بررسي تأثير آموزش‌هاي اخلاقي بر تصميم‌گيري اخلاقي مربيان ورزشي

سال چهارم، شماره دوم، پياپي 14، پاييز و زمستان 1392، ص 55 ـ 64


مرتضي فتاح پور مرندي / دانشجوي دكتري مديريت و برنامه ريزي تربيت بدني دانشگاه اروميه m.fattahpour66@gmail.com


سيدمحمد كاشف / دانشيار مديريت و برنامه ريزي در تربيت بدني دانشگاه اروميه


ميرحسن سيدعامري / دانشيار مديريت و برنامه ريزي در تربيت بدني دانشگاه اروميه


دريافت: 13/ 4/ 1392- پذيرش: 26 /9/ 1392



چكيده


هدف از اين تحقيق بررسي تأثيرگذاري دوره هاي درسي و آموزشي با محتواي آموزش هاي اخلاقي براي مربيان ورزشي، بر تصميم گيري اخلاقي آنها در مواجه با وضعيت هاي دشوار اخلاقي است. شصت نفر از مربيان ورزشي به عنوان نمونه انتخاب و به دو گروه 30 نفري شاهد و تحقيق تقسيم شدند. ابزار جمع آوري اطلاعات، استفاده از پرسش نامه تصميم گيري اخلاقي كسول با روايي و پايايي قابل قبول بود. از آزمون هايt همبسته و مستقل براي تجزيه و تحليل اطلاعات استفاده شد. يافته هاي تحقيق نشان داد كه اختلاف معنا داري بين گذراندن دوره هاي آموزش اخلاقي و تصميم گيري اخلاقي مربيان وجود دارد. با بررسي پيشينه تحقيق و نتايج به دست آمده، ضرورت توجه به آموزش هاي اخلاقي براي مربيان ورزشي و همچنين تدوين دروسي با عنوان اخلاق كاربردي در ورزش ضروري به نظر مي رسد.


كليد واژه ها: آموزش هاي اخلاقي، برنامه درسي، تصميم گيري اخلاقي، مربيان ورزشي.




مقدمه


اخلاق يعني نيرو و سرشت دروني انسان، كه غيرقابل مشاهده است، اما به صورت رفتار هاي عيني و قابل مشاهده در انسان ها تبلور مي يابد. برخي صاحب نظران از اخلاق به عنوان صفات و ويژگي هاي شخصيتي نسبتاً پايدار و استوار در انسان ياد مي كنند (نادريان جهرمي ،1390، ص 10). به طور كلي، اخلاق به آن دسته از اصول و مفاهيم ارزشي اشاره دارد كه تعيين مي كنند چه چيزي خوب و پسنديده يا درست است و چه چيز ناپسند و بد يا نادرست است. به عبارت ديگر، صفات و ويژگي هاي دروني انسان ممكن است منشأ رفتار هاي خوب و پسنديده يا رفتار هاي زشت و نكوهيده باشد (رمضاني نژاد، 1386، ص 15). ارزش ها پايه و اساس فرهنگ هر جامعه مي باشند. ارزش ها مسير و جهت مشتركي براي همه افراد و خط مشي ها و دستورالعمل هايي براي رفتار روزانه آنان ارائه مي كند. امروزه رعايت اخلاق و حفظ ارزش هاي اخلاقي، به صورت يكي از مهم ترين پديده هايي درآمده است كه در بيشتر سازمان ها و جوامع مورد توجه قرار مي گيرد. اخلاق غالباً به يك مجموعه اصول اخلاقي يا ارزش هايي اطلاق مي شود كه رفتار را هدايت مي كنند (نادريان جهرمي، 1390، ص 45). دي جرج اخلاق را چنين تعريف مي كند:


اخلاق يك تلاش نظام مند در جهت ايجاد حساسيت در تجربيات اخلاقي (وجداني) در سطح اجتماعي و فردي است، به صورتي كه قوانيني كه بايد فرد را هدايت كند، ارزش هايي كه شايسته تشويق هستند و خصوصياتي كه لايق گسترش در زندگي هستند، تعيين شوند (اميرشاهي و همكاران، 1389).


