نسبت قبح اخلاقي با ارزش زيباشناختي فيلم از منظر اخلاق گرايي ميانه رو

سال ششم، شماره اول، پياپي 17، بهار و تابستان 1394


جواد امين خندقي / دانشجوي دکتري حکمت هنر ديني دانشگاه اديان و مذاهب        a.khandaqi@gmail.com



چكيده


در زمينة نسبت اخلاق و فيلم، يکي از پرسش هاي مهم اين است که آيا مي توان فيلمي را به واسطة داشتن قبح اخلاقي، فاقد ارزش زيباشناختي يا داراي ضعف زيباشناختي دانست؟ در پاسخ به اين پرسش از زمان افلاطون تاکنون ديدگاه هاي مختلفي بيان شده است. در ميان اين ديدگاه ها، «اخلاق گرايي ميانه رو»، به عنوان يکي از رويکردهاي معاصر، مدعي است که تبيين شايسته تري نسبت به ساير ديدگاه ها دربارة رابطة ميان اخلاق و هنر ارائه مي دهد. اين نوشتار با روش اسنادي و تحليل محتوا، ديدگاه اخلاق گرايي ميانه رو را بررسي مي کند. نتايج اين پژوهش نشان مي دهد که مهم ترين نقاط افتراق ديدگاه هاي افراطي و ميانه روي اخلاق گرا در گسترة پوشش ارزيابي اخلاقي، استفاده از اصولِ «تا آنجاکه» و «از تمام جهات» و قايل بودن به کثرت ارزش هاست. ديدگاه هاي ميانه روي اخلاق گرا نيز در اموري همچون گسترة پوشش ارزيابي اخلاقي، بهره بردن از قيود «همواره» و «گاهي»، شيوة استدلال و بهره گيري از مخاطبِ اخلاقاً حساس از يکديگر متمايز مي شوند. بررسي سه ديدگاه ميانه رو نشان مي دهد که ديدگاه گات، موجه ترين آنها به  شمار مي رود.


کليدواژه ها: اخلاق گرايي ميانه رو، ارزش زيباشناختي، قبح اخلاقي، تحليل فيلم، داوري هنري.