سازگاري همسران به شيوة تغافل با تأكيد بر آموزه‌هاي ديني

سال چهارم، شماره دوم، پياپي 14، پاييز و زمستان 1392، ص 41 ـ 54


مرضيه محصص / استاديار گروه علوم قرآن و حديث دانشگاه الزهرا(س) mohases2012@yahoo.com


دريافت: 28/ 1/ 1392- پذيرش:20/ 6/ 1392



چكيده


استحكام خانواده بر سازوكارهاي سالم و بالنده اي مبتني است كه حاصل بينش ها و روش هاي بسامان اخلاقي مي باشد. تغافل از جمله عوامل تأثيرگذار در ايجاد و بقاي سازگاري ميان همسران است. نگارنده بر آن است تا با سبك مسئله محور و روش توصيفي تحليلي به بررسي ديدگاه قرآن و روايات معصومان(ع)، درباره «تغافل» بپردازد و تأثير آن را بر سازگاري همسران رصد نمايد. بدين منظور، پس از مفهوم شناسي «سازگاري» و «تغافل»، مباني تغافل در ايجاد سازگاري بين همسران تبيين و اصل مودت و رحمت، سازگاري و مدارا، تكريم و احترام ، شكيبايي و بردباري، به عنوان مهم ترين مباني تغافل در انديشه ديني مطرح است. مرزهاي تغافل نيز به عدم همرنگي با فرد خاطي در انحراف ، عدم تسامح در مورد خطاهاي تكرارشونده و فراگير، همچنين اتخاذ راهكارهايي براي تحقق رفتار مثبت محدود مي شود.


كليد واژه ها: تغافل، سازگاري، خانواده، همسران، آموزه هاي ديني.





مقدمه


خانواده اصيل ترين نهاد اجتماعي است. چنانچه سلوك در اين عرصه بر قواعدي مدبرانه استوار گردد، بهترين زمينه براي كمال فرد و جامعه فراهم مي شود. برقراري روابط متقابل آرامش بخش و استمرار روحيه توافق و انطباق، بدون تجهيز به روش ها و مهارت هاي مناسب ، انتظاري دست نيافتني است. اين روش ها ، مجموعه راه هايي است كه با توجه به شرايط و موقعيت ها ، و مبتني بر اصولي ويژه اتخاذ مي شوند. از اين رو، شناخت عوامل سازگاري ميان همسران و راهكارها و فنون پيدايش و بقاي آن، از جمله مهم ترين مسائل با محوريت خانواده است.


در ديدگاه اسلامي ، باورهاي ديني مهم ترين ركن در تشكيل ، استمرار و پويايي نهاد خانواده محسوب مي شود و چارچوبي جامع براي تبيين وقايع ارائه مي دهد و با پيشنهاد راهكارهايي اثربخش ، احساس كنترل ، كارآمدي و سازگاري به افراد مي بخشد. تعاليم اسلام براي تنظيم روابط همسران در ناملايمات عصر حاضر ، در بردارنده نكات حائز اهميتي است كه ناظر بر ابعاد روان شناختي همسران مي باشد. راهكارهاي فراواني كه با موضوعيت حسن خلق و حسن معاشرت مورد تأكيد آيات قرآن و روايات معصومان عليهم السلام قرار گرفته ، هريك روش هايي در جهت برقراري ارتباطي رضايت بخش با مقتضيات پيراموني و همسازي با تجربه هاي جديد است. در بررسي راهكارهاي مزبور ، روش تغافل ، از جمله روش هايي است كه در ايجاد و تثبيت سازگاري نقشي بسيار مهم ايفا مي كند؛ چراكه اساساً زندگي مشترك ، عرصه تفهيم اتهام و اثبات ادعا نيست.


اين مقاله با استناد به ادبيات ديني به تغافل به عنوان يكي از مصاديق حسن اخلاق، كه در دستيابي به سازگاري و رضامندي خانوادگي بسيار كارآمد است، مي پردازد.


پرسش هاي اصلي پژوهش عبارتند از:


مباني تغافل در ايجاد سازگاري همسران براساس آموزه هاي ديني چيست؟ مرزهاي تغافل در جهت دستيابي به سازگاري همسران، براساس آموزه هاي ديني چگونه ترسيم مي شود؟