اخلاق فردي به صورت وجدان فردي متجلي مي شود. با اين حال، اخلاق فردي يك موضوع دروني است و به مفهوم توانايي تشخيص درست از نادرست عنوان مي شود. اين توانايي در فرد بالغ، براي قضاوت اخلاقي و به كارگيري آن در رفتار اخلاقي، به واسطه رسيدن به مرحله بلوغ افزايش مي يابد. ايجاد محيط تربيتي مساعد از جمله زمينه سازي، الگوسازي و سالم سازي محيط هاي ورزشي، تأمين صحيح، مناسب و به موقع نياز هاي انسان در هر دوره از چرخة زندگي، سروش هاي تكريم شخصيت و خودباوري افراد، به ويژه در سنين كودكي و نوجواني، آموزش كاربردي ارزش هاي اخلاقي در زندگي، به ويژه از سنين كودكي و نوجواني، پرورش نيروي عقلاني شناخت، بينش، آگاهي، عبرت آموزي، پايداري و استمرا در عمل، تشويق و تنبيه به جا و با استفاده از روش هاي مناسب، نظارت بر خود، پرورش و تقويت ايمان در افراد، از مهم ترين روش هاي تربيتي اسلام براي توسعه اصول اخلاقي در محيط هاي ورزشي و بين ورزشكاران است (مصباح، 1373). ارزش شناسي در زمينة اخلاقي به طور مستقيم با فعاليت هاي تربيتي ارتباط دارد. بي ترديد ارزش ها، به ويژه ارزش هاي اخلاقي، ركن اساسي زندگي آدمي را تشكيل مي دهند. ارزش ها مانند ساير امور، هم جنبة فردي دارند و هم در عرصة اجتماعي ظاهر مي شوند. براي اينكه تربيت اخلاقي به طور مؤثر انجام گيرد، آشنايي با رويكردهاي تربيت اخلاقي و نحوة پرورش منش اخلاقي لازم و ضروري است.


برخي محققان رويكرد هاي تربيت اخلاقي را به شرح زير طبقه بندي كرده اند كه به اجمال به چهار رويكرد مرتبط با تحقيق اشاره مي شود:


1. رويكرد پيامدگرا، كه به اثر و علت رفتارهاي اخلاقي توجه دارند، نه به اصول و قواعد اخلاقي؛


2. رويكرد علمي ، اين رويكرد به آثار بيروني و عيني رفتارهاي اخلاقي توجه كرده و آن را ملاك داوري مي داند؛


3. رويكرد تبيين ارزش ها كه معتقد است تنها بايد ارزش ها تبيين كرد و از تلقين آنها خودداري كرد؛


4. رويكرد تحليل ارزش ها كه اعتقاد به توانايي تحليل چرايي ارزش هاي اخلاقي دارد؛


5. رويكرد يادگيري اجتماعي، اين رويكرد معتقد است انسان از راه مشاهده رفتارهاي تقويت شده، انجام رفتارهاي اخلاقي را مي آموزد.


