کنون پژوهشي انجام نگرفته و رابطة آن با خوش‌بيني روان‌شناختي و رضايت از زندگي بدون مطالعه مانده است.


خوش‌بيني به يک انتظار تعميم‌يافته‌ اشاره دارد که فرد بر اساس آن احساس مي‌کند هنگام رويارويي با مشکلات، نتايج خوشايند رخ خواهد داد. اين انتظار بيشتر حيطه‌هاي مهم زندگي فرد را پوشش مي‌دهد. خوش‌بيني با ويژگي‌هاي روان‌شناختي گوناگوني رابطه دارد که هر کدام مي‌تواند نقشي در احساس رضايت از زندگي داشته باشند.


خوش‌بيني با سلامت رواني افراد در ارتباط است. در يک مطالعه طولي خوش‌بيني سلامت رواني افراد را پس از ده سال پيش‌بيني کرد. در بيماران پارکينسون نيز افراد خوش‌بين در مقايسه با افراد بدبين از سلامت رواني بيشتري برخوردار هستند. خوش‌بيني از تأثير مخرب مشاجرات روزانه بر سلامت روان جلوگيري مي‌کند. خوش‌بيني سرشتي سلامت رواني (نشانگان وسواس بي‌اختياري، افسردگي و خصومت) و سلامت جسماني (اختلال‌هاي خواب و پرتنشي) را پيش‌بيني مي‌کند. در بيماراني که به دليل بيرون زدگي لگن خاصره مورد عمل جراحي قرار گرفتند، افراد خوش‌بين از عملکرد رواني و جسماني بهتري برخوردار بودند. همچنين خوش‌بيني از تأثير مخرب بيکاري بر سلامت روان نيز جلوگيري مي‌کند.


مطالعات زيادي نقش خوش‌‌بيني را در کاهش افسردگي نشان مي‌دهد. به گونه‌اي که بدبيني و سبک تفسير بدبينانه با افسردگي رابطة نزديک دارد. افراد خوش‌بين افسردگي کمتري دارند و کمتر خشم خود را سرکوب مي‌کنند. خوش‌بيني سرشتي با افسردگي زمان بارداري و پس از زايمان، رابطة منفي دارد. ابعاد خوش‌بيني، رابطة منفي تنگاتنگي با افسردگي يک قطبي دارد. در قربانيان حوادث طبيعي نيز افراد بدبين بيشتر از افراد خوش‌بين دچار افسردگي مي‌شوند. برگشت بيماري افسردگي در زمان دانشجويي در افراد بدبين بيشتر از افراد خوش‌بين است. بين افراد خوش‌بين و بدبين از نظر ميزان شيوع نشانگان افسردگي تفاوت معنادار وجود دارد.


خوش‌بيني با اضطراب نيز رابطة منفي دارد و افراد بدبين بيشتر دچار اضطراب مي‌شوند. خوش‌بيني مي‌تواند به طور معناداري ميزان اضطراب مادران را پيش و پس از عمل جراحي فرزندان‌شان پيش‌بيني کند. زنان خوش‌بين در زمان بارداري اضطراب و تنيدگي کمتري تجربه مي‌کند و به شكل مؤثري مي‌توانند با تنيدگي مقابله کنند. خوش‌بيني سرشتي با «اضطراب صفتي» و «مقابله سرکوبگرانه» رابطة منفي دارد. «اضطراب پيش از مسابقه» نيز در دانشجويان ورزشکار خوش‌بين، کمتر از ديگران مشاهده شد.


خوش‌بيني با سلامت جسماني نيز رابطه مثبت دارد. براي مثال، در بيماراني که به علت بيماري لولة فرعي قلب عمل جراحي شده‌اند، افراد خوش‌بين وضعيت سلامتي بهتري نشان دادند. خوش‌بيني نجات بيماران را پس از يک حمله قلبي در طول هشت سال پيش‌بيني کرد و بيماري عروقي افراد خوش‌بين در طول سه سال در مقايسه با همتايان بدبين آنها پيشرفت کمتري نشان داد. افراد خوش‌بين‌تر ياخته‌هاي طبيعي ضدسرطاني بيشتري نسبت به افراد بدبين نشان مي‌دهند. داشتن سبک تبيين خوش‌بينانه در آغاز بزرگ‌سالي، سلامت کلي را در ميان‌سالي پيش‌بيني مي‌کند. بررسي طولي نشان مي‌دهد که خوش‌بيني سرشتي، طول عمر را در افراد خوش‌بين پيش‌بيني مي‌کند.


دربارة خوش‌بيني چند نظرية عمده وجود دارد؛ اولين نظرية مطرح در اين زمينه نظريه خوش‌بيني سرشتي است. بر اين اساس، افراد خوش‌بين کساني هستند که انتظار دارند رويدادهاي خوبي براي آنان رخ دهند، ولي افراد بدبين کساني هستند که انتظار دارند امور بدي براي آنان اتفاق بيفتد. اين ديدگاه، سلامت رواني، سلامت جسماني و سازگاري روان‌شناختي افراد خوش‌بين را ناشي از سبک‌هاي مقابله آنان مي‌داند. اين ديدگاه ريشه در نظرية سنتي انتظار ـ ارزش در باب انگيزش دارد.


دومين نظرية مهم در اين زمينه، نظرية خوش‌بيني آموخته شده است. اين نظريه خوش‌بيني و بدبيني افراد را ناشي از سبک تبيين آنان مي‌داند. افراد خوش‌بين رويدادهاي مثبت را به عوامل پايدار (هميشگي)، فراگير (مربوط به تمام حيطه‌هاي زندگي) و دروني (ناشي از خود فرد)، اما رويدادهاي منفي را به عوامل موقت، جزيي و بروني نسبت مي‌دهد. افراد بدبين سبک تبيين متضاد با افراد خوش‌بين دارد.


سومين نظريه مهم، نظرية اميد است. نظرية اميد رابطة بين سه مفهوم انتخاب هدف، انتظارات و مفهوم خودکارآمدي بندورا را برجسته کرده است. بنابراين، افرادي که اهداف ارزشمندي دارند، از اين توانايي برخوردارند که راه‌هاي مختلفي براي رسيدن به آن پيدا ‌کنند؛ دربارة توانايي‌هاي حل مسئله خود احساس اعتماد مي‌کنند و در نتيجه، سطوح بالايي از اميد را تجربه مي‌کنند. نظرية اميد دو مؤلفه دارد؛ مؤلفة اول انديشه‌ مسيريابي ناميده مي‌شود؛ يعني افراد اميدوار در يافتن راه‌هاي مختلف براي رسيدن به هدف، خود را توانمند احساس کنند. مؤلفة دوم انديشة کارگزاري است که بر اساس آن، فرد اين توانايي را در خود مي‌بيند که از مسيرهاي موجود به خوبي استفاده کند. با وجود اين دو مؤلفه، فرد خود را نسبت به آينده اميدوار احساس مي‌کند.


چهارمين نظرية مهم در اين زمينه، نظرية «خطاي ادراکي» است. بر اساس اين ديدگاه، افراد خوش‌بين با استفاده از فرايندهاي خودفريبي خود را در يک روشنايي افزايش‌يافته تصور مي‌کنند. افراد به سه طريق عمده، خود و جهان را مثبت‌تر از آنچه هستند تصور مي‌کنند؛ نخست آنکه افراد خود، رفتار گذشته و صفات شخصي‌شان را در روشنايي افزايش‌يافته مي‌بينند. به بيان ديگر، خطاي ادراکي «خودافزايي» را تجربه مي‌کنند. دوم اينکه به طور غيرواقعي احساس مي‌کنند که نسبت به رويدادهاي محيطي کنترل دارند و مي‌پندارند که مي‌توانند از بدتر شدن اوضاع و شرايط جلوگيري کنند. سوم اينکه، يک خوش‌بيني بي‌اساس در مورد آينده دارند و تصور مي‌کنند آينده اميدبخش‌تر از آن چيزي خواهد بود که واقعيت‌ها مي‌گويند.


در منابع اسلامي نيز شواهد گوناگون نشان مي‌دهند که سه مؤلفه مي‌توانند شکل‌دهندة مفهوم خوش‌بيني باشند؛ اين سه مؤلفه عبارتند از: الف) توجه به جنبه‌هاي مثبت زندگي؛ ب) تفسير مثبت رويدادها و مؤلفه؛ ج) انتظار مثبت نسبت به آينده. مؤلفه اول مي‌تواند شامل ده زيرمؤلفه باشد که عبارتند از: توجه به ويژگي‌هاي خداوند؛ توجه به زيبايي‌هاي جهان؛ توجه به امکانات و فرصت‌ها؛ توجه به استعدادها و توانايي‌هاي خود؛ توجه به موفقيت‌هاي گذشتة خود؛ توجه به صفات مثبت ديگران؛ توجه به رفتار مثبت ديگران؛ توجه به گفتار مثبت ديگران؛ توجه به انديشه‌هاي مثبت و توجه به پيامد اعمال. براي مؤلفة دوم نيز مي‌توان شش زيرمؤلفه مطرح کرد که عبارتند از: داراي حکمت دانستن سختي‌ها؛ موقت دانستن مشکلات؛ قابل حل دانستن مشکلات؛ نقش خدا، خود و ديگران در وقوع رويدادها؛ سپاسگزاري از خداوند و ديگران و عدم شکايت از مشکلات. مؤلفه سوم نيز مي‌تواند داراي پنج زيرمؤلفه باشد که عبارتند از: انتظار کمک از خداوند؛ انتظار وقوع رويدادهاي خوشايند؛ انتظار کار درست از سوي ديگران؛ اعتماد به ديگران و کمک به ديگران. بنابراين، مي‌توان اين سه مؤلفه و 21 زيرمؤلفه را تشکيل‌دهنده مفهوم خوش‌بيني اسلامي قلمداد کرد.