پيشينه پژوهش


تاكنون تلاش هاي فراواني در زمينة تحليل و بررسي عوامل مؤثر در سازگاري همسران صورت گرفته، به گونه اي كه امروزه در برخي علوم مانند حقوق ، روان شناسي و علوم تربيتي به عنوان موضوعي حائز اهميت مطرح است. به طور خاص، چندين پژوهش با موضوع تأثير مهارت هاي ارتباطي در سازگاري زناشويي با رويكرد روان شناسي انجام شده است. از جمله عصمت دانش در تحقيقي با عنوان نقش خودشناسي در درمان اختلافات زناشويي (1384) زوج درمانگري اسلامي را در افزايش خودشناسي و سازگاري زوج هاي ناسازگار بسيار تأثيرگذار دانسته است. مجتبي حيدري در كتاب دينداري و رضايت خانوادگي (1386)، به رابطه مثبتي ميان جهت گيري هاي مذهبي و رضامندي زناشويي پي برده است. به نظر مي رسد از آنجاكه پديدة سازگاري ، يك پديده انساني است و با واقعيت وجودي انسان پيوند دارد و از سوي ديگر، علوم تجربي با در پيش گرفتن روش استقراء و تجربه و تكيه بر نمودهاي رفتاري انسان، از شناخت انسان به عنوان يك كل ناتوان است. تاكنون نتيجه قطعي در اين زمينه به دست نيامده است. ازاين رو، آموزه هاي ديني به دليل اتصال به منابع ماورايي الهي و اشراف بر سرشت انساني، قابليت ارائه الگويي جامع در اين زمينه را دارا هستند. البته آثاري پراكنده ، با استناد به مصادر اسلامي نگاشته شده، اما پژوهش با توجه به تمركز بر عاملي خاص از عوامل سازگاري داراي نوآوري است.



1. مفهوم شناسي


براي تحقيق دربارة جايگاه تغافل در سازگاري همسران از ديدگاه آموزه هاي ديني ، ضرورت است نخست مفاهيم اصلي مورد بررسي قرار گيرد.



سازگاري


فرايند سازگاري ، مهارت برقراري رابطه سالم و همسويي مسالمت آميز با ديگران است. در تعريف سازگاري آمده است: سازگاري ، تطبيق يا وفق دادن شخص نسبت به محيطي است كه بدان تعلق دارد (ساعتچي ، 1368، ص 500). سازگاري ، به مجموعه فعاليت هايي كه موجب هماهنگي با نيازهاي مقطعي مي گردد نيز گفته شده است (پور مقدس، 1367، ص 2). برخي نيز معتقدند منظور از سازگاري، رفتارها، واكنش هاي عاطفي و شناخت هايي است كه مطلوب، انطباقي ، مؤثر و سالم تلقي شوند و در مقابل، ناسازگاري به آن دسته اعمال، عواطف و افكاري اشاره دارد كه نامطلوب، غيرانطباقي، بي تأثير و ناسالم به شمار مي آيند (ساپينگتون ، 1379، ص 111).


به طور كلي روان شناسان ، سازگاري فرد در برابر محيط را از جمله ويژگي هاي شخصيت بهنجار تلقي نموده اند كه منجر به يك زندگي سرشار از صلح و آرامش در محيط مي شود (اتكينسون و ديگران، 1371، ص 121). به عقيده آنان، معياري براي سنجش سازگاري وجود ندارد. اما از روي علائم روان شناختي و عملكرد اجتماعي مي توان ميزان توفيق افراد را مورد بررسي قرار داد (اسلامي نسب، 1373، ص 13). فرايند سازگاري با بروز نياز انسان به همراهي و دوري از تنش شروع مي شود و با حركت به سوي تعادل ادامه مي يابد. روان شناسان به دو روش اساسي براي سازگاري با محيط پيراموني اشاره نموده اند: نخست، روش هاي گريزي يا عقب نشيني از موقعيت هاي ناخوشايند كه از جمله روش هاي ابتدايي براي حصول سازگاري بر شمرده شده اند. انزوا ، كناره گيري و خيال بافي از مصاديق روش هاي گريزي هستند و بي شك شكل گيري شخصيتي غيرفعال با حداقل روابط اجتماعي را سبب خواهد شد. دوم روش هاي دفاعي ، يعني مجموعه سازوكارهايي كه به نحو آگاهانه و گاهي به شكل ناآگاهانه و از روي عادت، به منظور رسيدن به سازگاري مورد استفاده قرار مي گيرند. برون فكني ، واپس روي، جبران ، همانند سازي، عكس العمل متضاد، توجيه، جامع نگري از جمله روش هاي دفاعي براي نيل به سازگاري محسوب مي شوند (پور مقدس ، 1356، ص 16).


روان شناسان وجود قابليت انطباق و سازگاري را خصلتي حياتي و خدادادي انسان مي دانند و معتقدند: همان گونه كه سيستم متعادل كنندة فيزيولوژيك به تمام بخش هاي بدن كمك مي كند تا هماهنگي فعاليت ها صورت بندي شود، شبيه اين سيستم در قواي رواني و منطقي انسان نيز وجود دارد. ضرورت حفظ مباني زندگي اجتماعي طبعاً محدوديت هايي را در راه ارضاي نيازهاي فردي انسان، موجب مي شود كه چاره اي جز سازگاري و ايجاد يك رابطه رضايت بخش با آن نيست (اسلامي نسب، 1373، ص 33). روان شناسان سازگاري را سنگ بناي عملكرد خانواده و تسهيل كننده ايفاي نقش والدين مي دانند (Coombs, 1991, p. 97). احساس خوشبختي، ارضاي نيازهاي عاطفي، ايجاد احساس ارزشمندي و حمايت در يكديگر و تلاش در مسير شكوفاسازي استعدادهاي طرف متقابل، از جمله خصوصيات افراد سازشگر است (Schumacher & Leonard, 2005, p. 28-30).