بنابراين، آموزش مستقيم، الگوسازي، تقليد و تقويت، نقش مهمي در تربيت اخلاقي دارند (داودي، 1385). الگو هاي تصميم گيري اخلاقي همانند الگوي جونز، بر فرايند تصميم گيري شناختي افراد تمركز مي كنند (Jones, 1991). در اين الگو ها، تصميم گيري غالباً به صورت يك فرايند پردازش شناختيِ متوالي است. شيوة فرايند شناختي در تصميم گيري اخلاقي، مدت هاست كه مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. جونز الگوي اقتضايي- موردي تصميم گيري اخلاقي در سازمان را براساس الگوي رست و كهلبرگ، به صورت يك الگوي چهار مرحله اي طراحي كرده است. در اين الگو، براي انجام تصميم گيري اخلاقي چهار مرحله طي مي شود كه عبارتند از: ادراك اخلاقي، قضاوت اخلاقي، تمايل اخلاقي و انجام عمل اخلاقي. براساس نظر بارتلس، ارزيابي قابليت تصميم گيري و يا قضاوت اخلاقي در افراد، بدون قرار دادن آنها در وضعيت هاي دشوار اخلاقي، كه به صورت فرضي و يا واقعي طراحي شده اند، دشوار و حتي امكان پذير نمي باشد (Bartels, 2008). در واقع، دشواري در طراحي همين وضعيت ها و موقعيت ها و تلاش طبيعي افراد براي نشان دادن چهره اي مثبت و اخلاقي از خويشتن، چالشي است كه انجام تحقيقات در حوزه اخلاق ورزشي را با مشكل روبه رو ساخته است. فورسيت در گزارش خود عنوان نموده است كه تحقيقات اندكي در رابطه با اخلاقي بودن تصميم گيري ها در محيط هاي ورزشي انجام شده است (Forsyth, 1980). پارك و استول معتقدند: از نظر تئوري هاي مختلف، تفاوت در تصميم گيري اخلاقي به دلايل روان سنجي، تحول شناختي و يادگيري اجتماعي مي باشد (Park ; Stole, 2005). چامتون (1988)، لاتا (2006) و مور (2003) گزارش نموده اند كه هرچند نارسايي تلاشهاي مربوط به تدوين رويكردها و روشهاي تربيت اخلاقي و ارزشي، خود ناشي از كاستيهاي نظام آموزشي در برخي كشورهاي جهان است، كه جهتگيري خاص اخلاقي و ارزشي (ديني، مذهبي) دارند و تربيت اخلاقي و ارزشي را تنها به صورت يك برنامه مجزا مورد توجه قرار ميدهند، اما اين نارسايي بيشتر معلول ابهام و ترديدي است كه بسياري از مربيان و صاحبنظران تربيتي نسبت به اصل تربيت اخلاقي و ارزشي دارند. بسياري از مربيان تربيتي، از اساس تعليم و تربيت اخلاقي و ارزشي را متضمن نوعي رفتار رياكارانه و مصنوعي ميدانند. عدهاي نيز تربيت اخلاقي را نوعي فقدان آزادي فرد و مانعي بر سر راه ايجاد يك جامعه دموكراتيك تلقي كردهاند و ايجاد جامعه مدني و دموكراتيك را با تحقق ارزشها و تربيت اخلاقي، بخصوص تربيت اخلاقي و ارزشي ديني در تضاد ديدهاند (Snook, 1972, p. 79). عدهاي ديگر نيز به مباني تربيت اخلاقي (مباني فلسفي، روانشناختي و ديني)، به عنوان اموري كلي و جدا از ملاحظات روزمرة زندگي مينگرند. عدهاي نيز معتقدند: بين اهداف تعليم و تربيت اخلاقي و ارزشي و روشهاي واقعي تعليم و تربيت اخلاقي و ارزشي و اهداف مورد نظر، انسجام و هماهنگي لازم وجود ندارد. به همين دليل، تربيت اخلاقي و ارزشي بيشتر به برنامههاي تلفيقي منجر شده است (سجادي، 1379).


با بررسي پيشينه تحقيق، ضرورت بررسي تأثيرگذاري دوره هاي آموزش اخلاقي بر تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي، براي نيل به اهداف عالي ورزش احساس مي شود. اين تحقيق، براي پاسخ گويي به سؤال هاي زير طرح ريزي شده است. 1. آيا گذراندن دوره هاي آموزش اخلاقي موجب ارتقا در تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي مي شود؟ 2. آيا ضرورت گنجاندن برنامه تربيت اخلاقي در دوره هاي آموزشي مربيان ورزشي لازم است؟