رضايت‌مندي از زندگي با خوش‌بيني سرشتي رابطه دارد و پژوهش‌هاي مختلف اين رابطه را نشان داده‌اند. رضايت‌مندي از زندگي با مفهومي که در اين پژوهش بررسي شده است، يکي از سه مؤلفة «احساس خوش‌بختي فاعلي» است. بر اساس مفهوم‌سازي دينر و همکاران، احساس خوش‌بختي فاعلي از سه مؤلفه تشکيل شده است: «وجود عاطفة مثبت»، «فقدان عاطفة منفي» و «رضايت از زندگي». دو مؤلفة اول روي هم رفته مفهوم «شادکامي» را تشکيل مي‌دهند و مؤلفه سوم با عنوان رضايت‌مندي از زندگي در پژوهش‌ها مطرح شده است.


بين رضايت از زندگي (SWLS)، و خوش‌بيني سرشتي (LOT)، با وجود متغيرهاي ديگر رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. بين اين دو مفهوم و اميد نيز رابطه معنادار مثبت وجود دارد. بين خوش‌بيني بالا، متوسط و ضعيف با رضايت از زندگي در گذشته، حال و انتظار رضايت در آينده تعامل چندجانبه وجود دارد. خوش‌بيني و بدبيني سرشتي رابطه معنادار با سازگاري روان‌شناختي دارند و افراد خوش‌بين‌تر، به مراتب رضايت بيشتري از زندگي نشان مي‌دهند. تحليل رگرسيون چندبعدي طبقه‌اي نشان مي‌دهد که خوش‌بيني و اميد، هر دو به طور معناداري رضايت‌مندي از زندگي را پيش‌بيني مي‌کنند. خوش‌بيني و بدبيني هم به طور مستقيم و هم با ميانجي عاطفه مثبت و منفي رضايت‌مندي از زندگي را پيش‌بيني مي‌کنند. در مطالعة ديگر، خوش‌بيني به تنهايي ده درصد از کل واريانس مؤثر در رضايت از زندگي را تبيين كرد. در بيماران قلبي نيز خوش‌بيني با رضايت از زندگي پس از عملي جراحي ارتباط دارد. در گروه ديگر از بيماران قلبي، کيفيت کلي زندگي شش ماه بعد از عمل جراحي توسط خوش‌بيني پيش از عمل جراحي پيش‌بيني شد. پژوهش‌هاي مزبور رابطة بين خوش‌بيني و رضايت از زندگي را نشان مي‌دهند، اما رابطه اين دو متغير با خوش‌بيني از ديدگاه اسلام مورد مطالعه قرار نگرفته است.


بنابراين، پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين پرسش‌هاست که آيا بين خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با خوش‌بيني سرشتي رابطة معنادار وجود دارد؟ آيا بين خوش‌بيني از ديدگاه اسلام با رضايت‌مندي از زندگي رابطه وجود دارد؟ آيا بين خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي که در تحقيقات ديگر نيز رابطه نشان داده است، در جامعه مورد پژوهش اين مطالعه نيز رابطه به دست مي‌آيد؟ و بالاخره اينکه، اگر بين اين سه متغير رابطه وجود داشته باشد، آيا خوش‌بيني از ديدگاه اسلام به دليل برخورداري از جنبه‌هاي معنوي، مي‌تواند رضايت از زندگي را به شكل قوي‌تري پيش‌بيني کند؟


فرضيه‌هاي پژوهش حاضر آن است که بين هر سه نوع متغير، رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. خوش‌بيني اسلامي مي‌تواند در حد قوي‌تري رضايت از زندگي را تبيين كند.


ضرورت پژوهش حاضر اين است که خوش‌بيني با رويکرد اسلامي در اين پژوهش مطالعه و نوع رابطه و ميزان رابطة رضايت‌مندي و خوش‌بيني سرشتي با خوش‌بيني اسلامي بررسي شده است.


روش


روش پژوهش در اين مطالعه از نوع همبستگي است. جامعة آماري اين پژوهش از چهار گروه تشکيل شده است: 1. همه دانش‌پژوهان مرد مؤسسه آموزشي و آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در دو مقطع کارشناسي و کارشناسي ارشد (حدود 1100نفر)؛ 2. همة دانشجويان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامي قم (حدود 400 نفر)؛ 3. همة دانش‌پژوهان مؤسسه علوم انساني جامعةالمصطفي العالمية (حدود 500 نفر)؛ 4. تمام کارمندان مرد مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) (حدود 300 نفر) تعداد کل اين چهار گروه در سال تحصيلي 87-88، حدود 2300 نفر را تشکيل مي‌دهند.


حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان انتخاب شده است. در اين جدول براي جامعة 2400 نفري، 231 نفر نمونه ذکر شده است؛ اما در اين تحقيق به خاطر اطمينان از معرف بودن نمونه و به دليل پراکندگي زيرگروه‌هاي جامعه، تعداد 300 پرسش‌نامه توزيع شد که 31 پرسش‌نامه غيرقابل نمره‌گزاري به دست آمد. پس حجم نمونه در اين پژوهش 269 نفر است.


در اين پژوهش از روش‌ نمونه‌گيري تصادفي استفاده، و اين امر به سه صورت انجام شده است؛ در مورد برخي از دانش‌پژوهان و دانشجويان چندين کلاس درس به صورت تصادفي انتخاب شده است. تعدادي از دانشجويان و دانش‌پژوهان در قسمت‌هاي مختلف دانشگاه و مؤسسه مثل کتابخانه و محدودة دانشگاه نيز به صورت تصادفي در اين تحقيق مشارکت داشته‌اند. در مورد کارمندان، محقق به بخش‌هاي مختلف اداري مؤسسه مراجعه كرده، و از آنان خواسته است تا در امر پژوهش شرکت كنند.


ابزارهاي اين پژوهش عبارتند از: پرسش‌نامة خوش‌بيني اسلامي، آزمون خوش‌بيني سرشتي (آزمون جهت‌گيري زندگي LOT)، آزمون رضايت از زندگي (SWLS).


1. پرسش‌نامة خوش‌بيني اسلامي: اين پرسش‌نامه را محقق با توجه به منابع اسلامي و استفاده از آيات و روايات ساخته است. اين پرسش‌نامه داراي سه مؤلفه، 21 زيرمؤلفه و60 گزاره است.


مؤلفة اول شامل ده زيرمؤلفه است که عبارتند از: توجه به ويژگي‌هاي خداوند؛ توجه به زيبايي‌هاي جهان؛ توجه به امکانات و فرصت‌ها؛ توجه به استعدادها و توانايي‌هاي خود؛ توجه به موفقيت‌هاي گذشته خود؛ توجه به صفات مثبت ديگران؛ توجه به رفتار مثبت ديگران؛ توجه به گفتار مثبت ديگران؛ توجه به انديشه‌هاي مثبت و توجه به پيامد اعمال.


مؤلفة دوم شش زيرمؤلفه دارد که عبارتند از: حکمت دانستن سختي‌ها؛ موقت دانستن مشکلات؛ قابل حل دانستن مشکلات؛ نقش خدا، خود و ديگران در وقوع رويدادها؛ سپاسگزاري از خداوند و ديگران و عدم شکايت از مشکلات.


مؤلفة سوم نيز مي‌تواند داراي پنج زير مؤلفه باشد که عبارتند از: انتظار کمک از خداوند؛ انتظار وقوع رويدادهاي خوشايند؛ انتظار کار درست از سوي ديگران؛ اعتماد به ديگران و کمک به ديگران. خلاصه مي‌توان اين سه مؤلفه و 21 زيرمؤلفه را تشکيل‌دهنده مفهوم خوش‌بيني اسلامي قلمداد کرد.


اين پرسش‌نامه به صورت ليکرت پنج گزينه‌اي طراحي شده است؛ گزينه‌ها عبارتند از: کاملاً موافقم (نمره 5)، موافقم (نمره 4)، نظري ندارم (نمره 3)، مخالفم (نمره 2) و کاملاً مخالفم (نمره 1). در اين پرسش‌نامه سؤال‌هاي 7، 8، 17، 18، 34، 36، 42، ،44، 47، 51، 54 و 58 نمرة معکوس مي‌گيرند. كمترين نمره‌اي که يک فرد در اين پرسش‌نامه به دست مي‌آورد 60 و بيشترين آن 300 است. نمرة بالاتر نشان‌دهنده خوش‌بيني بيشتر است.


اعتبار پرسش‌نامه در دو مرحلة مقدماتي و يک مرحلة نهايي مورد سنجش قرار گرفت. در اجراي مقدماتي مرحلة اول، ضريب آلفاي کرونباخ 92/0 (تعداد=37)، در اجراي مقدماتي مرحلة دوم، ضريب آلفاي 80/0 (تعداد=40) و در اجراي نهايي، ضريب آلفاي 86/0 (تعداد=269) به دست آمد. همچنين ضريب دو نيمه‌سازي گاتمن 80/0 به دست آمد.


2. آزمون جهت‌گيري زندگي: جهت سنجش خوش‌بيني سرشتي از آزمون جهت‌گيري زندگي (LOT) استفاده شده است. اين آزمون ابتدا در سال 1985 توسط شيير و کارور ساخته شد که تفاوت‌هاي فردي در مورد خوش‌بيني و بدبيني را مي‌سنجد. آزمون داراي 8 ماده است که براساس مقياس ليکرت چهارنقطه‌اي درجه‌بندي شده است. گزينه‌هاي مورد نظر عبارتند از: کاملاً موافقم (نمره 4)؛ نسبتاً موافقم (نمره 3)؛ نسبتاً مخالفم (نمره 2) و کاملاً مخالفم (نمره 1). گزاره‌هاي 2، 5، 6 و 8 به صورت معکوس نمره‌گزاري مي‌شوند.