در ديدگاه اسلامي نيز سازگاري ، برقراري ارتباطي براساس صلح و همراهي مي باشد. در اين ديدگاه، سازگاري همسران ، به حداقل رسانيدن زمينه هاي بروز تنش و نزاع ميان آنان با هدف دستيابي به هدفي والاتر قلمداد شده است. خداوند متعال مي فرمايد: عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كَثيراً (نساء: 19)؛ با آنها به شايستگي رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمىداريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مىدهد.


بر اين اساس غرض از سازگاري در اين پژوهش، نوعي همراهي، همنوايي و دوري از تنش ها با هدف تعالي نفس و شكوفايي حقيقي ، همچنين بازشناسي اين مفهوم از همراهي هاي آسيب رسان به ارزش هاي الهي همسران است.



تغافل


تغافل ، در لغت به معناي خود را به غفلت نماياندن ، بي خبر نشان دادن خود (فراهيدي ، 1410ق، ص 420) و در اصطلاح، معادل چشم پوشي آگاهانه از رفتارهاي نامطلوبي است كه اطرافيان در خفا دارند. غرض اصلي در چنين رويكردي به اعمال سايرين ، اصلاح كردارها و ثمرات نيكوي تربيتي است كه از اين طريق حاصل مي گردد. چشم پوشي، عفو ، گذشت، اغماض، مدارا ، به رو نياوردن و ناديده گرفتن، از جمله تعابيري است كه در زبان فارسي بيانگر اين مفهوم مي باشند.



مفاهيم مرتبط با تغافل در آموزه هاي ديني


در فرهنگ اصطلاحات ديني ، واژگان صفح ، عفو ، مدارا ، حلم و صبر ، دلالت بر اين معنا دارد و در قالب چندين آيه بر لزوم به كارگيري اين مهارت در تعاملات ميان فردي سفارش شده است.



صفح و عفو


لغت شناسان در تعيين معناي صفح، اين واژه را با عفو مقايسه نموده و مي نويسند:


هرچند عفو و صفح به يك معني و هر دو در مورد گذشت و چشم پوشي از تقصير ديگران است، ولي بايد دانست كه واژه صفح در افاده اين معني رساتر است؛ زيرا در صفح علاوه بر مفهوم گذشت، رو نياوردن و روي گرداندن و گناه طرف را ناديده گرفتن نيز ملحوظ است. ممكن است كسي را پس از محكوم كردن به مجازات، عفو كنند، اما صفح آن است كه روي بگرداني و گناه طرف را ناديده بگيري و اگر مجرم در مقام عذرخواهي برآمد طوري با او برخورد كني كه گويي اصلاً گناهي از او سر نزده است. عفو به معني پوشاندن است. اما صفح به معني روي گرداندن و ناديده گرفتن مي باشد. در عفو با فرض گناه روي آن سرپوشي مي گذارند، اما در صفح به طور كلي گناه را ناديده مي انگارند (راغب اصفهاني ، 1412ق، ج 1، ص 446).


خداوند متعال در يكي از آياتي، كه به بيان رهنمودهايي پيرامون موضوعات خانوادگي پرداخته، مي فرمايد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند، از آنان برحذر باشيد، و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد، به راستى خدا آمرزنده مهربان است (تغابن: 14).


در آيه اي ديگر صفح و عفو وسيله جلب مغفرت الهي دانسته شده است. خداوند متعال مي فرمايد: و بايد عفو كنند و گذشت نمايند. مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد؟ و خدا آمرزنده مهربان است (نور: 22). قرآن كريم هنگامي كه سيماي پارسايان را به تصوير مي كشد، بخششگري و تسلط بر خشم را از جمله برجسته ترين خصوصيات آنها بر شمرده، مي فرمايد: همانان كه در فراخى و تنگى انفاق مىكنند و خشم خود را فرو مىبرند و از مردم در مىگذرند و خداوند نيكوكاران را دوست دارد (آل عمران: 134).


مطابق اين آيه افراد با تقوا ، نه تنها با فرو بردن خشم به تقويت روح ايمان و تكامل معنوي خود مي پردازند، بلكه با عفو و گذشت، آثار كينه و تنفر را از ساحت دل مي شويند.


در فرازي ديگر ، خداوند متعال افرادي را كه با گذشت موجبات انسجام و آرامش پيراموني را فراهم مي آورند ، مشمول فضل بي پايان خود بر شمرده، مي فرمايد: و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر كه درگذرد و نيكوكارى كند، پاداش او بر [عهده] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمىدارد (شوري: 40).


از بررسي آيات مرتبط با اين موضوع، به دست مي آيد كه عفو و گذشت ، به نوعي كامل كنندة قوانين تشريعي محسوب مي شوند. براي نمونه، هر چند قصاص قاتل حقي از جانب اولياي مقتول است، اما در كنار آن، راه عفو با گرفتن ديه يا بدون آن نيز پيشنهاد و در قالب تعابيري مشفقانه نسبت بدان تشويق شده است. خداوند متعال مي فرمايد: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، درباره كشتگان، بر شما [حقّ] قصاص مقرر شده: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن. هر كس كه از جانب برادر [دينى] اش [يعنى ولىّ مقتول]، چيزى [از حق قصاص] به او گذشت شود، [بايد از گذشت ولىّ مقتول] به طور پسنديده پيروى كند، و با [رعايت] احسان، [خون بها را] به او بپردازد. اين [حكم] تخفيف و رحمتى از پروردگار شماست (بقره: 178).