روش شناسي تحقيق


اين تحقيق، از نوع تحقيقات نيمه تجربي و از نظر هدف كاربردي است. جامعه آماري تحقيق، مربيان ورزشي نخبه شاغل در آذربايجان غربي است. شصت نفر به عنوان نمونه آماري تحقيق انتخاب گرديد و به دو گروه 30 نفري شاهد و تحقيق تقسيم شدند. ابزار گردآوري اطلاعات، استفاده از پرسش نامه تصميم گيري اخلاقي با روايي و پايايي قابل قبول بود. اين پرسش نامه تصميم گيري آزمودني ها را در پنج وضعيت دشوار اخلاقي با چهار خرده مقياس قضاوت اخلاقي (4 گزينه)، آگاهي اخلاقي (4 گزينه)، گرايش اخلاقي(4 گزينه)، و اهميت شرايط (4 گزينه) ارزيابي مي كند. براي نمونه، يك وضعيت دشوار اخلاقي كه به صورت سناريو در پرسش نامه وجود دارد، خرده مقياس هاي تصميم گيري اخلاقي را اندازه گيري مي كند. محمد يك مربي ورزش است كه با تيم موفق بسكتبال دانشگاه كار مي كند. بهنام، بهترين بازيكن تيم، به طور تصادفي براي انجام تست دوپينگ انتخاب مي شود. در حالي كه، بهنام داراي سابقه دوپينگ و يا مصرف مواد نيروزا است. سرمربي تيم مي ترسد كه اگر پاسخ آزمايش بهنام مثبت باشد، اجازه حضور در مسابقات كشوري به او داده نشود. سرمربي پيشنهاد كرد كه محمد بازيكن ديگري را به جاي بهنام انتخاب كند. 1. محمد بايد بازيكن ديگري را به جاي بهنام براي آزمايش دوپينگ انتخاب كند. 2. در اين موقعيت، محمد بايد به مسئوليت هاي اخلاقي خود عمل كند. 3. اگر من در اين موقعيت بودم، آزمايش دوپينگ را بر روي بهنام انجام مي دادم. 4. اين مسئله داراي اهميت اخلاقي است.


براي كمّي سازي داده ها نيز از مقياس پنج ارزشي ليكرت استفاده شده است. براي تجزيه تحليل داده ها، ابتدا از آمار توصيفي و آزمون هايt همبسته استفاده گرديده است، نتايج نشان داد كه 70 درصد از مربيان گروه شاهد و 3/63 درصد از گروه تحقيق متأهل بودند. 30 درصد از مربيان گروه شاهد و 7/36 درصد از گروه تحقيق مجرد بودند. اغلب شركت كنندگان در تحقيق را مردان تشكيل مي دهند و سابقه مربي گري در بازه زماني 5-10 سال دارند. 50 درصد از مربيان گروه شاهد و 60 درصد از مربيان گروه تحقيق در رشته تحصيلي تربيت بدني و 50 درصد از مربيان گروه شاهد و 40 درصد از مربيان گروه تحقيق در رشته تحصيلي غيرتربيت بدني تحصيل كرده بود. اكثر مربيان داراي مدرك كارشناسي بودند (جدول 1). ابتدا پرسش نامه تصميم گيري اخلاقي بين دو گروه پخش و جمع آوري شد و نمرة كلي و نمرة مؤلفه هاي تصميم گيري اخلاقي مربيان در وضعيت هاي دشوار اخلاقي محاسبه شد. سپس، كارگاه آموزشي با محتواي اخلاق و اخلاق كاربردي در ورزش، همراه با پخش جزوات آموزشي بين گروه تحقيق انجام شد. پس از پايان دوره آموزشي، يك بار ديگر بين دو گروه پرسش نامه تصميم گيري اخلاقي توزيع و جمع آوري شد.