در ايران اين آزمون نخستين بار توسط گودرزي (1380) استفاده شد. پس از آن، حسن‌شاهي (1381) آن را به کاربرد. در سال 1384 موسوي‌نسب، نسخة تجديدنظرشدة آن استفاده كرد و سرانجام، نسخة اوليه آن توسط کجباف، عريضي و خدابخشي (1385) در استان اصفهان هنجاريابي و اعتباريابي شد و اعتبار و روايي بالا به دست آمد.


شيير و کارور (1985) ضريب آلفاي کرونباخ 76/0 و ضريب اعتبار بازآزمايي 79/0 با فاصلة چهار هفته را براي يک گروه از دانشجويان گزارش کرد. همچنين کارور و همکاران در مطالعة ديگر بر روي 59 زن دچار سرطان سينه، ضريب آلفاي 87/0 و ضريب اعتبار بازآزمايي 74/0 با فاصله 12 ماه را نشان دادند. نسخة تجديدنظرشدة اين آزمون نيز ضريب آلفاي 86/0 را نشان داد.


در ايران اعتبار بازآزمايي اين آزمون بر 27 دانش‌آموز پيش‌دانشگاهي با فاصلة ده روز 70/0 به دست آمد. همچنين ضريب آلفاي کرونباخ در مطالعه موسوي‌نسب 54/0 به دست آمد. کجباف، عريضي و خدابخشي، اعتبار بالايي در هنجاريابي از نسخة اوليه اين آزمون گزارش دادند. همچنين روايي همگرا و افتراقي آن با مقياس منبع کنترل و مقياس عزت نفس روزنبرگ تأييد شده‌اند.


3. آزمون رضايت از زندگي: براي سنجش رضايت‌مندي از زندگي از «مقياس رضايت از زندگي» (SWLS) استفاده شده است. اين مقياس را دينر و همکاران براي اندازه‌گيري رضايت از زندگي ساختند. «مقياس رضايت از زندگي» يک مقياس پنج‌ماده‌اي است و هر ماده داراي هفت گزينه به صورت ليکرت است. اين گزينه‌ها عبارتند از: به شدت مخالفم؛ مخالفم؛ کمي‌مخالفم؛ نه مخالفم و نه موافقم؛ کمي موافقم؛ موافقم و به شدت موافقم. اين گزينه‌ها به ترتيب از 1 تا 7 نمره‌گذاري مي‌شوند. بنابراين، کمترين نمره که يک نفر در اين آزمون مي‌تواند به دست آورد 5 و بالاترين نمره 35 خواهد بود. نمرة بالا نشان‌دهندة رضايت از زندگي بيشتر است. در اين آزمون، ماده‌اي وجود ندارد که به صورت منفي نمره‌گزاري شود.


در هنجاريابي مقياس رضايت از زندگي (SWLS)، اعتبار آن با استفاده از روش آلفاي کرونباخ 83/0 و با روش بازآزمايي 69/0 به دست آمد. روايي همگراي با استفاده از فهرست شادکامي آکسفورد OHI، و روايي افتراقي با استفاده از فهرست افسردگي بک BDI برآورد شد. اين مقياس (SWLS)، همبستگي مثبت با فهرست شادکامي آکسفورد (OHI) و همبستگي منفي با فهرست افسردگي بک (BDI) نشان داد.


مطالعه بر روي افراد مبتلا به اختلال روان‌پزشکي شديد نشان مي‌دهد که آزمون رضايت از زندگي (SWLS) همساني دروني مناسب دارد. آزمون رضايت‌مندي از زندگي با ابزارهاي ديگر سنجش رضايت‌مندي رابطة قوي دارد (روايي همگرا). همچنين اين آزمون با عواطف مثبت و منفي، حرمت خود، نشانگان روان‌شناختي و زمينه‌هاي جمعيت‌شناختي تفاوت دارد (روايي افتراقي). بنابراين، آزمون رضايت از زندگي يک ابزار مناسب باليني و پژوهشي است.


يک بررسي فراتحليل پنج نوع مطالعه نشان مي‌دهد که آزمون رضايت از زندگي (SWLS)، از اعتبار بازآزمايي بالا برخوردار است؛ اما توانايي آن در سنجش داوري کلي دربارة رضايت از زندگي کلي و ترتيب آيتم‌ها ضعيف است.


مظفري نشان داد که «مقياس رضايت از زندگي» در ايران از روايي و پايايي مناسب برخوردار است. وي ضريب آلفاي کرونباخ را براي اين مقياس برابر با 85/0و پايايي بازآزمايي آن را به فاصلة 6 هفته برابر با 84/0گزارش كرد. خير و ساماني ضريب آلفاي 80/0 به دست آورده است. بياني، گودرزي و کوچکي نيز مقياس رضايت از زندگي (SWLS) را يک مقياس مفيد در پژوهش‌هاي روان‌شناختي ايراني دانسته‌اند.


يافته‌ها


جدول1: توصيف جمعيت‌شناختي گروه نمونه


متغير


گروه تعداد درصد درصد تراکمي


شغل دانشجو 92 34/2 34/2


دانش‌پژوه امام خميني‌قدس‌سره 58 21/6 55/8


کارمند 55 20/4 76/2


دانش‌پژوه علوم انساني 64 23/8 100/0


جنس مرد 216 80/3 80/3


زن 53 19/7 100/0


تأهل متأهل 208 77/3 77/3


مجرد 61 22/7 100/0


سن گروه سني 15-24 64 23/8 23/8


گروه سني 25-29 50 18/6 42/4


گروه سني 30-34 80 29/7 72/1


گروه سني 35-40 61 22/7 94/8


گروه سني بالاي 40 14 2/5 100/0


سطح تحصيلات ديپلم 34 12/6 12/6


کارشناسي 179 66/5 79/1


کارشناسي ارشد 56 20/8 100/0


جمع کل 269 100/0


همان‌طور که در جدول 1 آمده است، افراد نمونة پژوهش حاضر از چهار گروه تشکيل شده است. 34 درصد دانشجويان، 22 درصد دانش‌پژوهان مؤسسه امام خميني(ره)، 20 درصد کارمندان مؤسسه امام خميني(ره) و 24 درصد ديگر را دانش‌پژوهان مؤسسه علوم انساني تشکيل مي‌دهند. از نظر جنسيت نيز 20 درصد گروه نمونه زن و 80 درصد ديگر مرد هستند (زنان اختصاص به گروه دانشجويان دارد)؛ 23 درصد افراد مجرد و 77 درصد متأهل هستند؛ 13 درصد افراد ديپلم، 66 درصد کارشناسي و 21 درصد کارشناسي ارشد هستند.


جدول2: توصيف آزمودني‌ها از نظر ميانگين خوش‌بيني اسلامي، خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي


ميانگين شغل رضايت‌مندي خوش‌بيني سرشتي خوش‌بيني اسلامي


دانشجو 37/22 85/22 03/214


دانش‌پژوه امام‌خميني(ره) 43/21 26/24 81/221


کارمند 87/21 91/22 29/223


دانش‌پژوه علوم انساني 25/22 36/23 76/224


آماره ميانگين کل 04/22 27/23 16/220


انحراف استاندارد 79/5 91/3 56/21


کمينه 5 12 139


بيشينه 34 32 279


در جدول 2 توصيف آزمودني‌ها بر اساس سه متغير ارائه شده است. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، ميانگين نمرات خوش‌بيني سرشتي در


کل آزمودني‌ها 39/23 است؛ در حالي که پراکندگي نمرات مي‌تواند بين 8 تا32 در نوسان باشد. ميانگين نمرات آزمودني‌ها در مقياس رضايت از زندگي 03/22


است. بيشتر مردم در مقياس رضايت از زندگي، نمرة بين 5 تا 21


مي‌گيرند. ميانگين نمرات آزمودني‌ها در خوش‌بيني اسلامي 15/220 است؛ در حالي‌که نمرات آزمودني‌ها در اين پرسش‌نامه مي‌تواند بين 60 تا 300 در نوسان باشد.


جدول 3: توصيف و گروه‌بندي افراد بر اساس نمرات پائين، متوسط و بالا


متغير گروه پايين (8-16) متوسط (17-25) بالا (26-32) جمع کل


خوش‌بيني سرشتي تعداد 5 165 99 269


درصد 9/1 3/61 8/36 0/100


رضايت‌مندي از زندگي گروه پائين (5-15) متوسط (16-25) بالا (26-35) جمع کل


تعداد 42 143 84 269


درصد 6/15 2/53 2/31 0/100


خوش‌بيني از ديدگاه اسلام گروه پائين (60-140) متوسط (141-220) بالا (221-300) جمع کل


تعداد 1 129 139 269


درصد 4/0 48 6/51 0/100


در جدول 3 نمرات گروه مورد مطالعه در سه متغير خوش‌بيني سرشتي، رضايت‌مندي از زندگي و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام در سه طبقه پايين، متوسط و بالا طبقه‌بندي شده‌اند. در خوش‌بيني سرشتي افرادي که در گروه نمره پايين قرار داده شده‌اند، کساني هستند که نمرات‌شان بين 8 تا 16 قرار دارند (1/9درصد افراد)؛ گروهي که نمرات‌شان بين 17 تا 25 قرار دارد، داراي نمرة متوسط‌اند (61/3 درصد افراد)؛ افراد گروه بالا نمرات‌شان بين 26 تا 32 قرار دارد (36/8درصد افراد). همچنين در متغير رضايت‌مندي از زندگي افراد، گروه پايين کساني هستند که نمرات‌شان بين 5 تا 15 قرار دارند (15/6درصد افراد)؛ گروه متوسط داراي نمرات 16 تا 25 هستند (53/2 درصد افراد) و گروه بالا از نمرات 26 تا 36 برخوردارند (31/2 درصد افراد). در متغير خوش‌بيني اسلامي، گروه پايين کساني هستند که نمرات‌‌شان از 60 تا 140 در نوسان است (0/4 درصد شرکت‌کنندگان)؛ گروه متوسط داراي نمرات 141 تا 220 هستند (48 درصد افراد)، گروهي داراي نمرة بالا به شمار مي‌آيند که نمرات آنها از 221 تا 300 باشد (51/6 درصد شرکت‌کنندگان).