در آيات مرتبط با موضوع طلاق نيز هرچند فضاي كشمكش و نزاع بر طرفين غلبه يافته است ، اما افراد در موضوع مهريه، توصيه به عفو و احسان شده اند، مي فرمايد:


و اگر پيش از آنكه با آنان نزديكى كنيد، طلاقشان گفتيد، درحالى كه براى آنان مَهرى معين كردهايد، پس نصف آنچه را تعيين نمودهايد [به آنان بدهيد]، مگر اينكه آنان خود ببخشند، يا كسى كه پيوند نكاح به دست اوست ببخشد و گذشت كردنِ شما به تقوا نزديكتر است. و در ميان يكديگر بزرگوارى را فراموش مكنيد، زيرا خداوند به آنچه انجام مىدهيد بيناست (بقره: 237).


تأمل در متون ديني بيانگر اين مطلب است كه عفو و صفح، كاملاً متمايز از بي تفاوتي و مداهنه در حوزه اصول و ارزش ها مي باشد (قلم: 8، 9). از بررسي محدوده شدت عمل پسنديده ، مي توان ميان اين ارزش و تساهل ناپسند تفاوت ها را دريافت (فتح: 48).



رفق و مدارا


رفق به معناي لطافت و نرمخويي (فراهيدي، 1410ق، ج 5، ص 171) و دقت در انجام كارها در عين آسان گيري (طريحي ، 1375، ج 10، ص 118) مي باشد. مدارا نيز به معناي احتياط كردن و معاشرت نيكو با مردم (ابن منظور، 1405ق، ج 14، ص 255)، همدمي نيكو و تحمل ديگران (دهخدا، 1341، ذيل مدارا) آمده است. از معاني بيان شده ذيل اين واژه، چنين برداشت مي شود كه رفق و مدارا حاكي از ظلم پذيري نيست ، بلكه به معناي برخورداري از درك متقابل ، تطبيق خود با شرايط و روحيات مخاطب ، پيشگيري از برخوردهاي تدافعي و ايجاد پيوند بيشتر با ديگران است.


پيشوايان معصوم عليهم السلام بر لزوم مدارا با همسر تأكيد فراواني داشته اند. اميرالمؤمنين علي عليه السلام در اين باره مي فرمايند: با زنان در همه حال مدارا كنيد و نيكي نماييد (آمدي، 1381، ص 529). از جمله آثاري كه براي مدارا و سازگاري مترتب شده عبارتند از: زينت دهنده زندگي، مايه فزوني خير و منفعت و مسبب كرامت و بزرگواري (صالحي، 1385، ص 432).


در ديدگاه اسلامي عفو ، عذرخواهي، چشم پوشي از خطاها، قدرداني و تكريم شخصيت همسر ، از جمله خصوصيات همسران اهل مداراست (حرعاملي، 1409ق، ج 1، ص 13؛ نوري، 1408ق، ج 14، ص 249). به نظر مي رسد، آياتي از قرآن كريم، كه صفت قنوت به عنوان يكي اوصاف همسران شايسته ياد شده ، ناظر بر روحيه مدارا مي باشد. از جمله آيه اميد است كه اگر پيغمبر شما را طلاق داد خدا زنانى بهتر از شما به جايتان با او همسر كند كه همه با مقام تسليم و ايمان و خضوع اطاعت كنند و اهل توبه و عبادت باشند و رهسپار (طريق معرفت) (تحريم: 5).


به گفته مفسران، حالت قنوت يعنى تواضع و اطاعت از همسر و توبه يعنى اگر كار خلافى از او سر زند، در اشتباه خود اصرار نورزد، و از در عذرخواهى درآيد (مكارم شيرازي، 1374، ج 24، ص 279).


در روايات، حلم و مدارا در رديف ورع و تقوا بيان شده و همچون سپري در برابر ارتكاب گناهان قلمداد شده است. امام صادق عليه السلام از رسول اكرم صلي الله عليه و اله نقل نموده اند كه ايشان فرمودند: هر كس در او سه خصلت نباشد هيچ عملي از او كامل نگردد: تقوايي كه او را از نافرماني خدا باز دارد، اخلاق نيكي كه با مردم مدارا نمايد و حلم و بردباري كه ناداني نادان را دفع نمايد (كليني، بي تا، ج 2، ص 116).



صبر


صبر از جمله مفاهيم بنيادي قرآني است كه ارتباط تنگاتنگي با مباحث روان شناسي و انديشه اسلامي دارد و از بعضي كاربردهاي آن در قرآن كريم استنباط مي شود كه بستر معنايي مشتركي با سازگاري و تغافل داراست. خداوند متعال در قرآن مي فرمايد: و هر كه صبر كند و درگذرد، مسلّماً اين [خويشتندارى، حاكى] از اراده قوى [در] كارهاست ( شوري: 43).


