علوم اسلامی را می توان به دو دسته مدون یافته و در حال تدوین تقسیم کرد. بدون تردید دسته اول مانند فقه و اصول و تفسیر می توانند در مسیر تکون و شکل گیری دسته دوم نقش اساسی ایفا کنند. پژوهش حاضر به روش شناسی بهره گیری از دانش فقه در نظریه پردازی اقتصاد اسلامی می پردازد و هدف از آن تبیین رابطه فقه و اصول با اقتصاد اسلامی و تعیین حدود کارایی آن هاست