جدول 4: تحليل رابطة همبستگي بين خوش‌بيني سرشتي، خوش‌بيني اسلامي و رضايت از زندگي


متغير خوش‌بيني‌سرشتي خوش‌بيني‌اسلامي رضايت‌مندي


خوش‌بيني سرشتي همبستگي پيرسون 1


سطح معناداري دوسويه 0001/0


خوش‌بيني اسلامي همبستگي پيرسون 438/0 (**) 1


سطح‌معناداري‌دوسويه 0001/0 0001/0


رضايت‌مندي همبستگي پيرسون 313/0 (**) 439/0(**) 1


سطح‌معناداري‌دوسويه 0001/0 0001/0 0001/0


تعداد 269 269 269


در جدول 4 رابطة همبستگي بين سه متغير اصلي پژوهش ارائه شده است. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، بين خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي، رابطة همبستگي مثبت و معنادار (ضريب همبستگي= 436/0) وجود دارد. همچنين خوش‌بيني اسلامي با رضايت از زندگي، رابطة مثبت و معنادار (ضريب همبستگي = 439/0) دارد. خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي نيز با يكديگر رابطة همبستگي مثبت و معنادار (ضريب همبستگي 313/0) دارند. هر سه همبستگي در سطح 0001/0 معنا دارند.


جدول 5: تحليل پيش‌بيني رضايت از زندگي توسط خوش‌بيني اسلامي و سرشتي


الگو ضريب همبستگي ضريب تعيين ضريب تعديل شده انحراف معيار ضريب


1 * 439/0 193/0 190/0 21/5


2 ** 459/0 211/0 205/0 16/5


* خوش‌بيني اسلامي


** خوش‌بيني اسلامي و سرشتي


در جدول 5 تحليل رگرسيون رابطة خوش‌بيني سرشتي و خوش‌بيني اسلامي با رضايت از زندگي ارائه شده است. در اين تحليل، بر اساس رگرسيون خطي گام‌به‌گام، رضايت از زندگي به منزلة متغير وابسته، و خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي به مثابه متغيرهاي مستقل وارد معادله شدند. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، خوش‌بيني اسلامي به تنهايي مي‌تواند 193/0 درصد از تغييرات مربوط به رضايت از زندگي را پيش‌بيني کند. اما خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي با همديگر 211/0 درصد از تغييرات مربوط به رضايت از زندگي را پيش‌بيني مي‌کند.


جدول 6: تحليل پيش‌بيني رضايت از زندگي توسط مؤلفه‌هاي خوش‌بيني


الگو ضريب همبستگي ضريب تعيين ضريب تعديل شده انحراف معيار تعيين


1 * 397/0 157/0 154/0 32/5


2 ** 432/0 187/0 181/0 24/5


3 *** 448/0 201/0 192/0 20/5


* متغير پيش‌بين (ثابت): توجه


** متغيرهاي پيش‌بين (ثابت): توجه، انتظار


*** متغيرهاي پيش‌بين (ثابت): توجه، انتظار، عدم بدبيني


**** متغير وابسته: رضايت از زندگي


در جدول 6 نشان داده شده است که پنج مؤلفة خوش‌بيني (سه مؤلفه خوش‌بيني اسلامي: توجه، تفسير و انتظار و دو مؤلفة خوش‌بيني سرشتي: خوش‌بيني و عدم بدبيني) در معادلة رگرسيون گام‌به‌گام شرکت داده شده‌اند. در اين معادله، رضايت از زندگي به منزلة متغير وابسته، و مؤلفه‌هاي خوش‌بيني اسلامي به مثابه متغيرهاي مستقل در نظر گرفته شده‌اند. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، (157/0) درصد تغييرات رضايت از زندگي، توسط مؤلفه توجه به جنبه‌هاي مثبت زندگي، (187/0) درصد توسط توجه و انتظار با هم و (201/0) درصد توسط توجه، انتظار و عدم بدبيني تبيين مي‌شود. بنابراين، از ميان دو مؤلفة خوش‌بيني سرشتي، تنها فقدان بدبيني در معادله اثر دارد.


جدول 7: مقايسه زنان و مردان از نظر خوش‌بيني اسلامي، خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي


آزمون لوين براي واريانس‌هاي برابر آزمون t براي مقايسه ميانگين‌ها


تغير F معناداري t درجه آزادي معناداري تفاوت ميانگين تفاوت خطاي استاندارد


خوش‌بيني اسلامي فرض واريانس‌هاي برابر 247/0 620/0 268/0- 267 789/0 866/0- 311/3


فرض‌هاي واريانس‌هاي نابرابر 265/0- 544/78 792/0 866/0- 345/3


خوش‌بيني سرشتي فرض واريانس‌هاي برابر 288/0 592/0 978/1- 267 049/0 025/1- 518/0


فرض‌هاي واريانس‌هاي نابرابر 836/1- 209/73 070/0 025/1- 558/0


رضايت از ندگي فرض واريانس‌هاي برابر 37/6 012/0 219/1- 267 224/0 081/1- 887/0


فرض‌هاي واريانس‌هاي نابرابر 049/1- 243/68 298/0 081/1- 031/1


زنان و مردان از نظر خوش‌بيني اسلامي، خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي در جدول 7 مقايسه شده‌اند. مقدار t نشان مي‌دهد که زنان و مردان از نظر خوش‌بيني اسلامي با يکديگر تفاوت ندارند؛ زيرا مقدار t برابر است با (268/0-). در آزمون مزبور با درجه آزادي 267، زماني تفاوت معنادار است که در سطح 05/0 مقدار t کوچکتر از 96/1- يا بزرگتر از 96/1+ باشد. اما عدد مزبور چون بين اين دو عدد قرار دارد، پس تفاوت معنادار نيست. اما دربارة خوش‌بيني سرشتي مي‌توان گفت در فرض واريانس‌هاي برابر، تفاوت بين زنان و مردان تقريباً معنادار است؛ زيرا مقدار t از محدوده‌اي که بيان شد، خارج است. ولي در فرض واريانس‌هاي نابرابر، باز هم تفاوت معنادار نيست؛ زيرا مقدار t بين دو عددي قرار دارد که در بالا بيان شد.


در مورد رضايت از زندگي نيز تفاوت بين زنان و مردان معنادار نيست؛ زيرا مقدار t خارج از محدودة موردنظر نيست.


جدول 8: مقايسه آزمودني‌ها از نظر رضايت از زندگي، خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي


متغيرهاي مستقل شغل شغل تفاوت ميانگين خطاي استاندارد سطح معناداري


رضايت از زندگي دانشجو دانش‌پژوه 93/0 97/0 337/0


کارمند 49/0 99/0 617/0


طلبه 11/0 94/0 900/0


خوش‌بيني اسلامي دانشجو دانش‌پژوه (*)77/7- 55/3 30/0


کارمند (*)25/9- 61/3 011/0


طلبه (*)73/10- 45/3 002/0


خوش‌بيني سرشتي دانشجو دانش‌پژوه (*)39/1- 56/0 014/0


کارمند 05/0- 57/0 930/0


طلبه 05/0- 54/0 363/0


در جدول 8 مقايسة چهار گروه مورد مطالعه با استفاده از تحليل واريانس يک راهه (ANOVA) و آماره (LCD) نشان داده شده است. همان‌گونه که مشاهده مي‌شود، گروه‌هاي چهارگانه تفاوت معناداري با يکديگر از نظر ميزان رضايت از زندگي ندارند. اما از نظر خوش‌بيني اسلامي، دانشجويان تفاوت معناداري با سه گروه ديگر دارند. اما طلاب، کارمندان و دانش‌پژوهان تفاوت معناداري بايکديگر ندارند. همچنين از نظر خوش‌بيني سرشتي، دانش‌پژوهان با دانشجويان و کارمندان تفاوت معنادار دارند، ولي دانش‌پژوهان با طلاب تفاوت ندارند؛ اما طلاب، کارمندان و دانشجويان تفاوت معنادار با يکديگر ندارند.


جدول9: مقايسه گروه‌هاي سني از نظر رضايت از زندگي، خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي


متغيرهاي مستقل گروه سني(ب) گروه سني(ج) تفاوت ميانگين(ب-ج) خطاي استاندارد معناداري


رضايت از زندگي 15-24 25-29 183/1- 09/1 280/0


30-34 781/0 97/0 422/0


35-40 369/0 03/1 722/0


41-52 441/0 71/1 796/0


خوش‌بيني اسلامي 15-24 25-29 (*)978/10- 96/3 006/0


30-34 (*)640/12- 52/3 000/0


35-40 (*)742/13- 75/3 000/0


41-52 (*)720/15- 19/6 012/0


خوش‌بيني سرشتي 15-24 25-29 025/1- 63/0 105/0


30-34 (*)765/1- 55/0 002/0


35-40 863/0- 59/0 149/0


41-52 (*)765/2- 98/0 005/0


همان‌گونه که در جدول 9 ارائه شده است، بر اساس تحليل واريانس يک راهه در مقياس رضايت از زندگي هيچ‌کدام از گروه‌هاي سني با يکديگر تفاوت معنادار ندارند؛ اما در مقياس خوش‌بيني اسلامي، گروه اول (گروه سني 15-25) با گروه‌هاي ديگر تفاوت معنادار دارند؛ ولي گروه‌هاي ديگر با هم تفاوت ندارند. بنابراين، اطلاعات مربوط به آنها از جدول حذف شد. در مورد خوش‌بيني سرشتي نيز گروه اول فقط با دو گروه تفاوت معنادار دارد؛ يکي با گروه سني 30 تا 34 و ديگري باگروه سني 41-52.