در اين آيه، خويشتندارى به جاى انتقام مورد سفارش قرار گرفته و صبر و گذشت، به عنوان بستر صفات برجسته اخلاقي انسان تلقي شده است (قرائتي، 1383، ج 10، ص 419). علّامه طباطبائي درباره اين آيه مي فرمايد: دعوت به صبر و عفو به اين معنا نيست كه حق انتصار و دفع ظلم از خود باطل شود، بلكه ارشاد به فضيلتى است كه از تمامى فضائل مهمتر است، چون در مغفرت و عفو صبرى است كه از مصاديق عزم الامور است (طباطبائي ، 1417ق، ج 18، ص 65).


از اين آيه استنباط مي شود كه فضيلت اخلاقي صبر به عنوان سازوكاري دفاعي از احساس انتقام جويي و كينه ورزي پيشگيري مي كند. آيه زير نيز بيانگر اين معناست: پس در [امتثال] حكم پروردگارت شكيبايى ورز، و مانند همدم ماهى [يونس] مباش آن گاه كه اندوه زده ندا در داد (قلم: 48).


علّامه طباطبائي معتقد است غرض از آيه، در حقيقت نهى از سبب خشم است، و سبب خشم اين است كه آدمى كم حوصله باشد، و در آمدن عذاب براى دشمنانش عجله كند (طباطبائي ، 1417ق، ج 19، ص 387).



2. كاربرد تغافل در احاديث


مطالعه روايات و سيرة معصومان عليهم السلام حاكي از اين است كه استفاده از مهارت تغافل، به عنوان اصلي حائز اهميت در كاهش تنش ها محسوب مي شود. امير المؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد: نيمي از وجود شخص خردمند سازگاري و تحمل كردن و نيمه ديگر او چشم پوشي نمودن است (مجلسي، 1404ق، ماده عقل).


ايشان در كلامي ديگر مي فرمايد: كسي كه تغافل نكند و چشم خود را از بسياري امور نبندد ، زندگاني تلخي خواهد داشت (تميمي آمدي ، 1381، ص 451).


ايشان در حديث ديگري مي فرمايند: هيچ بردباري، چون ناديده گرفتن نيست و هيچ خردمندي، چون وانمود كردن به ناداني و بي اطلاعي نيست (محمدي ري شهري ، 1386، ص ۴۳۷۴).


مي توان گفت: تغافل در نظام ارزش گذاري اسلامي ، مهارتي است كه زمينة خوش خلقي را در ميان همسران ايجاد مي كند، در صورت اجراي روشمند و تقيد به مرزهاي مشخص آن ، تحكيم و بقاي زندگي خانوادگي را موجب خواهد شد.



3. كاربرد تغافل در روان شناسي


از بررسي سازوكار مختلف دفاعي در فرايند سازگاري، چنين برداشت مي شود كه روش بازداري بسياري از آموزه اخلاقي تغافل در تعاليم اسلامي انطباق دارد. روان شناسان در تعريف بازداري نوشته اند: بازداري عبارت است از: احاله انديشه ها يا تكانه هاي غيرقابل قبول به پيش خودآگاه (اسلامي نسب، 1373 ، ص 96). مطابق اين تعريف، بازداري نوعي حذف ارادي يا فراموشي خودآگاه است. نكته حائز اهميت اينكه روان شناسان در بررسي خصوصيات و جوانب روان شناختي اين روش، چنين استنتاج كرده اند كه اين روش از يك سو، بدان سبب كه توسط افراد بهنجار به كار مي رود ، يك دفاع حاكي از پختگي تلقي مي گردد و از سوي ديگر، اعمال چنين كنترل آگاهانه اي مستلزم وجود من قوي و قدرتمندي مي باشد (همان، ص 97).



4. مباني تغافل در ايجاد سازگاري همسران


بحث درباره مباني تغافل از اين جهت حائز اهميت است كه در ميان متون ديني ، تغافل جايگاهي رفيع دارد. از سوي ديگر، برخي اين پرسش را مطرح مي كنند كه جايگاه اين موضوع در برابر موضوع بي مبالاتي ، بي تفاوتي و فرار از مسئوليت ديني، چگونه است؟ نكته مهمي كه نبايد از آن غفلت نمود اينكه در متون و منابع ديني، جهت گيري هاي صريحي نسبت به موضوع تغافل وجود دارد و در عين حال، داراي چارچوب معيني مي باشد. اكنون براي اينكه جايگاه تغافل در ايجاد سازگاري همسران مشخص شود، مباني ذيل مورد توجه قرار مي گيرد و استنادات ديني آن بازگو مي شود.