يافته هاي تحقيق


پس از بررسي نرمال بودن داده ها و تأييد آن، به مقايسة ميانگين قضاوت اخلاقي يكي از مؤلفه هاي تصميم گيري اخلاقي در دو گروه شاهد و تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد (230/0= p). پس از آموزش، بين ميانگين قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد (000/0= p) بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقاء قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است (جدول 2). سپس، با استفاده از آزمونt همبسته، به مقايسه اختلاف قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي پس از آموزش در گروه تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين قضاوت اخلاقي پيش و پس آموزش اختلاف معنا دار وجود دارد (000/0= p). در صورتي كه در گروه شاهد، بين ميانگين قضاوت اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معني داري ديده نشد (جدول 2). نتايج نشان داد كه بين ميانگين آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش، در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد (632/0= p). پس از آموزش، بين ميانگين آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد (000/0= p). بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقا آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است (جدول 3). سپس، با استفاده از آزمونt همبسته به مقايسه اختلاف آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي پس از آموزش در گروه تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين آگاهي اخلاقي پيش و پس آموزش اختلاف معنا دار وجود دارد (000/0= p). در صورتي كه در گروه شاهد بين ميانگين آگاهي اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معنا داري ديده نشد (جدول 3). نتايج نشان داد كه بين ميانگين گرايش اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش، در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد (848/0= p). پس از آموزش، بين ميانگين گرايش اخلاقي مربيان ورزشي در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد (002/0= p). بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقا گرايش اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است (جدول 4). سپس، با استفاده از آزمونt همبسته به مقايسه اختلاف گرايش اخلاقي مربيان ورزشي پس از آموزش در گروه تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين گرايش اخلاقي پيش و پس آموزش اختلاف معنا دار وجود دارد (000/0= p). در صورتي كه در گروه شاهد، بين ميانگين گرايش اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معنا داري ديده نشد (جدول 4). نتايج نشان داد كه بين ميانگين اهميت شرايط اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش، در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد (177/0= p). پس از آموزش، بين ميانگين گرايش اخلاقي مربيان ورزشي در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد (000/0= p). بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقا اهميت شرايط اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است (جدول 5). سپس، با استفاده از آزمونt همبسته به مقايسه اختلاف اهميت شرايط اخلاقي مربيان ورزشي پس از آموزش، در گروه تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين اهميت شرايط اخلاقي پيش و پس آموزش، اختلاف معنا دار وجود دارد (000/0= p). در صورتي كه در گروه شاهد، بين ميانگين اهميت شرايط اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معنا داري ديده نشد (جدول 5). نتايج نشان داد كه بين ميانگين تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش، در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد (205/0= p). پس از آموزش، بين ميانگين تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي، در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد (000/0= p). بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقا تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است (جدول 6). سپس، با استفاده از آزمونt همبسته به مقايسه اختلاف تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي پس از آموزش در گروه تحقيق پرداخته شد. نتايج نشان داد كه بين ميانگين تصميم گيري اخلاقي پيش و پس آموزش، اختلاف معنا دار وجود دارد (000/0= p). در صورتي كه در گروه شاهد، بين ميانگين تصميم گيري اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معنا داري ديده نشد (جدول 6). نتايج نشان داد كه بين نمرة كلي تصميم گيري اخلاقي و مؤلفه هاي آن، اختلاف معنا داري پيش و پس از آموزش وجود دارد (05/0< p). همچنين بين ويژگي هاي جمعيت شناختي مربيان (تأهل، جنس، رشته تحصيلي) و تصميم گيري اخلاقي آنها تفاوت معنا داري وجود ندارد.


جدول 1. ويژگي هاي جمعيت شناختي گروه هاي تحقيق









































































































متغير هاي جمعيت شناختي



گروه تحقيق



سطوح متغير ها



فراواني



درصد



رشته تحصيلي



شاهد



تربيت بدني



15



50



غير تربيت بدني



15



50



تحقيق



تربيت بدني



18



60



غير تربيت بدني



12



40



تحصيلات



شاهد



كارشناسي



28



3/93



كارشناسي ارشد



2



7/6



تحقيق



كارشناسي



26



7/86



كارشناسي ارشد



4



3/13



جنس



شاهد



مرد



25



3/83



زن



5



7/16



تحقيق



مرد



24



80



زن



6



20



تأهل



شاهد



متأهل



21



70



مجرد



9



30



تحقيق



متأهل



19



3/63



مجرد



11



7/36





جدول 2. بررسي تأثير آموزش اخلاقي بر قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي




































پيش يا پس



گروه



ميانگين± انحراف معيار



معنا داري



قضاوت اخلاقي



پيش از آموزش



شاهد



09/4±454/0



230/0



تحقيق



72/3±612/0



پيش از آموزش



شاهد



96/3±471/0



000/0



تحقيق



71/4±558/0





جدول 3. بررسي تأثير آموزش اخلاقي بر آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي




