تفسير يافته‌ها


نتايج نشان مي‌دهد که بين اين سه متغير رابطة مثبت و معنادار وجود دارد (جدول 4). شواهدي وجود دارد که اين نتيجه را تأييد مي‌کند؛ از جمله اينكه موسوي‌نسب و تقوي نشان دادند که خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي رابطه مثبت و معنادار دارند و خوش‌بيني سرشتي به تنهايي 10 درصد از کل واريانس مربوط به رضايت از زندگي را تبيين مي‌کند. مطالعه اکسترامرا، دوران و ري که در آن نيز مقياس‌هاي حاضر به کار رفته است، اين رابطه را تأييد مي‌کند. چانگ و همکاران نيز نشان دادند که خوش‌بيني سرشتي به طور معناداري رضايت کلي از زندگي را پيش‌بيني مي‌کند. شواهد ديگري نيز در مقدمه ذکر شده‌اند.


تفسير نخست: رابطة خوش‌بيني و رضايت از زندگي از چند جنبه قابل تفسير است؛ نخست اينکه افراد خوش‌بين در مواجهه با رويدادهاي تنش‌زا، از سبک‌هاي مقابلة مؤثر استفاده مي‌کنند. صاحب‌‌نظران خوش‌بيني سرشتي معتقدند خوش‌بيني از طريق سبک‌هاي مقابلة مؤثر، نتايج مثبتي چون سلامت روان، سلامت جسماني، موفقيت شغلي و تحصيلي را به ارمغان مي‌آورد. تفسير حاضر بر اين نکته تأکيد دارد که افراد خوش‌بين و بدبين، نوع برخوردشان در برابر مشکلات متفاوت است. افراد خوش‌بين از سبک‌هايي استفاده مي‌کنند که به آنان امکان مي‌دهد بر مشکلات غلبه کنند و بدين ترتيب، رضايت و شادي را در زندگي خود احساس کنند. افراد خوش‌بين از سبک‌هايي مقابله‌اي مانند تصويرسازي ذهني، تلاش، کنترل فکر، و تحليل‌ منطقي استفاده مي‌کنند؛ اما افراد بدبين از انحراف توجه، فرار از مشکل، يا تسليم در برابر آن بهره مي‌گيرند. افراد بدبين نه تنها از مشکلات کناره‌گيري مي‌کنند، بلکه به کناره‌گيري اجتماعي نيز رو مي‌آورند. دانشجويان خوش‌بين هنگام مواجهه با مشکل، از مقابله متمرکز بر تکليف، و دانشجويان بدبين از مقابله رها کردن تکليف استفاده مي‌کنند. افراد خوش‌بين نه تنها از مقابله متمرکز بر حل مشکل و عدم اجتناب بهره مي‌برند، بلکه از سبک‌هاي مقابلة حمايت اجتماعي و پايداري در برابر مشکلات نيز بهره مي‌گيرند. همچنين افراد خوش‌بين از سبک‌هايي چون برخورد فعال با مشکل، برنامه‌ريزي، خويشتن‌داري، کسب حمايت اجتماعي و عاطفي، مراجعه به دين، پذيرش، تخليه هيجاني و عدم وابستگي رواني و رفتاري استفاده مي‌کنند؛ اما افراد بدبين ضمن اينکه از راهبردهاي مزبور به ندرت استفاده مي‌کنند، از انکار و رو آرودن به مواد مخدر و الکل نيز سود مي‌جويند. بنابراين شواهد، مي‌توان اين تفسير را تأييد كرد که وجود سبک‌هاي مقابلة مؤثر در افراد خوش‌بين، سبب مي‌گردد آنان رضايت بيشتري از زندگي خود داشته باشند.


تفسير دوم: افراد خوش‌بين از سلامت رواني، موفقيت و سلامت جسماني بيشتري برخوردارند و همين امر سبب مي‌شود از زندگي خود رضايت بيشتري داشته باشند. شواهد زيادي نشان مي‌دهد افراد خوش‌بين از سلامت رواني، سلامت جسماني و موفقيت شغلي و تحصيلي بالا برخوردارند. شواهدي وجود دارد که نقش خوش‌بيني را در سلامت رواني، جسماني و موفقيت نشان مي‌دهند. کانوي و همکاران نشان دادند افراد خوش‌بين از سلامت رواني بيشتر (پايين بودن نشانگان وسواس بي‌اختياري، افسردگي و خصومت) سلامت جسماني بيشتر (فقدان اختلال‌هاي خواب و پرتنشي) برخوردارند. خوش‌بيني از تأثير مخرب مشاجرات روزانه بر سلامت روان جلوگيري مي‌کند. رِن و همکاران نيز نشان دادند که افراد خوش‌بين، سلامت بهتر، نشانگان بيماري کمتر و وضعيت بهتر در فعاليت‌هاي روزانه دارند.


تفسير سوم: افراد خوش‌بين به اين دليل از زندگي خود رضايت بيشتري دارند که توجه‌شان به جنبه‌هاي مثبت زندگي متمرکز است و افراد بدبين به سبب بزرگ ديدن مشکلات و کمرنگ ديدن جنبه‌هاي مثبت، رضايت کمتري از زندگي خود دارند. اين تفسير با نتايج پژوهش حاضر بيشتر هم‌سو است؛ زيرا از بين مؤلفه‌هاي خوش‌بيني، مؤلفه «توجه به جنبه‌هاي مثبت» ارتباط قوي‌تري با رضايت از زندگي دارد و با قدرت بيشتري مي‌تواند آن را پيش‌بيني کند (جدول 6).


ذهن انسان حالت ذره‌بين دارد؛ اگر فردي بر مشکلات و جنبه‌هاي منفي زندگي متمرکز شود، اين مشکلات و کاستي‌ها آن قدر در نظر فرد بزرگ جلوه مي‌کنند که او زندگي خود را در سياهي تعميم‌يافته مي‌بيند؛ اما اگر ذهن و توجه انسان بر جنبه‌هاي خوشايند، رضايت‌بخش، موفقيت‌ها، زيبايي‌ها، امکانات و فرصت‌ها متمرکز شود، رضايت و شادماني را در زندگي خود احساس مي‌کند. در اين تفسير، خوش‌بيني و بدبيني با مسئله توجه گزينشي ارتباط پيدا مي‌کند. توجه گزينشي به اين واقعيت اشاره دارد که انسان در يک لحظه از زمان، با محرک‌ها، تفسيرها، اطلاعات، افکار و احساسات زيادي سروکار دارد، ولي از آنجا که ظرفيت پردازش در انسان محدود است و نمي‌تواند به همة اين محر‌ک‌ها در يک زمان توجه كند، بلكه بايد از بين آنها موردي را گزينش كند. بر اساس اين گزينش است که افراد خوش‌بين و بدبين از يکديگر متفاوت مي‌شوند. افراد خوش‌بين توجه خود را بر عناصر، رويدادها، افکار و تفسيرهايي متمرکز مي‌سازند که براي آنان موفقيت، رغبت و لذت را به ارمغان مي‌آورد. اما افراد بدبين به عناصر، اشيا، رويدادها و جنبه‌هايي متمرکز مي‌شوند که نارضايتي و عدم موفقيت را براي آنان به بار مي‌آورد. آزمايشي نشان مي‌دهد افراد خوش‌بين به محرک‌هاي مثبت و افراد بدبين به محرک‌هاي منفي توجه بيشتري دارند. در اين آزمايش، واژه‌ها در سه دستة شادي‌بخش، خنثي و تهديدکننده توسط يک دستگاه رايانه‌اي ارائه مي‌شد و واکنش آزمودني‌ها توسط آزمايشگران مشاهده مي‌شد. نتايج نشان داد که افراد خوش‌بين به واژه‌هاي شادي بخش و افراد بدبين به واژه‌هاي تهديدکننده بيشتر واکنش نشان مي‌دادند. بنابراين، نحوة توجه افراد سبب افزايش يا کاهش رضايت و عدم رضايت از زندگي در افراد خوش‌بين و بدبين مي‌گردد.


در دين اسلام آموزه‌هاي زيادي وجود دارد که به افراد سفارش مي‌کنند توجه خود را به صورت آگاهانه و اختياري بر مسائلي متمرکز ساخته و از مسائل ديگر منصرف سازد. خداوند مي‌فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده‌ايد... خدا را فراوان ياد كنيد، تا رستگار شويد»(انفال: 45) در آيه ديگر نيز به اين واقعيت تأکيد مي‌شود: «اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! خدا را بسيار ياد كنيد». (احزاب: 41) ياد خدا که در آيات مزبور و آيات و روايات فراوان ديگر تأکيد شده است، به معناي توجه به خداوند است. امام خميني(ره) مي‌فرمايد: «ذکر واقعي خداوند به معناي توجه قلبي به خداوند است». در تفسير روشن نيز ذکر خدا به معناي توجه به خدا معنا شده است.


يکي از اموري که در اسلام بر آن تأکيد شده است، توجه به امکانات و نعمت‌هايي است که در اختيار انسان قرار دارند. قرآن مي‌فرمايد: «نعمت‌ خدا را بر خود، كتاب آسماني و حکمتي را كه خدا بر شما نازل كرده به خاطر داشته باشيد».( بقره: 231) در آية ديگر مي‌فرمايد: «پس نعمت‌هاي خدا را ياد کنيد، شايد رستگار شويد!».(اعراف: 69) يادکردن نعمت‌ها، نيازمند توجه حسي و قلبي به اين نعمت‌هاست. کسي که به نعمت‌ها و امکانات زندگي خود توجه دارد، فرد خوش‌بين تلقي شده و احتمالاً رضايت بيشتري از زندگي تجربه خواهد کرد.