الف. اصل مودت و رحمت


مودت عبارت است از محبت پايدار و ماندگار همراه با به كارگيري ملزوماتي كه به ظهور آن بينجامد و علاقه هاي قلبي را آشكار سازد. رحمت ، نوعي مهرباني است كه احسان و بخشش را به دنبال دارد (طباطبائي، 1417ق، ج 16، ص 166). خداوند متعال مي فرمايد: و از نشانههاى او اينكه از [نوع] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدان ها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت] براى مردمى كه مىانديشند قطعاً نشانههايى است (روم: 21).


مودت و رحمت در مناسبات خانوادگي نقشي اساسي دارد؛ هرچه از عمق بيشتري برخوردار باشد ، زندگي پايايي بيشتري مي يابد. مودت و رحمت بر توانايي روحي همسران مي افزايد و موجب مي شود افراد قادر شوند از يك سو، در مجموعه كنش ها و واكنش ها دقيق تر حضور يابند و از سوي ديگر، در صورت بروز رفتارهاي نامطلوب مقطعي از سوي يكي از طرفين، در قالب تغافل ، زمينه عدم تكرار آن رفتار را فراهم آورند.



ب. اصل سازگاري و مدارا


سازگاري و مدارا به مفهوم نرمش پذيري و عدم سرسختي ، از قواعد مهمي است كه بدون آن زندگي پيوسته در تضاد و كشاكش خواهد بود. دوام زندگي مشترك مستلزم رفتارهايي سازگارانه در ناملايمات است. خداوند متعال مي فرمايد: با آنها به شايستگى رفتار كنيد و اگر از آنان خوشتان نيامد، پس چه بسا چيزى را خوش نمىداريد و خدا در آن مصلحت فراوان قرار مىدهد (نساء: 19). در اين آيه تصريح مي شود، به هنگام بروز اختلافات در زندگي خانوادگي، مدارا و سازگاري خردمندانه ، بستر اصلاح روابط و رويارويي صحيح با امور را فراهم مي آورد.


حال، چنانچه اصل سازگاري و مدارا به عنوان اصلي كارآمد در جهت تحكيم مباني خانواده به رسميت شناخته شود ، در اين مسير ، تغافل از ملزومات خاص محسوب مي گردد.



ج. اصل تكريم و احترام


حفظ حرمت و شخصيت افراد ، به ويژه از سوي كساني كه با هم انس و الفتي دارند ، موجب استحكام روابط آنان خواهد شد و هرگز نبايد به دليل ارتباط صميمانه ، از اين مهم غفلت ورزيد. در روايات ، جلوه هاي متعددي از رفتارهاي احترام آميز همسران نسبت به يكديگر وارد شده است. برآوردن خواست همسر انهن امانة الله عندكم فلاتضاروهن و لاتعضلوهن (نوري ، 1408ق، ج 14، ص 251)؛ من اتخذ امرأة فليكرمها (مجلسي، 1404ق، ج 100، ص 224) و ناديده گرفتن خطاهاي همسر خير نسائكم التي ان غضبت او اغضبت قالت لزوجها يدي في يدك لااكتحل بغمض حتي ترضي عني (حرعاملي، 1409ق، ج 20، ص 39) ، از جمله مواردي هستند كه گوياي جايگاه تكريم همسران از منظر آيين اسلام مي باشد.


در مقابل عيب جويي ، ملامت و تمسخر، كه رويكردهايي ضدتغافلي محسوب مي شوند ، به شدت در عرصه خانواده مورد نكوهش آموزه هاي ديني قرار گرفته است. از آن جمله امام علي عليه السلام مي فرمايد: اياك ان تكرر العتب فان ذلك يغري بالذنب و يهون العتب (محمدي ري شهري، 1386، ج 8، ص 546)؛ از تكرار عتاب و سرزنش بپرهيز ، چرا كه اين كار او را به انجام گناه جري تر و سرزنش را بي اثر مي كند. الإفراط في الملامة يشب نار اللجاجة (همان)؛ زياده روي در سرزنش ، آتش لجاجت را مي افروزد.



د. اصل شكيبايي و بردباري


تحكيم كانون خانواده در فراز و فرود هاي دوران ، منوط به شكيبايي و بردباري همسران است. در قرآن كريم اين اصل كراراً مورد توجه قرار گرفته است. خداوند متعال مي فرمايد: و قطعاً كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل مىكردند، پاداش خواهيم داد (نحل: 96).


پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله نيز در روايتي مي فرمايد: كسي كه بر اخلاق بد همسر خود صبر كند ، خداوند ثواب شاكران را در آخرت به او عطا مي كند (مجلسي، 1404ق، ج 100، ص 244).


يكي از مظاهر شكيبايي ، تغافل همسران نسبت به خطاهاي غير عامدانه يكديگر است. در روش تغافل ، به شخص خطاكار اين طور وانمود مي شود كه شرافت او مجال نمي دهد كه چنين رفتاري از او سر بزند. اتخاذ اين رفتار در كنار به كارگيري روش هاي ديگر هشدار دهنده ، از تكرار رفتار ناپسند جلوگيري مي نمايد.