پيش يا پس



گروه



ميانگين± انحراف معيار



معنا داري



آگاهي اخلاقي



پيش از آموزش



شاهد



28/4±474/0



632/0



تحقيق



92/3±623/0



پيش از آموزش



شاهد



10/4±638/0



000/0



تحقيق



86/4±520/0





جدول 4. بررسي تأثير آموزش اخلاقي بر گرايش اخلاقي مربيان ورزشي




































پيش يا پس



گروه



ميانگين± انحراف معيار



معنا داري



گرايش اخلاقي



پيش از آموزش



شاهد



37/3±492/0



848/0



تحقيق



33/3±471/0



پس از آموزش



شاهد



69/3±920/0



002/0



تحقيق



53/4±516/0





جدول 5. بررسي تأثير آموزش اخلاقي بر اهميت شرايط اخلاقي مربيان ورزشي




































پيش يا پس



گروه



ميانگين± انحراف معيار



معنا داري



اهميت شرايط اخلاقي



قبل از آموزش



شاهد



75/3±503/0



177/0



تحقيق



24/3±421/0



پس از آموزش



شاهد



85/3±820/0



000/0



تحقيق



33/4±471/0





جدول 6. بررسي تأثير آموزش اخلاقي بر تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي




































پيش يا پس



گروه



ميانگين± انحراف معيار



معنا داري



تصميم گيري اخلاقي



پيش از آموزش



شاهد



39/16±39/1



205/0



تحقيق



03/15±95/1



پس از آموزش



شاهد



83/15±01/2



000/0



تحقيق



97/18±78/1






بحث و نتيجه گيري


آدمي يگانه موجودي است كه در اين دنيا طالب سعادت است. اخلاق يكي از ضروري ترين نياز هاي او جهت دستيابي به سعادت محسوب مي شود. انسان با حس اخلاقي متولد مي شود؛ حسي كه بسيار زود بروز مي كند. در خانواده ظاهر مي شود، به وسيله معلمان الگو مي گيرد و توسط اجتماع تغذيه مي شود. اكثر تحقيقاتي كه در زمينة تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي در گذشته و حال انجام شده است، بيشتر به شخصيت مربيان، جنسيت مربيان، سابقه حضور در محيط هاي قهرماني، عوامل رواني، اجتماعي و محتواي اجتماعي و ويژگي هاي فيزيكي ورزش ها پرداخته شده است. ازاين رو، با توجه به مطالعه پيشينه موضوع در بررسي حاضر، تأثير آموزش هاي اخلاقي بر تصميم گيري اخلاقي مربيان ورزشي مورد تحقيق قرار گرفت. نتايج نشان داد كه بين ميانگين قضاوت اخلاقي پيش و پس از آموزش اختلاف معنا دار وجود دارد. بدين معنا كه آموزش اخلاقي در ارتقا قضاوت اخلاقي مربيان ورزشي تأثير داشته است. همچنين در بررسي مؤلفه هاي ديگر تصميم گيري اخلاقي، نتايج بيانگر تأثير آموزش اخلاقي در آگاهي اخلاقي، گرايش اخلاقي و اهميت شرايط اخلاقي مربيان بود. اين نتايج، با نتايج تحقيقات سيرين و همكاران (2003)، نامينن و همكاران (2007)، مايري (2011) همسو بود. نامينن و همكاران، با مقايسه پرستاراني كه دوره آموزش اخلاقي را گذرانده و پرستاراني كه دوره آموزش اخلاقي را نگذرانده بودند، نشان داد گروه آموزش ديده نسبت به گروه آموزش نديده، اضطراب كمتري داشته و آموزش اخلاقي بر تصميم گيري اخلاقي مؤثر بوده است (Numminen ; et al, 2007). مايري نشان داد كه براي ايجاد حساسيت به مسائل اخلاقي و افزايش آن، بايد آموزش اخلاق در برنامه ريزي آموزشي گنجانده شود (Myyry, 2011). سيرين و همكاران نشان دادند، دانشجوياني كه دوره هاي اخلاقي را گذرانده بودند، نسبت به گروهي كه اين دوره را نگذرانده بودند، به طور مشخصي از حساسيت اخلاقي در تصميم گيري بالاتري برخوردار بوده اند (Sirin ; et al, 2003).