پيش‌بيني قوي‌تر رضايت از زندگي توسط خوش‌بيني اسلامي


پرسش دوم پژوهش اين بود که آيا خوش‌بيني اسلامي مي‌تواند در حد قوي‌تري رضايت از زندگي را تبيين كند؟ نتايج پژوهش حاضر نشان مي‌دهد که پاسخ اين پرسش مثبت است و خوش‌بيني از ديدگاه اسلام، در حد قوي‌تري رضايت از زندگي را تبيين مي‌کند و رابطة قوي‌تري با آن دارد (جدول 5).


تفسير اين نتيجه تا حدودي روشن است؛ زيرا خوش‌بيني اسلامي در بردارندة جنبه‌هاي معنوي است که در خوش‌بيني سرشتي لحاظ نشده‌اند. در خوش‌بيني اسلامي، فرض بر اين است که افراد بدبين به جنبه‌هاي منفي زندگي توجه دارد، که يکي از آنها فراموش کردن خدا و عدم توجه به اوست. بر اساس خوش‌بيني اسلامي، افراد بدبين انتظار منفي نسبت به آينده دارند؛ يکي از انتظارات منفي، نداشتن انتظار کمک از سوي خداست. بر اين اساس، کسي که در زندگي خود كمتر به خدا توجه مي‌كند و انتظار مساعدت کمتر از سوي او دارد، به احتمال قوي رضايت کمتري را در زندگي خود تجربه مي‌کند. قرآن مي‌فرمايد: «هر کس از ياد و توجه من روگردان شود، زندگي تنگ و سختي خواهد داشت».(طه: 124) کسي که زندگي سختي دارد، حتماً رضايت کمتري در زندگي خود احساس مي‌کند. آيه 67 سورة توبه نيز مبين اين واقعيت است که هر کس خدا را فراموش کند، خداوند نيز او را فراموش مي‌کند؛ يعني دست حمايت خود را در زندگي از سر او بر مي‌دارد. در نتيجه، فرد در زندگي خود احساس گرفتاري و بدبختي مي‌کند.


پژوهش‌هاي روان‌شناختي نيز مؤيد اين مسئله است که دين‌داري، با رضايت بيشتر از زندگي در ارتباط است. «در تحقيقي با 163 هزار شرکت‌کننده از 14 کشور اروپايي معلوم شد 85 درصد از کساني که دست‌کم يک بار در هفته به کليسا مي‌روند، از زندگي خود بسيار راضي هستند. ولي در ميان افرادي كه به كليسا نمي‌روند، اين تعداد به 77 درصد مي‌رسد». در پژوهش ديگر که جامعة آماري‌اش ايرانيان مقيم کانادا بودند، همبستگي مثبت و معنادار بين رضايت‌مندي و خشنودي که از مؤلفه‌هاي روان‌درستي با دين‌داري به دست آمد.


کوهن، شريف و هيل نشان دادند افراد دين‌داري که باورهاي قابل دستيابي داشتند، احساس شادماني بهتري را در زندگي تجربه مي‌کردند. در مطالعة ديگر، افراد بر اساس ميزان اهميتي که به دين مي‌دادند، در سه رتبة خيلي مهم (54 درصد)، نسبتاً مهم (27 درصد) و غير مهم (19 درصد) قرار داده شدند. نتايج نشان داد که افراد دو گروه اول (کساني که به دين خيلي يا نسبتاً اهميت مي‌دادند) نسبت به گروه سوم (به دين اهميت نمي‌دادند)، احساس شادماني روان‌شناختي بهتري نشان دادند. همچنين باورهاي ديني، يکي از منابع مهم براي معنا بخشيدن به زندگي به شمار مي‌روند. افزون بر اين، جهت‌گيري ديني رابطة مثبت و معنادار با شادکامي در زندگي نشان مي‌دهد. همچنين بين ابعاد مختلف دين‌داري (بعد اعتقادي، بعد عاطفي، بعد پيامدي و بعد مناسکي) با شادکامي رابطة مثبت و معنادار وجود دارد. بنابراين، خوش‌بيني اسلامي به دليل برخورداري از باورهاي ديني، توانايي تبيين و پيش‌بيني رضايت از زندگي را در سطح قوي‌تر دارد.


در دين‌داري سه بعد مهم وجود دارد که سبب رضايت از زندگي مي‌گردند: 1. حمايت اجتماعي: گروه‌هاي مذهبي يکي از منابع مهم حمايت اجتماعي به شمار مي‌روند. متديناني که در فعاليت‌هاي اجتماعي ديني مشارکت دارند، شبکه فعالي را به وجود مي‌آورند که هنگام گرفتاري‌ها و ناراحتي‌ها از آنان حمايت مي‌کند؛ 2. تقرب به خداوند: احساس تقرب به خداوند يکي از منابع مهم رضايت از زندگي است. تقرب به خداوند صرف‌نظر از حضور در کليسا، با رضايت و خشنودي از زندگي همبستگي دارد؛ 3. باورهاي راسخ و محکم: وجود اين‌گونه باورها در فرد، صرف‌نظر از عبادت و شبکة اجتماعي، سبب رضايت از زندگي مي‌گردد.


دين‌داري در سه بستر کلي، رضايت از زندگي را به ارمغان مي‌آورد: الف) باورهاي رضامندي؛ ب) زمينه‌هاي رضامندي بر اساس آموزه‌هاي ديني و ج) مهارت‌هاي مقابله با تنيدگي در بستر دين. باورهاي رضامندي خود شامل چندين عامل است؛ شناخت گمشدة انسان در زندگي و اينکه انسان در زندگي به دنبال چيست؛ شناخت واقعيت دنيا و اينکه آيا دنيا دار باقي است يا فاني؛ شناخت معناي زندگي؛ شناخت منابع واقعي به دست آوردن روزي؛ شناخت آرزوهاي انساني در زندگي و باورهاي مقايسه‌اي در زندگي. زمينه‌هاي رضامندي در چارچوب اعمال ديني مواردي چون کار و تدبير، امنيت، سلامت، شوخ‌طبعي، انس با دوستان و ارتباط نزديک با خانواده را شامل مي‌شود. مهارت‌هاي مقابله‌اي در چارچوب دين عبارتند از: صبر و خويشتن‌داري، واقعيت‌شناسي سختي‌ها، تفسيرهاي متفاوت از مرگ، کنترل اسنادي، معنابخشي به سختي‌ها، مثبت‌انديشي، تعديل لذت‌جويي و کوچک‌سازي سختي‌ها.


جنسيت


نتايج پژوهش حاضر نشان مي‌دهد زنان و مردان از نظر رضايت از زندگي تفاوت معنادار ندارند (جدول‌ 7). اين يافته با برخي پژوهش‌ها در زمينة رضايت از زندگي همخواني ندارد. براي مثال، در يک پژوهش فراتحليل که اطلاعات 916 پژوهش در مورد يک ميليون نفر از 45 ملت دنيا بررسي شد، نتايج نشان داد که قشرهاي مختلف جامعه از نظر شادي و رضايت از زندگي تفاوت دارند؛ از جمله اينكه زنان در مقايسه با مردان بسته به شرايط، احساس شادماني و بدبختي بيشتري را گزارش مي‌کردند.


نتيجة پژوهش حاضر را مي‌توان اين‌گونه تفسير کرد که زنان حاضر در نمونة مورد مطالعه، از ميان دانشجويان انتخاب شده بودند. اين وضعيت يعني چه بسا دانشجوبودن سبب شود آنان رضايت بيشتري را تجربه کنند و از اين نظر تفاوتي با مردان موجود در نمونة حاضر نداشته باشند؛ زيرا تحصيلات بالا يکي از عواملي است که مي‌تواند فرد را در يافتن شغل مناسب و بر پا کردن زندگي رضايت‌بخش ياري دهد.


نتايج اين پژوهش نشان مي‌دهند که زنان و مردان از نظر خوش‌بيني اسلامي و خوش‌بيني سرشتي تفاوت معنادار ندارند (جدول‌ 7). اين يافته با پژوهش هاينونن و همکاران همخواني دارد. آنان در يک مطالعة طولي 21 ساله بر روي 509 دختر و پسر از سه تا 24 سالگي، و از شش تا 27 سالگي نشان دادند که بين دختران و پسران از نظر ميزان خوش‌بيني سرشتي تفاوتي وجود ندارد. همچنين مطالعه بر روي 467 دانش‌آموز دبيرستاني نشان داد که بين پسران و دختران از نظر خوش‌بيني سرشتي تفاوتي وجود ندارد. مطالعة ديگر بر روي دانشجويان نيز نشان مي‌دهد که دختران و پسران از نظر خوش‌بيني سرشتي تفاوت معناداري با يکديگر ندارند. همچنين در مطالعه‌اي که پژوهشگران مي‌خواستند وجود دو مؤلفه‌ در آزمون جهت‌گيري زندگي(LOT) را بررسي كنند، مطالعه بر روي يک نمونه 46133 نفري (مرد=19312 و زن =26821 نفر) نشان داد که بين زنان و مردان از نظر دومؤلفه‌اي بودن خوش‌بيني سرشتي تفاوتي وجود ندارد.


اما در ايران موسوي نسب و تقوي نشان دادند که تعداد خوش‌بين‌ها در بين دختران بيشتر و تعداد بدبين‌ها در بين پسران بيشتر هستند. از ميان 89 نفر خوش‌بين، 57 دختر و 32 پسر و از ميان 82 نفر بدبين‌ 36 دختر و 46 پسر به دست آمد. مردان و زنان از نظر سبک تبيين خوش‌بينانه نيز متفاوت هستند. مردان معمولا شکست در شغل و کار را به علل موقت و نداشتن فعاليت (خوش‌بينانه) و شکست در روابط اجتماعي را به علل دايمي و توانايي خود (بدبينانه) نسبت مي‌دهند؛ اما اين مسئله در زنان بر عکس است؛ آنان شکست در روابط اجتماعي را خوش‌بينانه دانسته و آن را به علل موقتي و ناشي از اقدام نادرست خود نسبت مي‌دهند و شکست در مسائل شغلي را به عدم توانايي و علل دايمي نسبت مي‌دهند.