5. مرزهاي تغافل


انسان در زندگي فردي و اجتماعي ، وظايف و تكاليفي دارد كه چنانچه در انجام آنها كوتاهي كند، مقصر و مسئول است. بنابراين، در اصل اداي وظايف نمي توان به بهانه سازگاري ، تغافل نمود، اما در راهكارها و كيفيت اداي وظيفه ، تغافل يك اصل انكارناپذير است. بي ترديد وانمود كردن بي اطلاعي خود از اشتباه همسر ، عكس العملي بر مبناي تدبير و با هدف تحكيم مباني خانواده است. ازاين رو، بسامد اين رفتار نبايد چنان فراگير شود كه به نوعي سيطره روحيه بي تفاوتي و بي مبالاتي در فرد بينجامد. بنابر اين، سستي ، بي اراده بودن و تزلزل افراد را بايد از مجموعه تغافل خارج دانست. شايسته است ضمن رصد آسيب هايي كه ممكن است در فرايند تغافل متوجه خانواده شود، به تبيين مرزهاي آن از منظر آموزه هاي ديني بپردازيم.



الف. عدم همرنگي با فرد خاطي در انحراف


در تبيين اين معنا لازم به يادآوري است در دين اسلام، منبع تأييد يا رد رفتارها كتاب خدا، سنت پيامبر صلي الله عليه و اله، سخن و سيره معصومان عليهم السلام و حكم عقل ميباشد. بنابراين، هرچه از اين چارچوب ديني خارج شود و ارزشهاي مورد نظر آن را به رسميت نشناسد، به عنوان انحراف محسوب ميشود. ازاين رو، ميتوان انحراف از ديدگاه قرآن را چنين تعريف نمود: هر نوع ايده، ارزش و رفتاري كه برخلاف شريعت الهي و كمال انساني بوده و پيامد آسيبي برجاي گذارد، انحراف ناميده مي شود. شايد يكي از جامع ترين آياتي كه به هنجارها و ناهنجاريهاي رفتاري اشاره دارد ، اين آيه است: در حقيقت، خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مىدارد. به شما اندرز مىدهد، باشد كه پند گيريد (نحل: 90).


بر اين مبنا، هرچه به عنوان فحشا و امور ناشايست باشد، يا آنچه كه ناپسند و نامطلوب باشد و نيز هر نوع تجاوز و ظلم به حقوق ديگران از مصاديق بارز انحرافات ميباشد. واژهها و مفاهيم قرآني مربوط به انحرافات اجتماعي از نظر معنا و مصداق، بسيار گسترده و وسيع بوده و قلمروي پردامنه اي دارند. به طور كلي، اين مفاهيم را ميتوان به دو دسته تقسيم نمود:


1. مفاهيم عام: مفاهيمي كه شامل هر نوع انحراف فردي يا اجتماعي ميشوند. مانند: ظلم، فساد، فسق، رجس، منكر و شر.


2. مفاهيم خاص: مفاهيمي كه دلالت بر نوع خاصي از انحراف و كجروي دارند. مانند نفاق، ارتداد ، غنا، زنا، شرب خمر، قمار، بي احترامي به والدين.


لازم به تأكيد است كه تغافل در برابر خطاي همسران ، راهكاري است كه از يك سو، مي خواهد به زندگي آرامش بخشد و از سوي ديگر، در دراز مدت زمينه رفتار مثبت را فراهم سازد. بنابراين، براي وصول بدين هدف ، تدابير خاصي لازم است. چه بسا عدم جبهه گيري در شرايطي ، موجب شود مخاطب به زعم غلط ، فرد را همسو با خود تلقي نمايد و نه تنها به استمرار رفتار ناشايست خويش مبادرت ورزد ، بلكه فرد را نيز به همراهي بيشتر فراخواند. ازاين رو، شايسته است با در نظر گرفتن خصوصيات شخصيتي همسر ، نه تنها با وي همراهي ننمود، بلكه بهترين الگوي تغافلي يا سكوت معنادار اتخاذ گردد.



ب. عدم تسامح در مورد خطاهاي تكرارشونده و فراگير


انديشه در متون اسلامي گوياي اين موضوع است كه علي رغم تأكيد فراوان بر حسن خلق همسران و بهره گيري از مهارت تغافل به عنوان يكي از روش هاي عملي خوش اخلاقي ، چنانچه تغافل نسبت به رفتاري ، سبب شود فضاي خطا و گناه در كانون خانواده فراگير شود ، تغافل جايز نيست. توضيح اينكه، جرم و انحراف با روح شريعت، ناسازگار است. ارتكاب آن از جانب هر فردي زيانبار است و خردمندان به حكم عقل و شرع موظفند از آن جلوگيري كنند. در اين گونه موارد وظيفة اسلامي، روي گرداني و نشان دادن حالت تنفر و انزجار از عمل ناشايست است. چنانچه فرد متنبه نشد، بايد مستدل، محكم، منطقي و در عين حال با خوش خلقي و ادب، وي را راهنمايي نمود؛ چراكه حلاوت گفتار، خوشرويي، استدلال قوي و منطق در سخن و اخلاص و دلسوزي بيش از هر چيز ديگر، برطرف مقابل تأثير مي گذارد و سبب اصلاح مي شود. چنان كه قرآن مجيد مي فرمايد: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوهاى] كه نيكوتر است مجادله نماى. در حقيقت، پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر، و او به [حال] راهيافتگان [نيز] داناتر است (نحل: 125).