با توجه به نتايج تحقيقات و تحقيق حاضر، پيشنهاد مي شود دروسي با محتواي آموزش هاي اخلاقي در برنامه درسي و آموزشي مربيان ورزشي قرار گيرد تا شاهد توسعه رفتار هاي اخلاقي در ميادين ورزشي باشيم. همچنين نتايج نشان داد پس از آموزش، بين ميانگين آگاهي اخلاقي مربيان ورزشي، در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري وجود دارد. نتايج نشان داد بين ميانگين گرايش اخلاقي مربيان ورزشي پيش از آموزش، در دو گروه اختلاف معنا داري وجود ندارد. در صورتي كه پس از آموزش بين ميانگين گرايش اخلاقي مربيان ورزشي، در دو گروه شاهد و تحقيق اختلاف معنا داري مشاهده شد.



منابع


امير شاهي، مير احمد و همكاران، بررسي رابطه بين فلسفه اخلاق فردي فروشندگان و فرايند تصميم گيري اخلاقي آنها (1389)، مطالعات مديريت بهبود و تحول، ش 63، ص 27-62.


داوودي، محمد، رويكردها و پرسش هاي بنيادين در تربيت اخلاقي (1385)، انجمن معارف اسلامي، سال دوم، ش 2، ص 351-371.


رمضاني نژاد، رحيم (1386)، اصول و مباني تربيت بدني و ورزش، بي جا، بامداد كتاب.


سجادي، سيدمهدي، رويكردها و روش هاي تربيت اخلاقي و ارزشي (1379)، فلسفه و كلام، پژوهش هاي فلسفي - كلامي، ش 3، ص 144-165.


مصباح ، محمدتقي (1373)، اخلاق در قرآن، تهران، اميركبير.


نادريان جهرمي ، مسعود (1390)، اخلاق در ورزش، تهران، نسيما.


Bartels, D.M, (2008), Principled moral sentiment and the flexibility of moral judgment and decision making Cognition, v. 108, p. 381–417.


Chaumeton, N., Duda, J.L, (1988), Is it how you play the game or whether you win or lose? The effect of competitive level and situation on coaching behaviors, Journal of Sport Behavior, v. 11, p. 157-174.


Ersoy N, Goz. F, (2001), The ethical sensitivity of nurses in turkey, v. 8 (4), p. 299-312.


Forsyth, D.R, (1980), Individual moral philosophies (IMPs) and ethical thought and action. Unpublished manuscript, Virginia Commonwealth University.


Jones, T., (1991), ‘Ethical Decision-Making by Individuals in Organization: An Issue- contingent Model’, Academy of Management Review, v. 16, N. 2, p. 366–395.


Lata, J, (2006), An analysis of goal achievement orientation and sport morality levels of division I-A non- revenue collegiate athletes [dissertation], The Florida State University.


Moore Z, E, (2003), Ethical dilemmas in sport psychology: Discussion and recommendations for practice, professional psychology: Research and practice, v. 34, N 6, p. 601-610.


Myyry, L, (2011), Component of morality: A professional ethics perspective on moral motivation, moral sensitivity, moral reasoning and related constructs among university students. https://helda.helsinki.fi/handle/10138/13116 (accessed on 2011).


Numminen OH, ; et al, (2007), Nursing student’ ethical reasoning and behavior: a review of literature, v. 27 (7), p. 796-807.


Park, H., ; Stole, L, (2005), ‘A Model Of Socially Responsible Buying / Sourcing Decision-Making Processes’ International Journal of Retail ; Distribution Management, v. 33, N. 4, p. 235-248.


Sirin. s, ; et al, (2003), Validation and examination of the effects of previous multicultural and ethics courses on ethical sensitivity, v. 13 (3), p. 221-235.


Snook, I. A, (1972), Indoctrination and Education, Routledge and K. Paul.