سن


نتايج پژوهش حاضر نشان مي‌دهد گروه‌هاي سني مختلف از نظر رضايت از زندگي تفاوت معنادار با يکديگر ندارند (جدول 9). اين يافته با پژوهش مايرز همخواني ندارد. نتيجة پژوهش وي نشان مي‌دهد که افراد جوان در مقايسه با افراد مسن بسته به شرايط احساس شادماني و بدبختي بيشتري را گزارش کردند. افزون بر آن، نوسان‌هاي جزيي در جنبة شادماني در طول حيات يافت مي‌شد. با گذشت سن، رضامندي از زندگي اندکي افزايش مي‌يافت.


يافته‌هاي اين پژوهش نشان مي‌دهد که افراد 15-24 سال با گروه سني 30-34 سال و همچنين با گروه سني 41-52 سال از نظر «خوش‌بيني سرشتي» تفاوت معنادار دارند (جدول 9). يافته‌هاي مطالعات ديگر نيز اين نتيجه را تأييد مي‌کنند. يک مطالعه طولي 10 ساله نشان مي‌دهد که خوش‌بيني سرشتي در مقايسه با ويژگي‌هاي شخصيتي ديگر در طول زندگي از ثبات کمتري برخوردار است و با تأثير از عوامل مختلف تغيير مي‌کند. در يک مطالعه نوجوانان 13-19 ساله با بزرگسالان 20-59 ساله و کهنسالان بالاي 60 سال، از نظر سبک تبيين خوش‌بينانه مقايسه شدند. نتيجه نشان داد که نوجوانان بدبيني بيشتري نسبت به بزرگسالان گزارش دادند. در زمينة خوش‌بيني اسلامي نيز گروه‌هاي سني يکسان نيستند و جوان‌ترها از خوش‌بيني کمتري برخوردارند.


پژوهش حاضر به اين کاربرد عملي تأكيد دارد که مي‌توان از طريق توجه افراد به جنبه‌هاي مثبت زندگي و تقويت جنبه‌هاي معنوي و ديني، ميزان رضايت آنها را در زندگي افزايش داد.


محدوديت پژوهش حاضر در نحوة نمونه‌گيري و نوع افراد نمونه است. در اين پژوهش زنان بيشتر از بين دانشجويان هستند، اما مردان از سه بخش دانشجو، کارمند و طلبه انتخاب شده‌اند. اين امر امکان مقايسة زنان و مردان را با محدوديت مواجه مي‌سازد. به همين دليل، تعداد زنان در مقايسه با مردان بسيار کمتر است. که اين امر محدوديت ديگري براي پژوهش حاضر به شمار مي‌آيد. پيشنهاد مي‌شود مطالعه بين خوش‌بيني اسلامي، خوش‌بيني سرشتي و رضايت از زندگي، در دو گروه موازي از زنان و مردان انجام گيرد. همچنين خوش‌بيني اسلامي به دليل برخورداري از مسائل معنوي در مورد غيرطلاب و دانش‌پژوهان مورد مطالعه قرار گيرد.


منابع


ـ آذربايجاني، مسعود، و ديگران، درآمدي بر روان‌شناسي دين، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385.


ـ امام خميني، روح الله، شرح چهل حديث، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره)، چ سوم، 1372.


ـ بياني، احمد، روش‌هاي تحقيق و سنجش در علوم تربيتي و روان‌شناسي، تهران، رهيافت، 1378.


ـ بياني، علي‌اصغر و ديگران، «حسنيه، اعتبار و روايي مقياس رضايت از زندگي (SWLS)»، روان‌شناسان ايراني، ش 11، بهار 1386، ص259-265.


ـ پسنديده، عباس، رضايت از زندگي، قم، دارالحديث، چ پنجم، 1386.


ـ حسن‌شاهي، محمدمهدي، «بررسي ارتباط ميان خوش‌بيني و راهبردهاي مقابله با استرس در دانشجويان دانشگاه»، اصول بهداشت رواني، سال چهارم، ش پانزدهم و شانزدهم، پاييز و زمستان 1381، ص86-98.


ـ سليگمن، مارتين و ديگران، کودک خوش‌بين، برنامه‌اي آزموده شده براي ايمن سازي همواره کودکان در برابر افسردگي، ترجمه فروزنده داورپناه، تهران، رشد، 1383، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي 1996).


ـ سولسو، رابرت ال، روان‌شناسي شناختي، ترجمة فرهاد ماهر، تهران، رشد، 1381، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي، 1991).


ـ عابدي، احمد و ديگران، «رابطه بين ابعاد دينداري با شادي دانش‌آموزان دختر دوره متوسطة شهر اصفهان»، مطالعات اسلام و روان‌شناسي، سال اول، ش 2، بهار و تابستان 1387، ص45-58.


ـ کار، آلان، روان‌شناسي مثبت، علم شادماني و نيرومندي‌هاي انسان، ترجمه حسن پاشاشريفي و جعفر نجفي زند با همکاري باقر ثنايي، تهران، سخن، چ دوم، 1387، (تاريخ انتشار اثر به زبان اصلي، 2004).


ـ كجباف، محمدباقر و ديگران، «هنجاريابي، پايايي، و روايي خوش بيني و بررسي رابطه‌ بين خوش‌بيني، خود تسلط‌يابي، و افسردگي در شهر اصفهان»، مطالعات روان‌شناختي، سال دوم، شماره 1-2 (پياپي 6)، بهار و تابستان 1385، ص51-65.


ـ گودرزي، محمدعلي، «بررسي روايي و پايايي مقياس نوميدي بک در گروهي از دانشجويان دانشگاه شيراز»، مجله علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز، دوره 17، شماره 1، سال 1381، ص32-40.


ـ مصطفوي، حسن، تفسير روشن، تهران، مركز نشر كتاب، 1380.


ـ مظفري، شهباز، همبسته‌هاي روان‌شناختي شادکامي ذهني، پايان نامه کارشناسي ارشد روان‌شناسي باليني، 1382، دانشگاه شيراز.


ـ موسوي‌نسب، سيدمحمدحسين و ديگران، «خوش‌بيني ـ بدبيني و راهبردهاي کنار آمدن: پيش‌بيني سازگاري روان‌شناختي در نوجوانان»، مجله روان‌پزشکي و روان‌شناسي باليني ايران، سال دوازدهم، ش 4، زمستان 1385، ص380 ـ 389.


ـ موسوي‌نسب، سيدمحمدحسين، «خوش‌بيني ـ بدبيني، ارزيابي استرس و راهبردهايي رويارويي، پيش‌بيني سازگاري روان‌شناختي در نوجوانان»، پايان نامه کارشناسي ارشد روان‌شناسي باليني، 1384، دانشگاه شيراز.


ـ نوري، نجيب‌الله، «الگوي نوين از مؤلفه‌هاي خوش‌بيني در نهج‌البلاغه»، معرفت، ش 135، اسفند 1387، ص53-70.


ـ نوري، نجيب‌الله، «بررسي رابطه بين خوش‌بيني سرشتي، خوش‌بيني از ديدگاه اسلام و رضايت‌مندي از زندگي»، پايان نامه کارشناسي ارشد، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، 1388.


-Arrindell, W.A, van Nieuwenhuizen, Ch. & Luteijn, F., “Chronic psychiatric status and satisfaction with life”, Journal of Personality and Individual Differences, Vol.31, Issue 2, July 2001, P145-155.


-pandon, Eric A, “The Effect of Age on Optimism”, California state science fair 2006, Project Number S0304.


-Busseri, Michael A.; Choma, Becky L. & Sadava, Stan W., “As good as it gets” or “The best is yet to come”? How optimists and pessimists view their past, present, and anticipated future life satisfaction, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 47, Issue 4, September 2009, P 352-356.


-Carver Charles S. & Scheier Michael F., “Optimism”, in “Handbook of Pasitive Psychology”, edited by: C.R. Snyder and Shane J. Lopez, New York, Oxford university prees, 2002.


-Carver, Charles S., Scheier, Michael F., Weintraub, Jagdish Kumari, “Assessing Coping Strategies: A Theoretically Based Approach”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 56, No. 2, 1989, PP. 267-283.


-Carver, Charles S. and Gaines, Joan Gollin, “Optimism, pessimism, and postpartum depression”, journal of Cognitive Therapy and Research, Volume 11, Number 4, August 1989, pp 449-462 .


-Chang, Edward C. & Sanna, Lawrence J. “Optimism, Pessimism, and Positive and Negative Affectivity in Middle-Aged Adults: A Test of a Cognitive–Affective Model of Psychological Adjustment”, Journal of Psychology and Aging, Volume 16, Issue 3, September 2001, P524-531.


-Chang, Edward C., Farrehi, Angela S., “Optimism/pessimism and information-processing styles: can their influences be distinguished in predicting psychological adjustment?”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 31, Issue 4, 5 September 2001, P.555-562.


-Chang, Edward C., Sanna, Lawrence J.& Yang Kye-Min, “Optimism, pessimism, affectivity, and psychological adjustment in US and Korea: a test of a mediation model”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 34, Issue 7, May 2003, P1195-1208.


-Chang, Edward C.; Maydeu-Olivares, Albert & J. D'Zurilla, Thomas, “Optimism and pessimism as partially independent constructs: Relationship to positive and negative affectivity and psychological well-being”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 23, Issue 3, September 1997, P433-440.


-Cohen, Adam B.; Shariff, Azim F. & Hill, Peter C., “The accessibility of religious beliefs”, Journal of Research in Personality, Volume 42, Issue 6, December 2008, P1408-1417.