ج. اتخاذ راهكارهايي براي تحقق رفتار مثبت


در پايان، تأكيد بر اين نكته ضروري است كه تغافل به عنوان يك روش جدايي از ساير مهارت هاي تأثيرگذار جانبي ، در بلندمدت از كارآمدي آن كاسته مي شود. هدف اينكه بايد به مهارت تغافل، به عنوان آغازين گام و يا روشي مقطعي در مسير اصلاح رفتار نامناسب نوپديد نگريسته شود. پس از اين مرحله، بايد راهبردهاي عدم تكرار و حل و فصل تضاد رخ داده ، در پيش گرفته شود تا سازگاري و همگرايي در مناسبات همسران تجلي يابد. طرح بحث راهبردهاي اصلاحي مجال ديگري مي طلبد.



نتيجه گيري


به طور طبيعي ، نمي توان زندگي همسران را بدون هيچ گونه تعارضي در نظر گرفت؛ چرا كه زندگي، سراسر ارتباط افكار، سليقه ها و رفتارهاي متفاوتي است كه به طور معمول مي تواند ناسازگاري هايي را پديد آورد. براساس مطابق آموزه هاي ديني ، تغافل مهارتي قابل توجه در زندگي خانوادگي محسوب مي شود و مسير حيات را به سوي بساماني و پايندگي سوق مي دهد و صلابت و سلامت خانواده را تضمين مي نمايد. اين آموزه، با سازوكار دفاعي بازداري، كه از جمله سازوكار مؤثر در فرايند سازگاري- از ديدگاه روان شناسي- محسوب مي شود، كاملاً منطبق است. اصل مودت و رحمت، سازگاري و مدارا، تكريم و احترام ، اصل شكيبايي و بردباري، از جمله مهم ترين مباني تغافل در انديشه ديني مي باشد. عدم همرنگي با فرد خاطي در انحراف ، عدم تسامح در مورد خطاهاي تكرارشونده و فراگير، اتخاذ راهكارهايي براي تحقق رفتار مثبت نيز از مرزهاي حائز اهميت در رفتارهاي تغافلي محسوب مي گردد.






منابع


ابن منظور ، محمد بن مكرم (1405ق) ، لسان العرب ، قم، ادب الحوزه.


اتكينسون، ريتال و ديگران (1371)، زمينه روان شناسي، ترجمة محمد تقي براهني، تهران، رشد.


اسلامي نسب، علي (1373)، روان شناسي سازگاري، تهران، بنياد.


تميمي آمدي ، عبد الواحد بن محمد (1381) ، غرر الحكم و درر الكلم، ترجمة مصطفي درايتي ، مشهد، ضريح آفتاب.


پور مقدس، علي (1356) ، روان شناسي سازگاري، تهران، مشعل.


حرعاملي، محمد بن حسن (1409ق) ، وسائل الشيعة، قم، آل البيت.


دهخدا ، علي اكبر (1341) ، لغت نامه دهخدا ، تهران ، دانشگاه تهران.


راغب اصفهاني ، حسين بن محمد (1412ق)، المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودى، دمشق، دارالعلم.


ساپينگتون، اندروا (1379)، بهداشت رواني، ترجمة حميدرضا حسين شاهي برواني ، تهران، روان.


ساعتچي ، محمود (1368)، اصول روان شناسي ، تهران، اميركبير.


صالحي ، هاشم (1385) ، رهگشاي انسانيت (نهج الفصاحه)، ترجمة ابراهيم احمديان ، قم، گلستان ادب .


طباطبائي، سيدمحمدحسين (1417ق)، الميزان في تفسير القرآن، قم، جامعة مدرسين.


طريحي ، فخرالدين (1375) ، مجمع البحرين ، تهران، كتاب فروشي مرتضوي.


فراهيدي ، خليل بن احمد (1410ق)، كتاب العين، قم، هجرت.


قرائتي ، محسن (1383) ، تفسير نور ، تهران ، مركز فرهنگي درس هايي از قرآن.


كليني، محمد بن يعقوب (بي تا)، كافي ، بيروت ، دار احيا التراث.


مجلسي، محمدباقر (1404ق) ، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء.


محمدي ري شهري، محمد (1386)، ميزان الحكمة، ترجمة حميدرضا شيخي ، قم، دار الحديث.


مكارم شيرازي، ناصر (1374)، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه.


نوري ، حسين (1408ق)، مستدرك الوسائل، قم، آل البيت.


Wiken & Moudy, (2004), marital adjustment, Journal of martial and family therapy,31, v. 8, p. 79-88.


Schumacher,J.A,& Leonard,K.E, (2005), Husbands & Wives martial adjustment, verbal aggression & physical aggression & as longitudinal predictors of physical aggression in early marriage, Journal of consulting & clinical psychology, v.12, p. 35-40.


coombs ,R, (1991), Martin Status & personal well- being: A literature Review, Family Relation.