-Conway, Francine; Magai, Carol; Springer, Carolyn & Jones, Samuel C., “Optimism and pessimism as predictors of physical and psychological health among grandmothers raising their grandchildren”, Journal of Research in Personality, Volume 42, Issue 5, October 2008, P1352-1357.


-Diener, Ed; Emmon, Robert,A.; Larsen, Randy & Griffen, S., “The satisfaction with life scale”, journal of personality Assessment, Vol. 49, 1985, pp. 71-75.


-Extremera, Natalio, Durán, Auxiliadora & Rey, Lourdes, “Perceived emotional intelligence and dispositional optimism–pessimism: Analyzing their role in predicting psychological adjustment among adolescents” Personality and Individual Differences, Volume 42, Issue 6, April 2007, P1069-1079.


-Extremera, Natalio; Durán, Auxiliadora & Rey, Lourdes, “The moderating effect of trait meta-mood and perceived stress on life satisfaction”, Journal of Personality and Individual Differences, In Press, Available online 24 March 2009.


-Fitzgerald, Terence E., Tennen, Howard, Affleck, Glenn and Pransky, Glenn S, “The relative importance of dispositional optimism and control appraisals in quality of life after coronary artery bypass surgery”, Journal of Behavioral Medicine Volume 16, Number 1 / Fepuary, 1993, pp 25-43.


-Fletcher, Susan K., “Religion and life meaning: Differentiating between religious beliefs and religious community in constructing life meaning”, Journal of Aging Studies, Volume 18, Issue 2, May 2004, P171-185.


-Giltay, Erik J., Geleijnse, Johanna M., Zitman, Frans G., Buijsse, pian & Kromhout, Daan, “Lifestyle and dietary correlates of dispositional optimism in men: The Zutphen Elderly Study”, Journal of Psychosomatic Research, Volume 63, Issue 5, November 2007, P 483-490.


-Gruber-Baldini, Ann L., Ye, Jian, Anderson, Karen E., Shulman, Lisa M., “Effects of optimism/pessimism and locus of control on disability and quality of life in Parkinson's disease”, journal of Parkinsonism & Related Disorders, In Press, Available online 10 April 2009.


-Heinonen, Kati, Räikkönen, Katri & Keltikangas-Järvinen, Liisa, “Self-esteem in early and late adolescence predicts dispositional optimism–pessimism in adulthood: A 21-year longitudinal study”, Personality and Individual Differences, Volume 39, Issue 3, August 2005b, P511-52.


-Herzberg, Philipp Yorck; Glaesmer, Heide and Hoyer Ju¨rgen, “Separating Optimism and Pessimism: A Robust Psychometric Analysis of the Revised Life Orientation Test (LOT–R)”, Journal of Psychological Assessment Copyright 2006 by the American Psychological Association, Vol. 18, No. 4, 2006, P. 433–438.


-Karademas, Evangelos; Kafetsios, konstantinos; & siderides, Georgios D., “Optimism, Self-efficacySelf-efficacy, social support and well-being: The mediating role of optimism”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 40, Issue 6, April 2006, P.1281-1290.


-Lai, Julian C. L.& Wong, Wing Sze., “Optimism and Coping with Unemployment among Hong Kong Chinese Women”, Journal of Research in Personality, Volume 32, Issue 4, December 1998, P454-479.


-Lai, Julian C.L., “Dispositional optimism buffers the impact of daily hassles on mental health in Chinese adolescents”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 47, Issue 4, September 2009, P247-249.


-LaMontagne, Lynda L. Hepworth, Joseph T., Salisbury, Michele H. and Riley, Linda P. "Optimism, anxiety, and coping in parents of children hospitalized for spinal surgery", journal of Applied Nursing Research, Volume 16, Issue 4, 2003, P228-235.


-Lee, Virginia; Cohen, Robin; Edgar, Linda; Laizner, Andrea M. & Gagnon, Anita J., “Meaning-making intervention during peast or colorectal cancer treatment improves self-esteem, optimism, and self-efficacy”, Journal of Social Science & Medicine, Volume 62, Issue 12, June 2006, P3133-3145.


-Lewis, Christopher Alan; Maltby, John & Day Liz, “Religious orientation, religious coping and happiness among UK adults”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 38, Issue 5, April 2005, P1193-1202.


-more, Max, “Dynamic optimism” 1998, www. Maxmore.com/ optimism.htm.


-Myers, Lynn B., Steed, Liz, “The relationship between dispositional optimism, dispositional pessimism, repressive coping and trait anxiety”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 27, Issue 6, December 1999, P1261-1272.


-Nicholls, Adam R.; Polman, Remco C.J.; Levy, Andrew R. & Backhouse, Susan H., “Mental toughness, optimism, pessimism, and coping among athletes”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 44, Issue 5, 2008, PP. 1182-1192.


-Park, Crystal L., Moore, Philip J., Turner, Rebecca A. and Adler, Nancy E. (1996). "The Roles of Constructive Thinking and Optimism in Psychological and Behavioral Adjustment During Pregnancy", Journal of Personality and Social Psychology. Vol 73(3), Sep 1997, PP. 584-592.


-Patton, Wendy; Bartrum, Dee A. and Creed, Peter A, “Gender differences for optimism, self-esteem, expectations and goals in predicting career planning and exploration in adolescents”. International Journal for Educational and Vocational Guidance Vol. 4, No. 3, 2004, PP. 193-209.


-Penedo, Frank J., Dahn Jason R., Kinsinger, Dave, Antoni, Michael H., Molton, Ivan, Gonzalez , Jeffrey S., Fletcher, Mary Anne, Roos, Bernard, Carver, Charles S. & Schneiderman, Neil, “Anger suppression mediates the relationship between optimism and natural killer cell cytotoxicity in men treated for localized prostate cancer”, Journal of Psychosomatic Research, Volume 60, Issue 4, April 2006, P423-427.


-Peterson, Christopher, Steen, Tracy, “Optimistic explanatory style”, Handbook of positive psychology, New York, oxford university press, 2002, first printed.


-Scandrett, Karen Glasser & Mitchell, Susan L., “Religiousness, Religious Coping, and Psychological Well-Being in Nursing Home Residents”, Journal of the American Medical Directors Association, In Press, Available online 3 September 2009.


-Scheier M.F., Matthews K.A., Owens J.F., Magovern G.J. Sr, Lefebvre R.C., Abbott R.A., Carver C.S, “Dispositional optimism and recovery from coronary artery bypass surgery: the beneficial effects on physical and psychological well-being”, Journal of Personality and Social psychology, vol. 57, No.6, 1989, PP.1024-1040.


-Scheier, Michael f; Carver, Charles, S. and pidges, Michael W., “Distinguishing Optimism from neuroticism (and trait anxiety, self-mastery, and self-esteem): a reevaluation of the life orientation test, Journal of personality and social psychology, Vol. 67, No. 6, 1994, PP. 1063-1078.


-Scheier, M. F., & Carver, C. S. “Optimism, coping, and health: Assessment and implications of generalized outcome expectancies”.Journal of Health Psychology, Vol.4, 1985, PP219-247.


-Schimmack, Ulrich & Oishi, Shigehiro, “The Influence of Chronically and Temporarily Accessible Information on Life Satisfaction Judgments”, Journal of Personality and Social Psychology, Volume 89, Issue 3, September 2005, P395-406.


-Segerstrom, Suzanne C, “Optimism and resources: Effects on each other and on health over 10 years”, Journal of Research in Personality, Volume 41, Issue 4, August 2007, P772-786.


-Smith, Timothy W; Pope; Mary Katherine; Rhodewalt, Frederick; Poulton, James L., “Optimism, Neuroticism, Coping, and Symptom Reports: An Alternative Interpretation of the Life Orientation Test”, Journal of Personality and Social Psychology, Vol. 56, No. 4, 1989, PP. 640-648.


-Snyder C.R., Rand, Kevin L. & Sigmon Saved R. “Hope Theory A member of the positive psychology Family”, in “handbook of positive psychology”, Edited by C.R. Snyder and Shane Lopez, New York, Oxford university press, 2002, first Published.


-Sousa, Lorie, & Lyubomirsky, Sonja, “Life satisfaction”, In J. Worell (Ed.), Encylopedia of women and gender: Sex similarities and differences and the impact of society on gender, Vol. 2, 2001, pp. 667-676.


-Taylor, S. E. & pown, J. D., “Illusion and well-being: A social psychological perspective on mental health”, Journal of Psychological Bulletin, Vol. 103, 1988, PP. 193—210.


-Thompson, Amanda & Gaudreau, Patrick, “From Optimism and Pessimism to Coping: The Mediating Role of Academic Motivation, International Journal of Stress Management, Volume 15, Issue 3, August 2008, P269-288.


-Van der Velden, Peter G., Kleber, Rolf. J., Fournier, Marijda, Grievink, Linda, Annelieke, Drogendijk, Gersons, Berthold P.R., “The association between dispositional optimism and mental health problems among disaster victims and a comparison group: A prospective study, Journal of Affective Disorders, Volume 102, Issues 1-3, September 2007, P35-45.


-W.T. Team, “STA100 Sample Project: Dispositional Optimism and Gender at SUNYIT”. 2006, www.STA.com.


-Wilson, Gregory S., Raglin, John S., Pritchard, Mary E., “Optimism, Pessimism, and Precompetition Anxiety in College Athletes”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 32, Issue 5, 5 April 2002, P893-902.


-Wong, Shyh Shin & Lim, Timothy, “Hope versus optimism in Singaporean adolescents: Contributions to depression and life satisfaction”, Journal of Personality and Individual Differences, Volume 46, Issues 5-6, April 2009, P648-652.


Wren, Patricia; et all, “Optimism in Women Undergoing Abdominal Sacrocolpopexy for Pelvic Organ Prolapse”, Journal of the American College of Surgeons, Volume 207, Issue 2, August 2008, P240-245.